از محبوبیت مجازی تا یادگیری واقعی؛ عروسکها در کلاس چه میکنند؟
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، آیین افتتاحیه بیستودومین جشنواره بینالمللی تئاتر عروسکی تهران مبارک، با حضور بسیاری از هنرمندان، کودکان و نوجوان و علاقهمندان به هنر نمایش عروسکی، در محوطه تئاتر شهر تهران، برگزار شد . شقایق فکور، آموزگار پایه اول ابتدایی، در نقش عروسکگردان و صداپیشه عروسکی به نام لیمو حاضر شد. این حضور، فرصتی برای طرح نسبت میان هنر عروسکی و آموزش دوره ابتدایی ایجاد کرد.
فکور در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری آنا با اشاره به این امر که سالها با این شخصیت عروسکی در کلاس درس و محتوای فضای مجازی کار کرده است، تأکید کرد: عروسک پیش از آنکه واسطه انتقال محتوا باشد، واسطه ساختن رابطه با کودک است و اگر این رابطه شکل نگیرد، هیچ محتوایی، هر قدر هم دقیق، در ذهن کودک نمیماند.
عروسک فقط توجه کودک را جلب نمیکند؛ جنس رابطه را عوض میکند
فکور با بیان این که وقتی کودک احساس کند با یک شخصیت دوستداشتنی همراه شده، میتواند ارتباط متفاوتی با موضوع آموزشی برقرار کند، افزود: این تفاوت فقط در میزان توجه نیست؛ در جنس رابطه است. همین احساس، موضوع درس را از یک تکلیف بیرونی به چیزی تبدیل میکند که کودک در آن حضور دارد.
وی با تصریح بر این امر که ارزش این همراهی کمتر از خودِ محتوا نیست، ادامه داد: وقتی کودک احساس کند کسی همراه اوست، حاضر است برای آن همراه بیشتر تلاش کند؛ این همان چیزی است که در روشهای کاملاً مستقیم بهسختی به دست میآید. این همراهی جای پرسشهای معلم را نمیگیرد، زمینهای میسازد که آن پرسشها در آن معنا پیدا کند؛ بدون این زمینه، پرسش معلم برای بعضی بچهها فقط یک آزمون است.
فکور با تصریح بر این امر که بخش احساسی کار، حاشیه درس نیست و خودش هدف است، گفت: ما آدمها احساسات مختلفی داریم، این احساسات تغییر میکنند و مهم است که بتوانیم آنها را بشناسیم و دربارهشان حرف بزنیم. کودکی که اسمی برای احساسش ندارد نمیتواند درباره آن حرف بزند و آن احساس را در خودش نگه میدارد. بخشی از دشواری یادگیری در دوره ابتدایی ریشه در همین احساسات بیان نشده دارد، معلمی که این لایه را نبیند، نیمی از کلاس را نمیبیند.

فکور با اشاره به این امر که نام بردن احساس، اولین قدم برای مدیریت آن است، اظهار داشت: کودک تا وقتی نداند چه چیزی را تجربه میکند، نمیتواند درباره آن تصمیم بگیرد؛ نه میتواند کمک بخواهد، نه میتواند آرام شود. این کار نه یک جلسه مشاوره، بلکه بخشی از روال عادی کلاس است، اگر معلم آن را جدی بگیرد، در همان گفتوگوهای کوتاه روزانه اتفاق میافتد. مهمترین اثر این رویکرد بر رفتار کودک در کلاس، از بین رفتن ترس از سؤال پرسیدن است، کودک باید بداند اشتباه کردن بخشی از یادگیری است.
وی با اشاره به این امر که در حالت معمول و وقتی معلم میپرسد «کسی میداند؟» برخی کودکان از ترس اشتباه سکوت میکنند، افزود: وقتی اشتباه به یک شخصیت دیگر نسبت داده میشود، آن ترس رنگ میبازد و کودک راحتتر وارد گفتوگو میشود. عروسک را برای اعلام جواب درست نمیخواهد، میخواهم بهانهای باشد برای اینکه بچهها فکر کنند، حرف بزنند و خودشان به کشف برسند. سکوت کودک در کلاس همیشه نشانه نفهمیدن نیست، گاهی نشانه ترس از قضاوت است و تا این ترس برداشته نشود، هیچ روش تدریسی اثر نمیکند.
وی با بیان این نکته که تغییر موضع کودک از کسی که ممکن است اشتباه کند به کسی که میتواند کمک کند، یکی از کمهزینهترین راهها برای شکستن این سکوت است، ادامه داد: کودک در این حالت دیگر از خودش دفاع نمیکند؛ دارد به یک دوست کمک میکند و همین، فضای روانی کلاس را عوض میکند. لیمو هنوز ظرفیت تعجب کردن، چیزی را ندانستن و اشتباه کردن را نشان نداده است. اگر لیمو همهچیز را بداند، دیگر دلیلی برای فکر کردن بچهها باقی نمیماند.
این آموزگار با اذعان به این امر که هنوز این شخصیت را تمام شده نمیداند، یادآور شد: در حال شناختن ظرفیتهای بیشتر آن هستم و خودم را نیز در ابتدای این مسیر میدانم. شخصیتهای عروسکی مثل شخصیتهای داستانی به زمان نیاز دارند تا هویت پیدا کنند، هر تجربه تازه در کلاس، یک لایه به این شخصیت اضافه میکند.همانطور که لیمو به تدریج شکل گرفته، من هم همچنان در حال یادگیریام.
تماشای ویدیو، حتی وقتی جذاب است، به یادگیری تبدیل نمیشود
فکور با بیان این که همین منطق در تولید محتوای آموزشی نیز برای او تعیینکننده است، گفت: محتوایی که تولید میکنم باید مخاطب را به فعالیت، گفتوگو و تجربه واقعی تشویق کند، نه اینکه کودک فقط تماشاگر باقی بماند. بچهها باید بعد از دیدن یک محتوا خودشان وارد تجربه و فعالیت شوند، تماشا، حتی وقتی لذتبخش است، به یادگیری تبدیل نمیشود. فضای مجازی مکمل آموزش است و نه جایگزین آن، محتوای کوتاه اگر فقط سرگرم کند، در حافظه کودک نمیماند.
وی که سابقه حضور در گروه کرال فرهنگیان استان تهران را در کارنامه هنری خویش دارد، گفت: هدف این است که کودک بعد از تماشا کاری انجام دهد، حتی اگر آن کار یک نقاشی ساده یا یک سؤال از والدینش باشد.این فعالیت پس از تماشا، همان حلقهای است که محتوای مجازی را به یادگیری واقعی وصل میکند، بدون این حلقه، ویدیو فقط یک خاطره کوتاه است.
بازخورد زیاد، نشانه یادگیری عمیق نیست
این بازیگر تئاتر، با اشاره به تفکیکی که آن را مهم میداند، اظهار داشت: ممکن است ویدیویی بازخورد زیادی بگیرد، اما این به معنای یادگیری عمیقتر نباشد. ارزیابی اثر واقعی محتوا بر یادگیری بچهها به بررسی دقیقتر و فراتر از بازخوردهای فضای مجازی نیاز دارد ، اگر این تفکیک جدی گرفته نشود، مسیر تولید محتوا بر اساس محبوبیت تنظیم میشود، نه بر اساس اثر آموزشی. محبوبیت، معیاری آسان و در دسترس است و به همین دلیل خطرناک، وقتی عدد بازخورد را معیار بگیریم، بهتدریج چیزی را تولید میکنیم که دیده شود، نه چیزی که یاد بدهد.
فکور با تصریح بر این امر که این تفکیک نه فقط یک دغدغه شخصی، بلکه شرط لازم برای هر ارزیابی جدی از محتوای آموزشی است، یادآور شد: تا وقتی این دو با هم اشتباه گرفته شوند، هیچکس نمیداند واقعاً چه چیزی اثر داشته است. اگر بتوان عروسک را از آن بخش درس حذف کرد و هیچچیز در فرایند یادگیری تغییر نکرد، آن حضور تزئینی بوده است. اگر حذف عروسک ساختار درس را فرو بریزد و کودک دیگر دلیلی برای فکر کردن نداشته باشد، آن حضور کارکردی واقعی داشته است، این آزمون ساده، اما بیرحمانه است.
این آموزگار با بیان این امر که هر معلمی که با عروسک کار میکند باید هر چند وقت یکبار این آزمون را از خودش بپرسد، اضافه کرد: این پرسش، معلم را از افتادن در دام عادت نجات میدهد. وقتی عروسک به روال همیشگی کلاس تبدیل شود، ممکن است حضور داشته باشد، اما دیگر کاری انجام ندهد، این آزمون همان لحظه را نشان میدهد. هدف، حذف عروسک نیست؛ هدف این است که عروسک بیهوده در کلاس نماند.
انتهای پیام/