«روزهای بیباران» تردد زیباشناختی میان فانتزی و تنهایی

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، محسن خیمه دوز منتقد تئاتر در یادداشتی تحلیلی بر نمایش «روزهای بی باران» به نویسندگی و کارگردانی امین بهروزی که این شبها در عمارت هما به صحنه میرود، اینگونه نوشت: نمایش روزهای بی باران نوشته و کار امین بهروزی در یک فضای مینیمال رئالیستی روایت میشود. در همان فضا طرح مساله میکند و در همان فضا هم به پایان میرسد. اما موفق میشود در لحظاتی از فضای سطح رئال به درون کاراکترها راهی باز کند و بخشی از درون آنها را که فضایی سپژکتوید و نه آبجکتیو، نشان دهد و دوباره به سطح باز گردد و ریتم نمایش را هم در همین رفت و برگشت تنظیم کند.
روزهای بی باران این گونه است که سطح را با فانتزی و سرخوشی و عمق را با درد و تنهایی بیان میکند؛ و در همین تردد زیباشناختی است که بازیها نقش اساسی پیدا میکنند. طنزی که وحید آقاپور بازی اش میکند و تاملاتی که محمد صدیقی مهر به نمایش میگذارد روایت همین تردد زیباشناختی ست. لینک میان این دو فضا را نیز دو بازیگر دیگر، پردیس شیروانی و مریم داننده فرد برقرار میکنند که باعث حفظ ریتم در نمایش میشوند.
متن نمایش، پتانسیل این را داشت که در اجرا فراتر از مینیمال هم برود و چندین فضای دراماتیک را با نور و دکور و بازیها خلق کند.
به نظر میرسد که فضاسازی فعلی (که خوب بود) میتوانست کمی بهتر شود تا فرم اجرا از شباهتش با نمایش نامه خوانی بکاهد و با فضاسازی چندلایه، عمق چندلایه درون کاراکترها را نیز نشان دهد. در وضعیت فعلی این عمق چندلایه فقط به «زبان» میآید، اما به «بیان» نمیآید و به نشانههای صحنهای تبدیل نمیشود. شاید با یک دراماتورژی مناسب، روزهای بی باران، به چنین فضاسازی چندلایهای در اجرا هم برسد. در آن صورت میتوان گفت که این نمایش روایتگر ددرهای بی باران هم هست. دردهایی که باید با لطافت باران خیس شوند و از دردشان کاسته شود، اما از بد حادثه به خشکسالی سرزمینی خوردند که جز بی بارانی و تنها گذاشتن دردها حاصل دیگری نصیب شان نمیشود. درد تنهایی و تنهایی دردمند هر دو از نشانههای خشکسالی زیستی است. زیست جهانی که مخاطبان نمایش انگار آن را آشنا میبینند و با آن بیگانه نیستند.
انتهای پیام/