نامه ۳۲۰ استاد دانشگاه و کنشگر ایرانی به کمیته نوبل

اعتبار جایزه صلح نوبلِ شیرین عبادی را پس بگیرید

۳۲۰ کنشگر سیاسی، مدنی، حقوق بشری و استاد دانشگاه ایرانی در نامه‌ای سرگشاده به کمیته نوبل خواستار «بازپس‌گیری اعتبار معنوی» جایزه صلح نوبل ۲۰۰۳ از شیرین عبادی شدند و مدعی شدند مواضع سال‌های اخیر او با ارزش‌های صلح‌طلبانه این جایزه در تضاد است.

در متن این نامه سرگشاده خطاب به کمیته نوبل آمده است:

 ریاست و اعضای محترم کمیته‌ی نوبل نروژ. امضاکنندگان این بیانیه، جمعی از کنشگران سیاسی، مدنی، حقوق بشری و اساتید دانشگاه ایرانیِ داخل و خارج کشور هستند که با تکیه بر اصول میهن‌دوستانه، حفظ یکپارچگی سرزمینی، استقلال ملی ایران و حقوق بشر این نامه را به خدمت شما می‌فرستند. ما این نامه‌ی سرگشاده را با هدف طرح درخواستی مشخص به آن نهاد محترم تقدیم می‌کنیم: بازپس‌گیری اعتبار معنوی جایزه‌ی صلح نوبل (سال ۲۰۰۳) از شیرین عبادی.

بنیاد نوبل همواره مدعی ارج‌نهادن به تلاش‌های بی‌وقفه در مسیر صلح، حقوق بشر، همزیستی مسالمت‌آمیز و نفی خشونت بوده است. با این حال، شوربختانه شیرین عبادی در سال‌های اخیر در تضاد بنیادی با این ارزش‌های جهان‌شمول رفتار کرده است.

بررسی انتقادی و دقیق مواضع ایشان نشان می‌دهد که وی از جایگاه مدافع حقوق بشر تغییر جهت داده و به کنشگری همسو با جریان‌های راست افراطی، مدافعان جنگ‌طلبی و ایران‌ویران‌گری بدل شده است. شیرین عبادی با اتخاذ مواضعی همسو با کارگزارانِ تبدیل ایران به «زمین سوخته»، در نامه‌ای به ترامپ، رییس جمهور کنونی آمریکا، از حمله‌ی نظامی به ایران صراحتاً و آشکارا حمایت کرد.

درخواست تقابل نظامی از سوی دولت‌های خارجی که نتیجه‌ی محتوم و جاری آن کشتار بی‌گناهان، زنان، مردان و کودکان ایرانی و تهدید تمامیت ارضی کشور است، با هیچ‌یک از موازین صلح‌جویی و پایبندی به حقوق بین‌الملل سازگاری ندارد. استاندارد‌های دوگانه‌ی ایشان در مواجهه با نقض حقوق بشر اعتبار این جایزه را جداً خدشه‌دار کرده است. از باب نمونه، سکوت ایشان در برابر جنایاتی که در مقام نقض صلح و حقوق بشر اتفاق افتاده، از جمله حمله به دبستان دخترانه‌ی میناب در ایران و کشته شدن حدود ۱۷۰ کودک بی گناه، نشان می‌دهد که از دیدگاه ایشان حقوق بشر تابعی از مصلحت‌سنجی‌های سیاسی است و نه ارزش ذاتی و جهان‌شمول.

مایه‌ی شگفتی است که یادآوری کنیم شخص شیرین عبادی، چند سال پیش به درستی از سکوت و بی‌عملی «آنگ سان سوچی» (دیگر برنده‌ی جایزه‌ی صلح نوبل) در قبال پاکسازی قومی در کشورش انتقاد کرده و از وی خواسته بود حرمت این جایزه را نگاه دارد. امروز، اما خود به وضعیتی مشابه سوچی بلکه به مراتب نگران‌کننده‌تر از او دچار شده است. پشت کردن به اصول حقوق بشری برای هم‌پیمانی با نیرو‌های جنگ‌طلب مصداق بارزِ بی‌حرمتی به آرمان‌های ادعایی جایزه‌ی صلح نوبل است.

استقلالِ رأی و دفاع از حقوق بنیادی ملت‌ها تحت هر شرایطی شرط لازمِ کنشگریِ صلح‌محور و حقوق‌بشری است. چرخش‌های سیاسی خانم عبادی فاقد هرگونه انسجام منطقی و دغدغه‌های حقوق بشری است. سقوط اخلاقی، حقوقی و سیاسی به یک‌باره رخ نمی‌دهد. مصادره‌ی عنوان «صلح» برای توجیهِ خشونت، تحریم‌های کور و جنگ‌افروزی خطری است که اعتبار نهاد نوبل را به شکل جدی تهدید می‌کند. در یک‌کلام شیرین عبادی سال‌هاست که شایستگیِ نمایندگیِ مفهوم والای صلح را از دست داده و به نمادی از رویکرد‌های مداخله‌جویانه، ایران‌ویران‌گر و جنگ‌طلبانه بدل شده است.

از کمیته‌ی محترم نوبل انتظار می‌رود با بررسی مستنداتِ این دگردیسیِ سیاسی، که برخی از آنها بیان شد، در اقدامی نمادین و برای حفظ اعتبار تاریخیِ جایزه‌ی صلح نوبل، عنوان «برنده‌ی جایزه صلح نوبل» را از ایشان سلب کند یا دست‌کم ارزش‌های صلح‌طلبی را به ایشان یادآور شود؛ زیرا صلح‌طلبی با دعوت به بمباران و ویرانی سازگار نیست.

توجه داریم که طبق قوانین بنیاد، مسئولیت حقوقی کمیته‌ی نوبل تنها تا لحظه‌ی اهدای جایزه است و قضاوت درباره‌ی عملکرد بعدی برندگان بر عهده‌ی تاریخ و افکار عمومی نهاده شده است. اما وظیفه‌ی دست‌کم انسانی و اخلاقی -اگر نه حقوقیِ - کمیته‌ی نوبل اقتضا می‌کند که نسبت به عملکرد پسین برندگان جایزه‌ی صلح نوبل کاملا بی‌تفاوت نباشد و دست‌کم در حد ابراز نگرانی نسبت به نقض صلح‌جویی از سوی برندگان جایزه واکنش نشان دهد. این جایزه گرچه شاید از نظر حقوقی بازپس‌گرفتنی نباشد، اما امتیاز‌ها و امکاناتی که برای برنده‌ی آن به دنبال می‌آورد در مورد شیرین عبادی متأسفانه موجب شده که صلح بیش از پیش تهدید شود.

شایسته‌ی کمیته‌ی نوبل نیست که نسبت به امتیاز‌ها و امکاناتِ صلح‌کُشی که جایزه‌ی صلح نوبل برای برنده‌ی آن به دنبال آورده، سکوت مطلق اختیار کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر