خانواده‌ها چگونه از کودکان در جنگ محافظت کنند؟

جنگ
در شرایطی که سایه تنش‌های نظامی بر زندگی مردم سنگینی می‌کند، یکی از پرسش‌های اساسی این است که چگونه می‌توان از کودکان در برابر پیامد‌های جنگ و بحران‌های امنیتی محافظت کرد.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، محمدمهدی سیدناصری حقوقدان، پژوهشگر حقوق کودک و آینده کودکی در عصر دیجیتال: در شرایطی که سایه تنش‌های نظامی بر زندگی مردم سنگینی می‌کند، یکی از پرسش‌های اساسی این است که چگونه می‌توان از کودکان در برابر پیامد‌های جنگ و بحران‌های امنیتی محافظت کرد.

این پرسش صرفاً ناظر بر حفظ جان کودکان در برابر حملات و خطرات فیزیکی نیست؛ بلکه سلامت روان، امنیت عاطفی، استمرار آموزش، حفظ پیوند‌های خانوادگی و امکان رشد در محیطی امن را نیز دربرمی‌گیرد.

کودکان ممکن است در تصمیم‌گیری‌های سیاسی و نظامی نقشی نداشته باشند، اما از نخستین گروه‌هایی هستند که آثار تصمیم‌ها و منازعات بزرگسالان را بر زندگی خود تحمل می‌کنند. از منظر حقوق کودک، حمایت از کودکان در وضعیت جنگ و ناامنی نباید به توصیه‌های اخلاقی یا اقدامات داوطلبانه خانواده‌ها محدود شود. این حمایت، بخشی از تعهدات حقوقی و مسئولیت‌های عمومی دولت‌ها و نهاد‌های مسئول است.

کنوانسیون حقوق کودک، به‌ویژه در مواد ۶، ۱۹، ۲۴، ۲۸ و ۳۸، بر حق حیات و رشد، حمایت در برابر خشونت، حق سلامت، حق آموزش و رعایت قواعد حقوق بشردوستانه در مخاصمات مسلحانه تأکید می‌کند. بنابراین، کودک در وضعیت بحران نیز صاحب حق است؛ نه صرفاً فردی آسیب‌پذیر که باید پس از وقوع حادثه به او رسیدگی شود.

جنگ فقط جان کودکان را تهدید می‌کند؟

در نگاه نخست، آسیب‌های جنگ معمولاً با تلفات انسانی، جراحت، تخریب خانه‌ها و آوارگی سنجیده می‌شوند؛ اما دامنه آثار آن بر کودکان بسیار گسترده‌تر است. شنیدن صدای انفجار، مشاهده تصاویر دلخراش، نگرانی از دست دادن والدین، جدایی از اعضای خانواده، اختلال در تحصیل و از میان رفتن احساس پیش‌بینی‌پذیری زندگی می‌تواند به ترس، اضطراب، اختلال خواب، گوشه‌گیری و دشواری در تمرکز منجر شود. در برخی کودکان، این آثار ممکن است مدت‌ها پس از پایان درگیری نیز ادامه یابد. نکته مهم آن است که همه کودکان واکنش یکسانی نشان نمی‌دهند. سن، تجربه‌های پیشین، وضعیت سلامت، شرایط خانوادگی و میزان مواجهه با اخبار و تصاویر خشونت‌آمیز بر شیوه واکنش آنان اثر می‌گذارد. کودکی که درباره خطر سکوت می‌کند، الزاماً آرام نیست؛ همان‌طور که پرسش‌های مکرر یا رفتار‌های ظاهراً کودکانه‌تر از سن، لزوماً نشانه لجبازی نیست.

گاهی کودک با زبانی که در اختیار دارد، نگرانی‌ای را بیان می‌کند که هنوز قادر به توضیح دقیق آن نیست. ازاین‌رو، حمایت روانی از کودکان نباید به زمان پس از وقوع حادثه موکول شود. ایجاد احساس امنیت، حفظ ارتباط عاطفی با مراقبان، ارائه اطلاعات متناسب با سن و پرهیز از قرار دادن کودک در معرض اخبار و تصاویر هراس‌آور، بخشی از آمادگی پیشگیرانه خانواده و جامعه است.

