ستیز تاریخی حوزه علمیه با میراث شوم صهیونیسم/ وقتی آیتالله حائری یزدی علمدار مخالفت با اسرائیل شد
به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در جریان جنگ جهانی اول، دولتهای انگلیس و فرانسه، در سال ۱۹۱۶ م (۱۲۹۵ ه. ش) قراردادی را امضاء کردند که بر مبنای آن این دو کشور قبل از پایان جنگ، «میراث امپراتوری عثمانی را در خاورمیانه میان خود تقسیم کردند. به موجب این قرارداد، سوریه و لبنان و بخشی از جنوب ترکیه به عنوان سهم فرانسه و فلسطین و مناطق اطراف خلیج فارس و سرزمین کنونی عراق تا بغداد سهم انگلستان شناخته شد.» ۱ یک سال بعد هم اعلامیه بالفور نقطه آغاز مهاجرتهای سیاسی به فلسطین شد. پیش از آن حداقل در مورد ایران بیشتر مهاجرت یهودیان به فلسطین، جنبههای زیارتی و تجارتی داشت.
شمار یهودیان مهاجر پس از قیمومت انگلستان بر فلسطین زیاد شد چندانکه برای مثال به امری ملموس برای دولت ایران تبدیل شد.۳، اما در سال ۱۳۰۱ ه. ش برابر با ۱۹۲۲ م مسئله مهاجرت بهجایی رسید که نماینده سیاسی ایران در شام ابراز کرد: «در این ایام دولت انگلیس مشغول تحریر نفوس خواهد شد و اعلان کرده است که هر اجنبی که بخواهد تغییر تابعیت کرده فلسطینی شود او را قبول خواهند کرد و از طرفی دیگر صهیونیستها برای اینکه تعداد نفوسشان در فلسطین زیاد شود حتی به دادن پول قیام نموده یهود اجانب را تشویق مینمایند که ترک تابعیت اصلی کرده فلسطینی شوند و در فلسطین یهود ایرانی به عقیده بنده زیاد هستند و پساز جنگ هم چنانچه سابقا همعرض کرده بودم فوجفوج از ایران هجرت کرده به فلسطین آمدهاند دیگر خدا میداند که تابهحال تعداد نفوسشان به چه مقدار رسیدهاست نه مأمورین دلسوزی و نه احصائیه صحیحی و هر نوع اقدام عاجلی برای این مسئله نشود بلا شبهه تمام یهود ایرانی قطره بار در دریای صهیونیسم مندمج میشوند.» ۴
همچنین طبق گزارش اداره سوم سیاسی وزارت امور خارجه ایران «از وقتیکه فلسطین تحت اختیار دولت انگلیس واقع شدهاست و تشویقاتی که از طایفه یهودی برای مهاجرت به آنجا میشود عده زیادی از هر نقطه عالم بهطرف فلسطین مهاجرت مینماید.» ۵ مهاجرتی که البته طبق گزارشهای وزارت امور خارجه یهودیان را به آمال وزندگی وعده داده شده نمیرساند و آنان را آواره میکرد.۶، اما باز هم روند مهاجرت یهودیان به فلسطین ادامه داشت. چنانچه در سالهای ۱۹۲۹-۱۹۳۹ م (۱۳۰۸-۱۳۱۸ ه. ش) همزمان با سیاستهای ضدیهودی هیتلر ۲۵۰ هزار یهودی به فلسطین مهاجرت کردند.۷

مخالفت آیتالله حائری با مهاجرت یهودیان
آمدن آیتالله حائری به قم و تاسیس حوزه علمیه قم مدتی کوتاه پس از کودتای رضاخان در سال ۱۲۹۹ بود. همگام با تاسیس و رشد حوزه علمیه، رضاخان نیز پله پله ارکان قدرت را بالا رفت تا در سال ۱۳۰۴ به شاهی رسید و هنگام رسیدن به نوک هرم قدرت در مقابل حوزه و روحانیت ایستاد. دولت رضاخان جز در مقاطعی کوتاه همچون اواخر حکومتش که به دلیل دوستی با آلمان سیاست ضد صهیونیست پیشه کرد از مهاجرت یهودیان که بخشی از سیاست انگلیس بود حمایت میکرد. چنانچه ایران به کانالی برای مهاجرت یهودیان غیرایرانی به فلسطین بود. رضاشاه هم، چون موافق این کار بود از هیچ کمکی دریغ نمیکرد.۸
در مقابل علما مخالف این کار بودند و به همین خاطر ساکت هم ننشستند. در میان علما موضعگیری آیتالله حائری به خاطر جایگاهش (مؤسس حوزه علمیه) خیلی مهم است. آیتﷲ حائری در این زمان که احساس کرد مهاجرت یهودیان به فلسطین به مسلمانان آسیب میرساند برای دفاع از مردم فلسطین دست به کار شد و در دیماه ۱۳۱۲ ه. ش (اواخر سال ۱۹۳۳ م) نامهای توسط آیتاﷲ سید محمد بهبهانی به رضاشاه ارسال کرد. او بهبهانی را واسطه قرار داد، چون او «فرزند سیدعبداﷲ بهبهانی رهبر مشروطیت بود و به علت روابطی که با رضاخان داشت، میان علما و شاه و دربار نقش واسطه را ایفا کرده و مورد احترام شاه بود.» ۹
محتوای این تلگراف که در تاریخ ۷ دی ۱۳۱۲ به اطلاع نخستوزیری رسید؛ چنین بود: «حضور مبارک اعلیحضرت شاهنشاهی خلدﷲ ملکه. بعد از دعاگویی صمیمی، امروزه مسلمین در این هجوم یهود به فلسطین و بیتالمقدس مستغیث به آن یگانه حامی است و چشم همگی به الطاف خاصه ملوکانه است. امید به اعانت پروردگار جل و علا این غایله مهم با توجهات خاصه مرتفع، موجب مزید دعاگویی این ضعیف و عامه مسلمین گردد. الاحقر عبدالکریم حائری.» ۱۰

آیتالله بهبهانی این نامه را با تلگرافی بدین شرح به رضاشاه میفرستند: «به عرض میرساند با تقدیم عرض دعاگویی مصدع است از طرف حضرت آیتﷲ آقای حاج شیخ عبدالکریم و جملهای از وجوه علمای اعلام قم دامت برکاتهم، تلگرافاً راجع به فلسطین، تظلماتی به حضور مبارک اقدس شاهنشاهی خلدﷲ سلطانه شده است و صورتشان را سرکار آیتﷲ معظم برای حقیر فرستادهاند اینک تقدیم میشود و در صورتی که مقتضی بدانند مقرر فرمایید در جراید نشر شود. شاید این چند روزه از سایر ولایات هم قریب به همین مضامین مخابراتی شود. به نظر قاصر حقیر درج آنها در جراید بیمناسبت نیست. دیگر موکول به تصویب حضرت اشرف عالی است. الاحقر محمد موسوی بهبهانی» ۱۱
هرچند آیتالله حائری شرط کرده بود که این نامه در روزنامهها منتشر شود، اما حکومت پهلوی اول، این شرط را، تهدیدی برای منافع انگلیس دانست و آن را نپذیرفت. جواب دربار رضاشاه به نامه شیخ این بود: «حسب الامر جهانی مطاع مبارک شاهانه ارواحنا فداه، ابلاغ مینماید انتشار تلگراف راجع به مسلمین فلسطین در جراید مقتضی نیست.» ۱۲
این نامه آن هم در شرایطی که کشورهای عربی سکوت کرده بودند و از جهان اسلام واکنش جدی در این باره دیده نمیشد در جامعه بسته و خفقان آوری که رضاشاه ساخته بود بسیار اهمیت داشت. اقدام آیتالله حائری در حالی که وی سعی داشت برای حفظ حوزه علمیه قم با حکومت مواجههای تند نداشته باشد نشان از جدیت مسئله دارد که آیتالله حائری را ناگزیر به موضعگیری در این موضوع کرده است. او که آگاهانه و هوشمندانه در مسائل حکومتی دخالت نمیکرد، چون باور داشت که موضعگیری در برابر رضاشاه پهلوی در آن شرایط، نتیجهای جز آسیب به حوزه علمیه نخواهد داشت؛ سعی کرد تا با دوراندیشی، درایت و بردباری، حیات حوزه و بلکه حیات دین و مذهب را در ایران استمرار بخشد.۱۳ چنانچه امام خمینی (ره) نیز روش سیاسی آیتالله حائری را تأیید کردند و در این باره گفتند: «اگر مرحوم حاج شیخ در حال حاضر بودند، همان کاری را انجام میدادند که من انجام دادم و تأسیس حوزه علمیه قم در آن روز از جهت سیاسی، کمتر از تأسیس جمهوری اسلامی در ایران امروز نبود.» ۱۴

درمجموع آیتالله حائری موضعگیری در مقابل حکومت جائر را امری بیهوده میدانست، چون حکومت رضاشاه را بازیچه سیاستهای کشورهای بیگانه، چون انگلیس و روس میدید. صدرالاشراف در خاطراتش نقل میکند که وی با گریه میگفت حلقوم اسلام و مسلمین زیر دستان انگلیس است.۱۵ با این حال، مهاجرت یهودیان را آنقدر برای جهان اسلام خطرناک و مهم ارزیابی کرد که به شاه نامه نوشت. او میدانست در این مسئله و در شرایط آن زمان، تنها رضاشاه میتواند جلوی این امر را بگیرد و هرگونه اقدام دیگری تاثیرگذار نخواهد بود. شرط او برای انتشار نامه نیز آگاهی دادن به افکار عمومی و بازتاب ملی و بینالمللی آن بود، اما حکومت مانع از آن شد. او تنها دوبار به رضاشاه نامه نوشت. یکبار برای مهاجرت یهودیان در سال ۱۳۱۲ و بار دیگر در سال ۱۳۱۴ به دلیل سیاست کشف حجاب که آن را هم برخلاف شرع مقدس اسلام دانسته و از رضاشاه خواسته بود در جهت رفع اضطراب پیشآمده اقدام کند.۱۶ این نشان دهنده اهمیت این دو موضوع نزد موسس حوزه علمیه قم بود.
