کشورها با تکیه بر دانشگاهها در توسعه انرژی جلو افتادند/ ایران کجای این مسیر ایستاده است؟
به گزارش خبرگزاری آنا، در حالیکه رقابت جهانی در حوزه انرژی از افزایش ظرفیت تولید به تسلط بر فناوری و بهرهوری تغییر مسیر داده، تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد هر جا پیوند دانشگاه، مراکز علمی و صنعت انرژی به همکاریهای مأموریتمحور و قابل سنجش تبدیل شده، امنیت انرژی، کاهش هزینه تولید و شتاب تجاریسازی فناوریها همزمان تقویت شده است؛ در ایران نیز با وجود ظرفیتهای بزرگ و نیروی انسانی متخصص، شکاف میان پژوهش و اجرا و همکاریهای مقطعی، روند تحقق اهداف تولید و بهینهسازی را کند کرده و برای عبور از ناترازیها، توسعه تجدیدپذیرها و ارتقای بهرهوری، مشارکت برنامهمحور دانشگاهها و پژوهشگاهها دیگر یک گزینه نیست، یک ضرورت راهبردی است.عبور از چالشهایی، چون ناترازی، شدت بالای مصرف، فرسودگی زیرساختها و کندی توسعه فناوری، بدون ورود مؤثر و برنامهمحور دانشگاهها و مراکز علمی، دشوار و حتی دور از دسترس خواهد بود.
در سالهای اخیر، صنعت انرژی جهان بیش از هر زمان دیگری به این جمعبندی رسیده است که مسیر دستیابی به امنیت انرژی، تنوعبخشی به منابع، کاهش آلایندگی، ارتقای بهرهوری و تحقق اهداف بلندمدت توسعه، بدون پیوند ساختاریافته با دانشگاهها، مراکز علمی و زیستبوم نوآوری ممکن نیست. تجربه کشورهای پیشرو نشان میدهد هر جا میان صنعت، دانشگاه، آزمایشگاههای ملی، شرکتهای دانشبنیان و نهادهای سیاستگذار همافزایی واقعی ایجاد شده، نه تنها فناوریهای نوین با سرعت بیشتری تجاریسازی شدهاند، بلکه اقتصاد انرژی نیز توانسته از الگوهای سنتی فاصله بگیرد و به سمت پایداری، رقابتپذیری و تابآوری بیشتر حرکت کند.
امروز توسعه انرژی در جهان دیگر صرفاً به افزایش ظرفیت تولید محدود نیست، بلکه مفهومی چندلایه است که از تولید برق و سوخت تا ذخیرهسازی، دیجیتالیسازی، هوشمندسازی شبکه، بهینهسازی مصرف، توسعه انرژیهای پاک، هیدروژن، جذب و ذخیره کربن و حتی تربیت نیروی انسانی متخصص را در بر میگیرد.
دانشگاهها از نهاد آموزشی تا بازوی راهبردی صنعت انرژی
در بسیاری از اقتصادهای بزرگ و نوظهور، دانشگاهها دیگر صرفاً محل آموزش تئوریک نیستند، بلکه به بازوی راهبردی صنعت انرژی تبدیل شدهاند. این مراکز با تعریف پروژههای مشترک با شرکتهای بزرگ، توسعه آزمایشگاههای تخصصی، تربیت نیروهای ماهر، طراحی فناوریهای بومی و ارائه راهکار برای مسائل پیچیده انرژی، نقش مستقیمی در تحقق اهداف ملی ایفا میکنند. از آمریکا و آلمان گرفته تا چین، کرهجنوبی و کشورهای اسکاندیناوی، بخش مهمی از جهشهای فناورانه در حوزه انرژی از دل همکاری میان بخش خصوصی، دولت و دانشگاه بیرون آمده است. این همکاریها در عمل باعث شده است فناوریهای پیشرفتهتر در حوزه باتری، انرژی خورشیدی و بادی، راکتورهای پیشرفته، شبکههای هوشمند، تحلیل دادههای مصرف، بهینهسازی پالایشگاهها و کاهش شدت انرژی با سرعت بیشتری وارد چرخه اقتصادی شوند.
