آخرین اخبار:

هوش مصنوعی چگونه نسل بعدی کارگردانان سینما را تهدید می‌کند

سینما
سال‌ها پیش از آنکه ریدلی اسکات و گای ریچی به نام‌هایی شناخته‌شده در سینما تبدیل شوند، صنعت تبلیغات فرصتی برای تجربه‌اندوزی، آزمون ایده‌ها و یادگیری ساخت فیلم در اختیارشان گذاشت؛ اما حالا با گسترش هوش مصنوعی در تولید محتوای تبلیغاتی، همین مسیر ورود به دنیای کارگردانی در معرض تغییر قرار گرفته است. این فناوری‌ در کنار وعده کاهش هزینه‌ها و افزایش سرعت تولید، ممکن است فرصت یادگیری عملی را از کارگردانان آینده بگیرد و به شکل‌گیری نسلی منجر شود که امکان تجربه‌اندوزی کمتری دارد.

به گزارش خبرگزاری آنا، به نقل از گاردین؛ صنعت تبلیغات بریتانیا برای سال‌ها یکی از مسیرهای مهم پرورش استعدادهای کارگردانی بوده است. بسیاری از فیلم‌سازانی که بعدها در سینما و تلویزیون به موفقیت رسیدند، از جمله ریدلی اسکات و گای ریچی، تجربه‌های حرفه‌ای خود را در فضای ساخت آگهی‌های تبلیغاتی گسترش دادند. این محیط به کارگردانان امکان می‌داد در پروژه‌های مختلف کار کنند، شیوه‌های روایت تصویری را بیازمایند و مهارت‌های فنی و خلاقانه خود را توسعه دهند.

اکنون گسترش ابزارهای هوش مصنوعی مولد، این الگوی سنتی را با چالش مواجه کرده است. وقتی بخشی از فرایند تولید تصاویر و محتوای تبلیغاتی با ابزارهای خودکار انجام می‌شود، شرکت‌ها ممکن است برای ساخت بعضی پروژه‌ها به گروه‌های کوچک‌تر، زمان کمتر و هزینه پایین‌تری نیاز داشته باشند. در چنین شرایطی، مسئله فقط جایگزینی چند وظیفه با فناوری نیست؛ بلکه احتمال کاهش فرصت‌هایی مطرح است که کارگردانان تازه‌کار پیش‌تر از طریق آن‌ها تجربه کسب می‌کردند.

کاهش هزینه چه نتیجه‌ای در پی دارد؟

یکی از نگرانی‌های مطرح‌شده در این گزارش، تغییر نگاه شرکت‌های تبلیغاتی به فرایند تولید است. به گفته یکی از منابع فعال در این صنعت، هزینه ساخت برخی آگهی‌ها با استفاده از هوش مصنوعی می‌تواند تا ۶۰ درصد کاهش پیدا کند. چنین صرفه‌جویی‌ برای سفارش‌دهندگان جذاب است؛ اما منتقدان می‌گویند تولید سریع‌تر و ارزان‌تر ممکن است به خروجی‌هایی شبیه به یکدیگر و کم‌رنگ‌ شدن نقش خلاقانه کارگردان منجر شود.

این نگرانی زمانی جدی‌تر می‌شود که بدانیم تجربه ساخت آگهی‌های تبلیغاتی فقط به تولید یک محصول نهایی محدود نیست. کارگردان در این مسیر با تصمیم‌گیری‌های تصویری، هدایت گروه تولید و تبدیل یک ایده به روایت بصری آشنا می‌شود که به‌ سادگی نمی‌توان همه آن‌ها را با تولید خودکار تصویر جایگزین کرد.

