آنا گزارش می‌دهد

چرا کربلا فراتر از یک واقعه تاریخی است؟ نگاهی به فلسفه تاریخ از نگاه شهید عرفانی‌فر

شهید عرفانی فر
شهید دکتر عرفانی‌فر استاد فقید دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز با تبیین سیر حرکت بشریت از مرحله غریزه تا مقام ولایت، نقش حیاتی کربلا را در بازسازی مفاهیم بلند انسانی بازخوانی کردند و با نگاهی دقیق به تاریخ، دوران یزید را نقطه سقوط از مقام “آدمیت” به مرحله “بشریتِ منفعت‌طلب” نامیدند و تأکید کردند که مأموریت ائمه اطهار(ع) و حتی انقلاب اسلامی، تلاش برای بازگرداندن انسان‌ها به مسیر حکمت، عفت و عدالت است؛ مسیری که منجی موعود (عج) تکمیل‌کننده آن خواهد بود.

به گزارش خبرگزاری آنا، شهید عرفانی‌فر دارای مدرک کارشناسی ارشد معارف و الهیات اسلامی بود که آن را در سال ۱۳۷۸ اخذ کرد. وی همچنین از جانبازان ۲۰ درصد دوران دفاع مقدس به شمار می‌رفت و سال‌ها در مسیر تعلیم و تربیت دانشجویان گام برداشت.

این استاد شهید از سال ۱۳۸۴ به عنوان مدرس مدعو در دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز و دیگر واحدهای استان فارس، به تدریس دروس «اندیشه اسلامی ۱» و «اندیشه اسلامی ۲» مشغول بود و از سال ۱۴۰۴ نیز به عنوان هیئت علمی وابسته این دانشگاه فعالیت خود را ادامه داد.

دوستان و همکاران شهید عرفانی‌فر، او را فردی بااخلاص و دارای روحیه‌ای خاص توصیف می‌کنند.

به گفته آنان، وی همواره با حسرت از همرزمان شهیدش یاد می‌کرد و بارها گفته بود که «همه دوستانی که باهم در جبهه بودیم شهید شدند و فقط من مانده‌ام» و همواره آرزوی شهادت داشت.

از نظر علمی، او استادی دقیق، عمیق و سنجیده بود که با مطالعه مستمر، روزانه ساعات طولانی - گاه تا ۱۰ ساعت - را به مطالعه و تدریس اختصاص می‌داد. نگاه نوآورانه در حوزه علوم دینی، قدرت تحلیل بالا و دقت در بیان، از ویژگی‌های برجسته علمی او عنوان شده است.

در عرصه اخلاقی نیز، فروتنی، نجابت، غیرت دینی و روحیه جهادی از شاخصه‌های بارز این استاد شهید بود. وی از اعضای فعال مسجد امام محمدباقر (ع) در شهرک زیباشهر و همچنین از اعضای مجمع پیشکسوتان بسیج اساتید استان فارس به شمار می‌رفت.

شهید عرفانی‌فر همچنین طراح ایده «مسجدمحوری» و مبتکر «قرارگاه فرهنگی به رنگ خدا» بود که با هدف تقویت فعالیت‌های فرهنگی مبتنی بر ظرفیت مساجد شکل گرفت.

دانشجویان او نیز از این استاد به عنوان «پدری مهربان» یاد می‌کنند و معتقدند که رابطه‌ای صمیمی، دوستانه و در عین حال راهگشا با آنان داشت؛ استادی که نه‌تنها معلم، بلکه همراه و پشتیبان دانشجویان خود بود.

اگرچه این حملات، سرمایه‌های انسانی ارزشمندی را از نظام آموزشی کشور گرفت و ضایعه‌ای سنگین بر پیکره علم و دانش وارد کرد، اما به باور بسیاری از استادان و همکاران این شهیدان، مسیر آنان ادامه‌دار خواهد بود.

به گفته آنان، علم محدود به ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها نیست، بلکه ریشه در اندیشه و باور دارد و خون شهیدان، زمینه‌ساز پرورش نسل‌های جدیدی از نخبگان و فرهیختگان خواهد شد؛ نسلی که راه روشن آنان را ادامه خواهد داد.