در ایالات متحده، بسیاری از پیشرفتهای حوزه انرژیهای نو، ذخیرهسازی و فناوریهای کربنپایین، نتیجه همکاری نزدیک وزارت انرژی، آزمایشگاههای ملی، دانشگاههای طراز اول و استارتاپهای فناور بوده است. این مدل موجب شده زنجیرهای از پژوهش بنیادی تا توسعه صنعتی و تجاریسازی شکل بگیرد؛ زنجیرهای که در آن مسئله واقعی صنعت به زبان علمی ترجمه میشود و سپس خروجی علمی دوباره به محصول، فرآیند یا سامانه صنعتی تبدیل میشود. در اروپا نیز با وجود فشارهای ناشی از بحران انرژی و ضرورت کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی، دانشگاهها و مؤسسات تحقیقاتی به کانون نوآوری در حوزه انتقال انرژی بدل شدهاند. از طراحی توربینهای بادی پیشرفته تا توسعه الکترولایزرهای هیدروژن، بهینهسازی مصرف در ساختمانها و صنایع و مدلسازی شبکههای انعطافپذیر، ردپای مراکز علمی در اغلب پروژههای راهبردی انرژی دیده میشود.
چین و شرق آسیا پیوند علم و تولید در مقیاس ملی
در آسیا، چین نمونهای برجسته از استفاده هدفمند از ظرفیت دانشگاهی برای توسعه صنعت انرژی است. این کشور طی دو دهه گذشته با سرمایهگذاری گسترده در پژوهش، تربیت نیروی متخصص، توسعه مراکز نوآوری و حمایت از ارتباط دانشگاه و کارخانه، توانسته جایگاه خود را در تولید پنل خورشیدی، باتری، خودروهای برقی، زیرساختهای شبکه و بسیاری از فناوریهای مرتبط با انرژی تثبیت کند. آنچه در الگوی چینی قابل توجه است، صرفاً حجم سرمایهگذاری نیست، بلکه جهتدهی این سرمایه به اولویتهای ملی است. دانشگاهها در این ساختار نه در حاشیه، بلکه در متن راهبرد صنعتی قرار گرفتهاند و برای حل مسائل واقعی صنعت مأموریت مشخص دارند.
کرهجنوبی و ژاپن نیز نشان دادهاند که توسعه انرژی بدون اتکا به دانش بومی و ظرفیت علمی داخلی، پایداری لازم را نخواهد داشت. این کشورها با تمرکز بر تحقیق و توسعه، بهرهوری صنعتی، فناوریهای کممصرف، هوشمندسازی و توسعه تجهیزات پیشرفته، توانستهاند حتی در شرایط محدودیت منابع طبیعی، جایگاه ممتازی در زنجیره جهانی انرژی و فناوریهای وابسته به آن پیدا کنند. در این میان، دانشگاهها نه تنها تأمینکننده نیروی انسانی، بلکه تولیدکننده فناوری، ثبت اختراع، ایدههای نو و مدلهای کسبوکار جدید بودهاند.
گذار جهانی انرژی رقابت بر سر دانش نه فقط منابع
تحولات کنونی بازار جهانی انرژی نشان میدهد رقابت کشورها دیگر فقط بر سر دسترسی به منابع نفت و گاز یا ساخت نیروگاههای بیشتر نیست، بلکه بر سر تسلط بر دانش، فناوری و نوآوری در حال بازتعریف است. کشوری که بتواند با تکیه بر ظرفیت علمی خود هزینه تولید را کاهش دهد، راندمان را افزایش دهد، فناوری بومی خلق کند و وابستگی به واردات تجهیزات را کم کند، در عمل از مزیت راهبردی بیشتری برخوردار خواهد شد. به همین دلیل است که امروزه بودجههای تحقیقاتی در حوزه انرژی در بسیاری از کشورها رو به افزایش است و دانشگاهها به عنوان بازیگران اصلی در زنجیره نوآوری مورد حمایت قرار میگیرند.
در حوزه انرژیهای تجدیدپذیر، این همکاریها به کاهش مستمر هزینهها و افزایش بازدهی منجر شده است. در بخش نفت و گاز نیز دانشگاهها با توسعه فناوریهای حفاری پیشرفته، بهینهسازی برداشت، مدیریت مخزن، کاهش اتلاف، بهبود فرآیندهای پالایشی و کنترل آلایندهها، همچنان نقش کلیدی ایفا میکنند. حتی در کشورهایی که همچنان بر سوختهای فسیلی تکیه دارند، مسیر آینده از درون پژوهش و نوآوری میگذرد. به همین دلیل، دانشگاهها و پژوهشگاهها به مراکزی برای حل مسائل صنعت تبدیل شدهاند، نه نهادهایی صرفاً آموزشی و دور از میدان عمل.