دفاع آیتالله موسس از حریم اسلام
آیتالله حائری در برابر مهاجرت یهودیان واکنشی جدی نشان داد. واکنشی که یک بار دیگر در برابر کشف حجاب تکرار شد. او که سعی داشت تا از حریم اسلام دفاع کند در برابر واقعهای که به نظرش حریم دین و منافع مسلمانان را تهدید میکرد سکوت نکرد و علم مخالفت با اسرائیل را برداشت؛ آن هم وقتی هنوز این رژیم موجودیت نیافته بود. در واقع وی با هوشمندی خطر را حس کرده و بنابراین وارد صحنه شده بود. او که به دلیل آگاهی از نقش انگلیس در وقایع سیاسی روز، مبارزه را درآن شرایط بیثمر میدانست این بار در مواجهه با مهاجرت یهودیان، تقیه را جایز ندانست و موضعگیری صریحی در این باره کرد تا نشان دهد موسس حوزه قم به حریم دین بیتوجه نیست و پاسبان چارچوب اسلام و منافع جهان اسلام است. گویی که میخواست به دشمنان اسلام بفهماند که دین نیز همچون حکومت صاحبی دارد که به منافع دینداران میاندیشد و از آنها دفاع میکند.
منابع
۱. محمود طلوعی، فرهنگ جامع سیاسی، تهران، علم، ۱۳۸۵، ص ۵۴۸.
۲. هدایتالله بهبودی، نقش انگلستان در مهاجرت یهودیان ایران به فلسطین (مطالعه موردی سال ۱۳۰۱ شمسی)، فصلنامه مطالعات تاریخی، شماره ۲۳، زمستان ۱۳۸۷، ص ۱۱.
۳. روزنامه رسمی کشور، دوره چهارم، ص ۱۱۰۴.
۴. هدایتالله بهبودی، همان، ص ۲۳.
۵. همانجا.
۶. همانجا.
۷. علیرضا سلطانشاهی، انقلاب اسلامی و مسئله فلسطین...، پانزده خرداد، ش ۱۲، تابستان ۸۶، صص ۳۲۵-۳۲۶.
۸. اعظم علیاصفهانی و مهدی الهیاریبیگ، مهاجرت یهودیان به فلسطین با تکیهبر دوره حکومت پهلوی اول، پانزده خرداد، دوره سوم، سال یازدهم، ش ۳۹، بهار ۹۳، ص ۲۶۷.
۹. رسول جعفریان، جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی ایران سالهای ۱۳۲۰-۱۳۵۷، تهران، خانه کتاب، ۱۳۸۷، ص ۲۴۸.
۱۰. سازمان اسناد ملی ایران، اسناد وزارت امور خارجه، شماره تنظیم ۱۲-۱۰۲۶۰۰.
۱۱. فرزانه نیکوبرش، عملکرد سیاسی آیت الله حائری (از سال ۱۳۰۱-۱۳۱۵)، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی، شرکت چاپ و نشر بینالملل: سازمان تبلیغات اسلامی، معاونت پژوهشی، ۱۳۸۱، ص ۳۴۴.
۱۲. سازمان اسناد ملی ایران شماره ۱۰۲۰۰۶، پاکت شماره ۸۸۵.
۱۳. محمدشریف رازی، آثارالحجة یا تاریخ و دائرةالمعارف حوزه علمیه قم، قم، بی نا، بی تا، صص ۲۹-۳۰.
۱۴. روحالله خمینی، امام و روحانیت: مجموعه سخنان و دیدگاههای امام خمینی درباره روحانیت، گردآوری دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تهران، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، ۱۳۶۲، ص ۱۷۳.
۱۵. محسن صدر، خاطرات صدرالاشراف، تهران، وحید، ۱۳۶۴، ص ۲۹۳.
۱۶. عمادالدین فیاضی، حاج شیخ عبدالکریم حائری، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۸، ص ۱۴۴.
انتهای پیام/