امنیت کودک، مسئولیتی حقوقی و عمومی است

در چارچوب حقوق بین‌الملل، کودکان به سبب سن و وضعیت رشدی خود از حمایت ویژه برخوردارند. در زمان مخاصمه مسلحانه، قواعد حقوق بشردوستانه بین‌المللی نیز بر حمایت از غیرنظامیان و رعایت محدودیت‌های حقوقی در شیوه و ابزار جنگ تأکید می‌کنند. کنوانسیون حقوق کودک و پروتکل اختیاری آن درباره مشارکت کودکان در مخاصمات مسلحانه نیز بخش مهمی از این چارچوب حمایتی را شکل می‌دهند. بااین‌حال، مسئولیت حمایت از کودک فقط به رعایت قواعد مربوط به عملیات نظامی محدود نیست. آمادگی خدمات امدادی، دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی، تداوم آموزش تا حد امکان، حمایت از کودکان جداشده از خانواده، حفاظت از کودکان دارای معلولیت و تضمین دسترسی آنان به اطلاعات و خدمات قابل استفاده، از جمله موضوعاتی است که باید در برنامه‌ریزی‌های عمومی برای شرایط اضطراری مورد توجه قرار گیرد.

در این میان، اصل «منافع عالیه کودک» اهمیت ویژه‌ای دارد. بر اساس ماده ۳ کنوانسیون حقوق کودک، در تصمیم‌ها و اقدامات مربوط به کودکان، منافع عالیه آنان باید از ملاحظات اساسی باشد. این اصل ایجاب می‌کند که در طراحی برنامه‌های تخلیه، اسکان اضطراری، توزیع کمک‌ها و بازگشایی مراکز آموزشی، نیاز‌های اختصاصی کودکان به‌طور جدی دیده شود. یک برنامه اضطراری که برای بزرگسالان قابل اجراست، لزوماً برای نوزادان، کودکان خردسال یا کودک دارای معلولیت مناسب نیست. بنابراین، لازم است نهاد‌های مسئول، پیش از بروز بحران، سازوکار‌های هماهنگ و روشنی برای اطلاع‌رسانی عمومی، خدمات حمایتی، حفظ پیوند‌های خانوادگی و رسیدگی به نیاز‌های ویژه کودکان داشته باشند. آموزش و تمرین این سازوکار‌ها نیز باید به‌گونه‌ای انجام شود که خود موجب ایجاد ترس و اضطراب در کودکان نشود.

خانواده‌ها چگونه می‌توانند از کودکان محافظت کنند؟

در کنار مسئولیت‌های عمومی، خانواده‌ها نیز می‌توانند با اقداماتی ساده، اما حساب‌شده، آمادگی خود را افزایش دهند. نخستین گام، داشتن برنامه‌ای روشن برای شرایط اضطراری است: اعضای خانواده بدانند در صورت دریافت هشدار معتبر چه اقدامی انجام دهند، در کجا یکدیگر را پیدا کنند، با چه فرد مورد اعتمادی تماس بگیرند و در صورت قطع ارتباط چگونه از وضعیت هم باخبر شوند. شماره‌های ضروری و اطلاعات تماس بهتر است علاوه بر تلفن همراه، روی کاغذ نیز در دسترس باشد.