توسعه انرژی بدون سرمایه انسانی ممکن نیست
یکی از مهمترین ابعاد همکاری دانشگاه و صنعت انرژی، تربیت سرمایه انسانی است. صنعت انرژی امروز با تحولات عمیق فناوری روبهروست و از همین رو به نیروهایی نیاز دارد که علاوه بر دانش کلاسیک، مهارتهای میانرشتهای در حوزههای داده، هوش مصنوعی، مواد پیشرفته، محیطزیست، مدیریت سیستمها و اقتصاد انرژی را نیز دارا باشند. کشورهای موفق توانستهاند با اصلاح برنامههای آموزشی، طراحی رشتههای میانرشتهای، تقویت دورههای مهارتمحور و ایجاد فرصتهای مشترک میان دانشگاه و صنعت، شکاف میان آموزش و نیاز بازار را تا حد زیادی کاهش دهند. حاصل این روند، آمادهسازی نسلی از متخصصان بوده که میتوانند در صنایع انرژی سنتی و نوظهور، نقشآفرینی مؤثر داشته باشند.
ایران ظرفیتهای بزرگ، اما پیوندی که هنوز به بلوغ نرسیده است
در ایران نیز با وجود برخورداری از منابع عظیم انرژی، زیرساختهای گسترده، نیروی انسانی تحصیلکرده و دانشگاههای توانمند، هنوز آنگونه که باید و شاید پیوندی پایدار، مؤثر و نتیجهمحور میان صنعت انرژی و مراکز علمی شکل نگرفته است. این در حالی است که کشور در مقطع حساسی از نظر امنیت انرژی، ناترازی در تولید و مصرف، فرسودگی بخشی از زیرساختها، شدت بالای مصرف، ضرورت توسعه انرژیهای تجدیدپذیر، ارتقای بهرهوری و نیاز به فناوریهای جدید قرار دارد. در چنین شرایطی، تکیه صرف بر روشهای اجرایی سنتی و فاصله گرفتن از ظرفیت دانشگاهها، میتواند روند تحقق اهداف را کندتر و پرهزینهتر کند.
واقعیت آن است که بخشی از چالشهای صنعت انرژی ایران ریشه در ضعف نظاممند ارتباط میان دانشگاه و صنعت دارد. در بسیاری از موارد، پروژههای پژوهشی با نیازهای واقعی بخش انرژی همراستا نیستند یا مسیر مشخصی برای تبدیل نتایج علمی به محصول و فناوری صنعتی وجود ندارد. از سوی دیگر، بخشی از بدنه اجرایی نیز هنوز به ظرفیت دانشگاهها به عنوان شریک توسعهای نگاه نمیکند و همکاریها گاه به قراردادهای محدود و مقطعی تقلیل مییابد. این در حالی است که مسائل صنعت انرژی ایران، از مدیریت مصرف و کاهش تلفات گرفته تا توسعه فناوریهای بومی در تجهیزات، بهینهسازی پالایش و پتروشیمی، نوسازی شبکه برق، ذخیرهسازی انرژی، آبشیرینکنها، هوشمندسازی و توسعه تجدیدپذیرها، همگی نیازمند پشتوانه علمی جدی و مستمر هستند.
چالشهای پیشروی توسعه انرژی در کشور
صنعت انرژی ایران در کنار ظرفیتهای وسیع خود، با مجموعهای از چالشهای درهمتنیده مواجه است که عبور از آنها بدون نقشآفرینی فعال دانشگاهها و مراکز علمی دشوار خواهد بود. یکی از مهمترین این چالشها، ناترازی میان تولید و مصرف در برخی بخشهاست؛ مسئلهای که در برق و گاز، بهویژه در دورههای اوج مصرف، خود را آشکارتر نشان میدهد. شدت بالای مصرف انرژی، پایین بودن بهرهوری در برخی بخشهای صنعتی و ساختمانی، فرسودگی بخشی از تجهیزات و شبکهها، محدودیت دسترسی به برخی فناوریها و سرمایهگذاری ناکافی در تحقیق و توسعه، از جمله موانعی است که آهنگ توسعه را کند میکند.
در کنار این موارد، عدم ثبات در برخی سیاستگذاریها، فاصله میان پژوهش و اجرا، ضعف در تجاریسازی دستاوردهای علمی، محدود بودن منابع مالی برای پروژههای بلندمدت تحقیقاتی و گاه مهاجرت نیروی انسانی متخصص، از دیگر چالشهایی است که باید با نگاهی راهبردی مورد توجه قرار گیرد. صنعت انرژی ایران برای عبور از این وضعیت نیازمند تحول در الگوی حکمرانی دانش است؛ به این معنا که دانشگاه، پژوهشگاه، شرکت دانشبنیان و صنعت باید در یک زنجیره منسجم و مأموریتمحور تعریف شوند، نه به صورت جزیرهای و منفصل.
نقش دانشگاهها در تحقق اهداف ملی انرژی
برای تحقق اهداف کلان کشور در حوزه انرژی، دانشگاهها و مراکز علمی باید از جایگاه مشورتی صرف فراتر رفته و به بخشی از فرایند تصمیمسازی، حل مسئله و توسعه فناوری تبدیل شوند. این مراکز میتوانند با ارائه برنامههای مشخص و کاربردی، در چند محور کلیدی نقشآفرینی کنند؛ از جمله طراحی نقشه راه فناوری در بخشهای مختلف انرژی، توسعه پروژههای مسئلهمحور، ایجاد مراکز مشترک نوآوری با شرکتهای بزرگ، بازنگری در آموزش نیروی انسانی مورد نیاز آینده، توسعه فناوریهای بومی در حوزه تجهیزات و نرمافزارهای راهبردی، و ارائه راهکار برای کاهش شدت انرژی و افزایش راندمان.
دانشگاهها همچنین میتوانند در حوزه آیندهپژوهی انرژی، نقش تعیینکنندهای داشته باشند. جهان انرژی با سرعت در حال تغییر است و کشورهایی موفق خواهند بود که بتوانند روندها را زودتر شناسایی کنند و برای آنها آماده شوند. از گسترش ذخیرهسازها و شبکههای هوشمند تا اقتصاد هیدروژن، جذب کربن، برقسازی حملونقل و دیجیتالی شدن زیرساختها، همه این حوزهها نیازمند رصد علمی مستمر و طراحی سناریوهای بومی هستند. در ایران نیز اگر دانشگاهها بتوانند با نگاه مأموریتگرا وارد این عرصه شوند، خواهند توانست سهم مهمی در جهتدهی به آینده انرژی کشور ایفا کنند.
ضرورت عبور از همکاریهای نمادین
یکی از نکات مهم در مسیر توسعه صنعت انرژی، عبور از همکاریهای نمادین و حرکت به سمت شراکت واقعی میان صنعت و دانشگاه است. تجربه جهانی نشان داده تفاهمنامههای کلی و غیرعملیاتی بهتنهایی راهگشا نیستند. آنچه نتیجه میآفریند، تعریف پروژههای دقیق با زمانبندی، بودجه، شاخص ارزیابی، مسئولیت روشن و مسیر تجاریسازی مشخص است. اگر قرار است دانشگاه در خدمت توسعه انرژی قرار گیرد، باید مسئلهمحوری، پاسخگویی، ارزیابی عملکرد و اتصال به نیازهای واقعی صنعت در مرکز این همکاری قرار گیرد. در مقابل، صنعت نیز باید نگاه هزینهای به پژوهش را کنار بگذارد و آن را سرمایهگذاری برای آینده بداند.
آینده انرژی میدان مشترک علم، صنعت و سیاستگذاری
چشمانداز توسعه انرژی در جهان نشان میدهد کشورهایی در این رقابت موفقتر خواهند بود که میان علم، صنعت و سیاستگذاری پیوندی پایدار ایجاد کنند. امروز دیگر توسعه انرژی تنها ساخت تأسیسات و افزایش ظرفیت نیست، بلکه به توانایی کشورها در تولید دانش، بومیسازی فناوری، تربیت نیروی متخصص، ارتقای بهرهوری و انطباق با تحولات جهانی وابسته است. از این منظر، دانشگاهها و مراکز علمی نه بازیگر جانبی، بلکه بخشی از زیرساخت قدرت ملی در حوزه انرژی به شمار میروند.
برای ایران نیز مسیر دستیابی به اهداف تولید انرژی، عبور از ناترازیها، افزایش بهرهوری، توسعه فناوریهای نو و حفظ جایگاه در بازارهای منطقهای و جهانی، بدون مشارکت هدفمند و برنامهمحور دانشگاهها و مراکز علمی دشوار خواهد بود. توسعه این صنعت در کشور، بیش از هر چیز نیازمند شکلگیری یک اراده مشترک میان دولت، صنعت، دانشگاه و بخش خصوصی است؛ ارادهای که بر مبنای برنامه، سرمایهگذاری در دانش، اعتماد به نخبگان و حرکت از تصمیمهای کوتاهمدت به راهبردهای بلندمدت شکل بگیرد. در چنین صورتی میتوان امید داشت که ظرفیتهای بزرگ انرژی ایران نه تنها پاسخگوی نیازهای داخلی باشد، بلکه به پشتوانه علم و فناوری، به مزیتی پایدار برای رشد اقتصادی، ارتقای صنعتی و افزایش تابآوری ملی تبدیل شود.
انتهای پیام/