براین اساس، شهید عباس عرفانی‌فر استاد دانشگاه آزاد اسلامی واحد شیراز در تاریخ ۷ تیرماه ۱۴۰۴ یعنی دوم محرم ۱۴۴۷ سخنرانی را با موضوع «جایگاه قیام امام حسین(ع) و انقلاب اسلامی ایران در سیر تعالی بشر» انجام داده بودند و خبرگزاری آنا این سخنرانی را که مطالعه آن خالی از لطف نیست، در آستانه اربعین حسینی و ایام محرم بازنشر می‌کند.

متن سخنرانی شهید عرفانی‌فر از نظر مخاطبان خبرگزاری آنا می‌گذرد:

امشب شب دوم ماه محرم الحرام است، شبی است که در واقع مراسم عزاداری در میان شیعیان برگزار است و در این مراسم بیش‌تر به تاریخ نقلی می‌پردازند؛ در حقیقت قصه کربلا را یادآوری می‌کنند؛ در صورتی که ما دو نوع تاریخ دیگر هم می‌توانیم بیان کنیم، یکی تاریخ علمی و دیگری فلسفه تاریخ. 

تاریخ علمی این است که بدانیم علت واقعه چیست؟ یعنی چه چیزی در آن‌جا اتفاق افتاد که در واقع جنگ شروع شد. آن شرایط سیاسی- اجتماعی حاکم بر جامعه چه بود که موجب شد امام‌مان، ولی‌مسلمین، ولی‌الهی وارد عرصه شود. می‌توان حدود نوزده- بیست مورد را مطرح کرد که اینها عامل شدند که کربلا اتفاق بیفتد.

اما یک موقع شما در مورد فلسفه یک واقعه صحبت می‌کنید، اینکه، تحولاتی که در طول تاریخ اتفاق افتاده، فراتر از متن جامعه است، آن وقت آن‌جا می‌شود به‌عنوان فلسفه تاریخ نگاه کرد. اگر بخواهیم از این جنبه نگاه کنیم، ببینیم کربلا چه جایگاهی دارد باید دقت کنیم که انسان- این موجود دوپای راست‌قامت ابزارساز، ذخیره‌کننده اطلاعات- اینها ویژگی انسان است- مراحلی دارد. یک مرحله بشر هست، یک مرحله انسان می‌شود یک مرحله آدم می‌شود و یک مرحله هم ولی‌الله می‌شود. 

در مرحله بشر آدم‌ها فقط زندگی طبیعی خودشان را دنبال می‌کنند، نیاز‌های اولیه و نیاز‌های بنیادی را دنبال می‌کنند، خوراک و پوشاک و مسکن و ازدواج و تفریح و مسافرت و تجارت و از این مسائل. وقتی از مردم می‌پرسید چه می‌خواهید، تمام همتشان این است که بتوانند در واقع امکاناتی را برای خودشان فراهم آورند. این دوران بشر هست. اگر انسان، اگر این بشر از آن حس غریزی خودش خارج شود، از حس خودخواهی خودش، از حس منفعت‌طلبی خودش، از حس ثروت- لذت خودش خارج شود، بعد به دیگران فکر کند که حالا اگر من زندگی می‌کنم این اقدامم چه نفعی برای دیگران دارد -که این مبتنی بر عقلانیت است و مبتنی بر اخلاق- در این مرحله وارد عرصه انسانیت می‌شود. به عبارت دیگر، انسان کسی است که فراتر از نیاز‌های غریزی و نیاز‌های طبیعی خودش فکر می‌کند، انسانی که مبتنی بر حکمت، مبتنی بر عدالت، مبتنی بر شجاعت و عفت کار کند و همه اینها در واقع در راستای عدالت و عقلانیت باشد، برای نفع دیگران باشد. اگر این انسانی که به مرحله عقلانیت رسیده، بتواند از وحی بهره ببرد وارد دوران آدمیت می‌شود، یعنی در واقع آدم کسی است که می‌تواند از وحی بهره ببرد و اگر از وحی بهره برد بعد می‌تواند به مقام ولایت برسد. 