آماده‌سازی وسایل ضروری، از جمله دارو‌های مورد نیاز کودک، آب و خوراکی مناسب، مدارک و اطلاعات تماس، چراغ‌قوه، وسایل کمک‌های اولیه، لوازم بهداشتی و وسیله‌ای آشنا مانند کتاب یا اسباب‌بازی کوچک، می‌تواند در شرایط جابه‌جایی یا اختلال خدمات روزمره کمک‌کننده باشد. محل امن و مسیر‌های خروج نیز باید متناسب با شرایط محل سکونت و دستورالعمل‌های رسمی و محلی مشخص شوند. در صورت وقوع حادثه، خانواده‌ها باید از نزدیک شدن به محل انفجار، اشیای ناشناس یا مهمات عمل‌نکرده خودداری کنند و از دستور‌های معتبر امدادی پیروی کنند. اما آمادگی فیزیکی، بدون آمادگی روانی کافی نیست. 

والدین نباید به کودکان وعده‌هایی بدهند که از تحقق آن مطمئن نیستند؛ برای مثال، گفتن اینکه «هیچ اتفاقی نمی‌افتد» ممکن است در کوتاه‌مدت آرامش‌بخش به نظر برسد، اما در صورت وقوع رویدادی ناخوشایند اعتماد کودک را تضعیف می‌کند. بهتر است صادقانه و متناسب با سن توضیح داده شود که بزرگسالان در حال پیگیری اخبار معتبر و انجام اقداماتی برای حفظ امنیت خانواده هستند و کودک می‌تواند پرسش‌ها و نگرانی‌هایش را با آنان در میان بگذارد. همچنین لازم است والدین از پخش مداوم اخبار و تصاویر خشونت‌آمیز در حضور کودکان پرهیز کنند. دسترسی نامحدود به خبرها، به‌ویژه هنگامی که تصاویر تکراری و هراس‌آور منتشر می‌شوند، می‌تواند احساس خطر را در کودک تشدید کند. حفظ روال‌های روزمره، خواب و تغذیه منظم تا حد امکان، بازی، گفت‌و‌گو و اختصاص زمانی برای شنیدن نگرانی‌های کودک، به بازسازی احساس امنیت کمک می‌کند.

اگر ترس و اضطراب کودک شدید یا ماندگار شود، خواب و فعالیت روزانه او را مختل کند یا با انزوا، حملات هراس یا تغییرات رفتاری قابل‌توجه همراه باشد، دریافت کمک از متخصص سلامت روان کودک ضرورت پیدا می‌کند. حمایت تخصصی نباید به‌عنوان نشانه ضعف خانواده تلقی شود؛ بلکه بخشی از مراقبت مسئولانه از کودک است.

آمادگی، به معنای پیش‌بینی یا انتظار جنگ نیست

در مواجهه با احتمال بحران، دو رویکرد افراطی می‌تواند آسیب‌زا باشد: نخست، بی‌اعتنایی به خطر‌ها و نداشتن هیچ برنامه‌ای؛ دوم، زندگی در وضعیت هشدار دائمی و انتقال نگرانی‌های بزرگسالان به کودکان. رویکرد مسئولانه، آمادگی متناسب با خطر، اتکا به اطلاعات معتبر و حفظ آرامش تا حد امکان است. هیچ خانواده‌ای نمی‌تواند به‌تنهایی همه پیامد‌های یک مخاصمه را کنترل کند، اما می‌تواند بخشی از خطر‌های قابل پیشگیری را کاهش دهد. در نهایت، معیار موفقیت در حمایت از کودکان فقط تعداد بسته‌های امدادی یا سرعت تخلیه نیست؛ باید دید آیا کودک در بحران نیز به مراقبت، اطلاعات قابل فهم، پیوند‌های خانوادگی، آموزش و حمایت روانی دسترسی دارد یا خیر.

حقوق کودک نباید با آغاز جنگ به حاشیه رانده شود؛ اتفاقاً در شرایطی که امنیت زندگی روزمره متزلزل می‌شود، ضرورت حمایت از این حقوق آشکارتر از همیشه است. حفاظت از کودکان، نه لطفی در حق آنان، بلکه تعهدی حقوقی و انسانی و معیاری برای سنجش مسئولیت‌پذیری جامعه در برابر آسیب‌پذیرترین اعضای خود است.

انتهای پیام/

ارسال نظر