نمونه‌ای از تاثیر تبلیغات بر مسیر حرفه‌ای فیلم‌سازان داستان تونی اسکات، برادر ریدلی اسکات، است. او پس از ساخت آگهی تلویزیونی خودروی ساب که در آن خودرو با یک جنگنده رقابت می‌کرد، توجه تهیه‌کنندگان فیلم تاپ گان را جلب کرد. این نمونه نشان می‌دهد یک آگهی تبلیغاتی می‌تواند فراتر از یک سفارش تجاری، فرصتی برای دیده‌شدن سبک بصری و توانایی‌های یک کارگردان باشد.

سرمایه‌گذاران بزرگ درباره تولید مبتنی بر هوش مصنوعی چه می‌گویند؟

در سوی دیگر این بحث، شرکت‌های تبلیغاتی بر مزایای اقتصادی و عملیاتی فناوری تأکید می‌کنند. گروه تبلیغاتی WPP در سپتامبر ۲۰۲۶ مرکز تولیدی جدید خود را در شرق لندن افتتاح کرد. بخشی از برنامه توسعه کسب‌وکار تولیدی این شرکت با سرمایه‌گذاری اعلام‌شده ۶۰۰ میلیون پوندی است و قرار است خلاقیت حرفه‌ای را با قابلیت‌های پیشرفته هوش مصنوعی ترکیب کند.

سیندی رز، مدیرعامل WPP، معتقد است هوش مصنوعی می‌تواند اقتصاد تولید محتوا را متحول کند. با استفاده از این فناوری، شرکت‌ها می‌توانند برخی صحنه‌ها را در استودیو بازسازی کنند، به‌جای سفر به مکان‌های دوردست هزینه کمتری بپردازند و محتوا را با سرعت بیشتری برای پلتفرم‌های مختلف آماده کنند.

ریچارد گلسون، مدیر اجرایی WPP Production نیز از هوش مصنوعی به‌عنوان ابزاری برای افزایش ظرفیت تولید دفاع می‌کند. از نگاه او، برندها برای حضور در شمار فزاینده‌ای از کانال‌های دیجیتال به حجم بیشتری از محتوا نیاز دارند و فناوری می‌تواند پاسخ‌گویی به این تقاضا را امکان‌پذیرتر کند. او همچنین معتقد است تبلیغات بزرگ و پرهزینه، از جمله کمپین‌های مرتبط با سوپربول و جام جهانی فوتبال، همچنان به فعالیت حرفه‌ای و خلاقیت انسانی نیاز خواهند داشت.

با این حال، اختلاف اصلی بر سر اصل استفاده از فناوری نیست؛ مسئله این است که افزایش ظرفیت تولید چگونه با حفظ کیفیت خلاقانه، فرصت‌های شغلی و تربیت نیروی متخصص همراه خواهد شد.

کاهش هزینه، فرصت یادگیری را هم کم می‌کند. هوش مصنوعی ممکن است ساخت یک آگهی را ارزان‌تر و سریع‌تر کند، اما هزینه واقعی این تحول در صورت‌حساب شرکت‌ها دیده نمی‌شود. اگر صنعت تبلیغات فرصت تجربه‌اندوزی کارگردانان جوان را محدود کند، شاید امروز در هزینه تولید صرفه‌جویی شود، اما فردا نیرویی که باید سینمای خلاق‌تر و متفاوت‌تری بسازد، مسیر کمتری برای یادگیری داشته باشد.

خطر اصلی، حذف یک شغل به‌تنهایی نیست؛ حذف پله‌هایی است که افراد را به آن شغل می‌رساند. اگر هوش مصنوعی قرار است ابزار تازه‌ای برای فیلم‌سازی باشد، صنعت باید هم‌زمان راه‌هایی برای حفظ تجربه عملی، پرورش استعدادهای تازه و جلوگیری از یکسان‌شدن خروجی‌های خلاقانه پیدا کند. در غیر این صورت، ممکن است فناوری تولید محتوا را فراوان‌تر کند، اما مسیر پرورش خالقان آینده را محدودتر سازد.

انتهای پیام/

ارسال نظر