اصل اسلام دوره‌ای است و در واقع تحولی است از بشریت به انسانیت، یعنی ظهور اسلام زمینه‌ای فراهم می‌کند که بشری که قبل از آن، بیشتر به منفعت خودش فکر می‌کرد، بیش‌تر به لذت- ثروت فکر می‌کرد، یک مرحله دیگر هم برایش فراهم شود به انسانیت و یک مرحله دیگر برایش فراهم شود به آدمیت، و نهایتاً نقشه راه از بشریت تا ولایت الهی در قرآن و در متن اسلام آمده است. خوب، وقتی که اسلام وارد شد، انسان‌ها در دوران بشریت بودند، بیش‌تر به دنبال منافع طبیعی خودشان بودند، این انتقال به انسانیت، انتقال به آدمیت، انتقال به ولایت الهی باید صورت بگیرد.

ائمه اطهار علیهم‌السلام ازجمله اشخاصی هستند که این چهار مرحله را طی کرده‌اند و به مقام ولایت الهی رسیده‌اند. خوب، وقتی پیامبر گرامی اسلام صلی‌الله علیه و آله و سلم به پیامبری مبعوث شدند، آن چهره درخشان انتهای تاریخ را هم نشان داد، اما آن قطعه‌ای که اتفاق افتاد از سقیفه، یک بار دیگر انسان‌ها سقوط کردند به همان دوره بشریت، دوره منفعت. این دوره منفعت در دوران خلفا در واقع تعادلی داشت که انسان‌ها می‌توانستند، زمینه رشد را هنوز در خود داشته باشند، اما وقتی به معاویه و یزید بن معاویه رسید یک سقوط صورت گرفت که در این پنجاه شصت سال در واقع به تدریج از اسلام خارج شدند و بحث ولایت که اصلاً اینها متوجه نشدند، بحث حکمت، عدالت، عفت و شجاعت هم که، اینها اصلاً به آن نرسیدند و دور شدند و آمدند در مرحله بشریت و اگر این یزید حاکم می‌شد این بشریت استقرار پیدا می‌کرد. 

آن مفاهیم بلندی که در قرآن آمده بود به فراموشی سپرده می‌شد و بدترین دوران، دوران همین یزید بن معاویه است که اگر قیام امام حسین(ع) نبود این سقوط صورت می‌گرفت. مثل مسیحیت مثل یهودیت مثل زرتشت مثل ادیان دیگر، اسلام هم باز دوران نابودیش را طی می‌کرد، دوران انحرافش را طی می‌کرد. قیام امام حسین (ع) در واقع جلوی این سقوط را گرفت، دوباره زمینه را فراهم کرد تا سایر ائمه (ع) آن را بازسازی کنند و دوباره آن مفاهیم بلند انسانی و الهی در جامعه مطرح شوند. گرچه متأسفانه تا امروز هم به نظر می‌رسد بشر هنوز به مرحله انسانیت نرسیده که براساس عقلانیت و اخلاق کار کند. عقلانیت را به کار برده، اما عقلانیت را برای منفعت به کار برده، عقل سوداندیش، عقل معاش‌اندیش در واقع دارد به کار می‌برد، اما عقلی که خودش می‌تواند تولیدگر باشد و انسانیت را به مردم معرفی کند این اتفاق نیفتاده است. یعنی هنوز باید ائمه این مسیر را یاری می‌کردند تا انسان‌ها بتوانند در این مسیر رشد کنند. دلیل وجود آقا امام زمان علیه‌السلام هم همین است، یعنی حتماً باید این مأموریت به یک سرانجام برسد. پس اصل آن قیام امام حسین (ع) که حتی با ۷۰ نفر یا ۱۰۰ نفر هم شروع به مبارزه کرد، به خاطر این بود که جلوی این سقوط بزرگ گرفتند تا این دوران ما.

چرا کربلا فراتر از یک واقعه تاریخی است؟ نگاهی به فلسفه تاریخ از نگاه شهید عرفانی‌فر

دوران ما دورانی است که اگر دقت کنید، تا قبل از انقلاب اسلامی هنوز هم جنگ بر سر همان منفعت‌هاست و ثروت- لذت هنوز هم حاکم است. در جامعه خودمان که نگاه می‌کنید، چرا افراد خیلی زیادی با انقلاب سازگار نیستند، چون شعار انقلاب شعار ثروت- لذت نیست، شعار عدالت است، اگر دقت کنید حضرت آقا یک موقع به یکی از رئیس جمهور‌ها که شعار عدالت می‌داد، فرمودند، که این شعار ایشان به من نزدیک‌تر است، یعنی انقلاب اسلامی شعارش، شعار عدالت است. وقتی دقت کنید، انقلاب اسلامی وقتی آمد تحولی که در دنیا اتفاق افتاده، مردم دیگر به دنبال منفعت نیستند. آنهایی که اهل مبارزه هستند به دنبال عدالت هستند یعنی حالا که مخصوصاً مسئله غزه پیش آمده و مردم دنیا این همه تظاهرات کردند، جنگ بین انسانیت و بشریت هست، یعنی این موجود دوپا از دوران بشریت عبور خواهد کرد و به دوران انسانیتش که مبتنی بر عدالت است خواهد رسید. 

انقلاب اسلامی مرز ورود انسان به دوران انسانیت است. دوباره مفاهیم انسانی و مفاهیم الهی مطرح شد. در همین مرز، دوباره آن ماموریت و مسئولیت آقا امام زمان(عج) مطرح می‌شود که اگر زمینه فراهم شد و مردم به سمت عدالت آمدند، برای یاری رساندشان که اینها فضای عدالت را پیاده کنند، مطمئناً ما منتظر یک منجی خواهیم بود. البته مطمئناً عبور از این دوران بشریت به دوران انسانیت تاکنون هزار سال طول کشیده و ممکن است خیلی وقت دیگر هم طول بکشد، حالا آدم زمانش را نمی‌داند. دلیل انقلاب اسلامی چیست؟ دلیل انقلاب اسلامی چیز مالی و مادی نیست، گرچه اینها را هم تأمین می‌کند، ولی فلسفه انقلاب اسلامی عبور از مرز بشریت، مرز ثروت- لذت و رسیدن به عدالت، عقلانیت و اخلاق است و این کار خیلی بزرگی است که انقلاب اسلامی دارد انجام می‌دهد و تا حالا تقریباً موفق بوده است که این اندیشه و شعارش را در جهان مطرح کند، گرچه آن چهره تاریک ثروت- لذت، بخش بزرگی از جامعه خودمان را هم فراگرفته است. اینهایی که در جامعه می‌بینید خیلی به احکام دین وفادار نیستند و خیلی توجه نمی‌کنند.

درحقیقت از نظر من تقصیری ندارند، اینها قربانی همان جریان ثروت- لذت هستند که امروز به عنوان مدرنیته مطرح است و تکنولوژی‌های بزرگی هم از آن دفاع می‌کنند. مردم به تکنولوژی پیشرفته آنها نگاه می‌کنند و یادشان می‌رود که این تکنولوژی باز از آن فرهنگ بشریت دارد دفاع می‌کند، از ثروت- لذت دفاع می‌کند، اجازه نمی‌دهد اینها به عرصه انسانیت برسند. انقلاب اسلامی این کار را خواهد کرد. تفکر انقلاب اسلامی در واقع محدود به یک مکان خاص و ایران نیست، یک فرهنگ است، فرهنگ انسانیت است، این فرهنگ و تفکر ایجاد شده است. الان در تمام دنیا این فرهنگ رونق دارد؛ بنابراین این که با ایران می‌جنگند، از روی نفهمی‌اشان هست، چون این دیگر فرهنگ هست و فرهنگ زمان و مکان ندارد، حتما در جا‌های دیگر دنیا هم پیروز خواهد شد، و إِنْ شَاءَ ٱللَّهُ که آقا امام زمان هم ظهور کند و این انسانیت تکمیل شود. ما دوره بعدی، در دوره‌ای که امام زمان إِنْ شَاءَ ٱللَّهُ ظهور کرد، در دوره ظهور، عبور از انسانیت داریم به آدمیت. حالا جالب است که در دوره انسانیت، انسان‌ها مغرور می‌شوند، خداوند در قرآن می‌فرمایند، یَا أَیُّهَا الْإِنْسَانُ مَا غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ، وقتی تو انسان شدی و عقلانیت و اخلاق حاکم شد آن‌قدر جامعه قدرتمند می‌شود که ممکن است حتی به دین حمله کند، یعنی فضا برای دینی شدن و فضا برای آدم شدن را تنگ کند. انشاءالله بعد از ظهور، آن جا فضایی فراهم می‌شود که انسان‌ها به مقام آدمیت می‌رسند، "وَعَلَّمَ آدَمَ الْأَسْمَاءَ کُلَّهَا" آن مقام آدمیت، مقامی است که می‌تواند اسماء الهی را دریافت کند، می‌تواند قرآن را درک کند، می‌تواند وحی را درک کند، آن دوره رشد انسان است و انسان وارد عرصه دینداری می‌شود. آن وقت از آن‌جا از روش عبودیت، إِنْ شَاءَ ٱللَّهُ به یاری خدا، به مقام ولایت، مقام عباد صالح، عابد و دوران رحمت خواهد رسید؛ بنابراین کربلا جلوی آن سقوط را گرفت و انقلاب اسلامی آغاز آن رشد است و ما هم معتقدیم که این رشد بدون ظهور یک منجی اتفاق نمی‌افتد، چون قدرت آن مادی‌گراها، قدرت آن ثروت-لذت، آن نفوذی که در افکار مردم دارند به حدی است که حتی با وجود این تمدن ده هزار ساله بشر، بشر هنوز رشد نکرده است. انقلاب اسلامی این‌قدر با عظمت است، کربلا این‌قدر با عظمت است. اگر کربلا نبود آن سقوط اتفاق می‌افتاد. 

انقلاب اسلامی زمینه رشد را فراهم کرده است؛ بنابراین وقتی که این سیر را نگاه می‌کنیم جای خودمان پیداست که الان وقتی ما داریم شهید می‌دهیم و این مردم را نگاه می‌کنیم که این‌قدر دارند پافشاری می‌کنند، آن وقت به دل آدم می‌آید که‌ای آقا،‌ای امام زمان، آیا این مردم لیاقت ندارند؟ یعنی واقعاً مردم لیاقت خودشان را نشان دادند از این بابت که بتوانند وارد عرصه انسانیت بشوند. اصلاً جهان نشان داده نه فقط ایران. جهانیان این لیاقت را نشان دادند. امیدوارم که خدمتتان عرض کنم مورد توجه آقا امام زمان قرار بگیرد و از خداوند بخواهد که فرجش إِنْ شَاءَ ٱللَّهُ نزدیک کند و به ما برسد. اگر فرصت شد إِنْ شَاءَ ٱللَّهُ در دوره‌های بعد، آن مشکلاتی که مردم آن زمان داشتند و آن سقوطی که می‌توانست اتفاق بیفتد را خدمت شما عرض می‌کنم. انشاالله که موفق باشیم و همه ما بتوانیم در این سیر کمالی که اتفاق افتاده إِنْ شَاءَ ٱللَّهُ کار کنیم، فکر کنیم یا عملی انجام دهیم. إِنْ شَاءَ ٱللَّهُ خداوند به ما فرصت بدهد که ما بتوانیم این مسیر إِنْ شَاءَ ٱللَّهُ برویم. برای شادی روح شهدا، برای شادی روح امام و برای سلامتی آقا امام زمان و سلامتی رهبر معظم انقلاب همگی با هم صلواتی بفرستیم بر محمد و آل محمد.

انتهای پیام/

ارسال نظر