یک کارشنارس سواد رسانه در گفت‌و‌گو با آناتک

تاخیر رسانه‌های رسمی چگونه میدان را به شایعه می‌سپارد

آگاه‌ترین مخاطبان نیز از خطا مصون نیستند. شایعه پیش از آنکه تکذیب شود، مسیر خود را طی کرده و ذهن‌ها را تسخیر می‌کند. مسئله اصلی نه فقدان سواد رسانه‌ای، بلکه غلبه احساسات، سرعت واکنش و خلا اطلاع‌رسانی رسمی است؛ عواملی که فرصت راستی‌آزمایی را کاهش می‌دهد و اعتماد عمومی را با چالش روبه‌رو می‌کند.
نویسنده : فهیمه سنجری

از زمان گسترش رسانه‌های جمعی در قرن بیستم تاکنون، مسئله اعتماد عمومی به رسانه‌ها همواره یکی از دغدغه‌های اصلی جوامع بوده است. با ظهور شبکه‌های اجتماعی و افزایش شتاب گردش اطلاعات، این چالش وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن هر مخاطب خود به یک رسانه تبدیل شده و مرز میان تولیدکننده و مصرف‌کننده خبر کمرنگ شده است.

شایان فخاری، مدرس سواد رسانه و مدیرعامل یکی از موسسات فعال در حوزه آموزش سواد رسانه، در گفت‌و‌گو با خبرنگار آناتک به بررسی چرایی بازنشر اخبار نادرست، نقش سرعت گردش اطلاعات در کاهش دقت مخاطب، پیامد‌های تاخیر رسانه‌های رسمی و الزامات بازسازی اعتماد عمومی پرداخته است.

چرا حتی مخاطبان دارای سواد رسانه‌ای نیز گاهی در بازنشر اطلاعات نادرست مشارکت می‌کنند؟

افراد دارای سواد رسانه نیز ممکن است دچار خطا شوند. این مسئله محدود به قشر خاصی نیست و حتی در بالاترین سطوح نیز امکان اشتباه وجود دارد. علت این موضوع به ساختار ذهنی و فکری انسان بازمی‌گردد. بسیاری از تصمیم‌های ما لزوما مبتنی بر منطق نیست و احساسات در آن نقش پررنگی دارد.

عجله در واکنش، تمایل به تایید باور‌های پیشین و علاقه به اثبات درستی دیدگاه‌های قبلی سبب می‌شود فرد مطلبی را که همسو با مواضع پیشین اوست، سریع منتشر کند و به دیگران بگوید دیدید آنچه می‌گفتم درست بود. همین فرایند زمینه بروز خطا را فراهم می‌کند.

نکته مهم آن است که سواد رسانه‌ای احتمال خطا را حذف نمی‌کند، بلکه آن را کاهش می‌دهد. فرد آگاه نیز ممکن است اشتباه کند، اما میزان خطا کمتر می‌شود. لازم است توجه داشته باشیم بسیاری از تصمیم‌های ما بیش از آنکه عقلانی باشد، متأثر از احساسات و تمایل به تایید باور‌های قبلی است. حداقل اقدامی که می‌توان انجام داد این است که پیش از بازنشر یک خبر چند دقیقه تامل کنیم تا از شدت خطا کاسته شود.

نقش سرعت گردش اطلاعات و فشار لحظه‌ای رسانه‌ها در کاهش دقت مخاطب هنگام قضاوت خبری چیست؟

نخست آنکه توضیح یا رد خبر نباید با تاخیر ارائه شود. دوم آنکه بیان مسئولان نباید مبهم باشد. سوم آنکه اظهارات نباید با تجربه روزمره مردم در تعارض قرار گیرد. اگر مردم افزایش قیمت کالایی را در بازار تجربه کرده باشند و مسئولی آن را انکار کند، این سخن برای مخاطب باورپذیر نخواهد بود

در مسئله سرعت گردش اطلاعات، فرصت راستی‌آزمایی کاهش می‌یابد. مخاطب با مشاهده یک خبر تصور می‌کند اگر آن را سریع منتشر کند، بازخورد بیشتری دریافت خواهد کرد و توجه دیگران را جلب می‌کند. در فضای شبکه‌های اجتماعی، افزایش بازدید و دیده شدن به یک انگیزه جدی تبدیل شده است.

همین شتاب، امکان بررسی دقیق خبر را کم می‌کند و مخاطب را به سمت رفتار‌های واکنشی و احساسی سوق می‌دهد. تحلیل و ارزیابی یک خبر زمان می‌برد، اما فشار برای اولین روایت بودن باعث می‌شود افراد بدون بررسی کافی اقدام به انتشار کنند. این تمایل به پیشگام بودن در روایت، چشم را بر ضرورت دقت می‌بندد.

در نتیجه سرعت بالای گردش اطلاعات، فرصت راستی‌آزمایی را محدود می‌کند و احتمال خطا را افزایش می‌دهد.

وقتی رسانه‌های رسمی در اطلاع‌رسانی تاخیر دارند یا سکوت می‌کنند، این خلا چگونه به گسترش شایعه منجر می‌شود؟

بخش قابل توجهی از آسیب‌ها ناشی از تاخیر رسانه‌های رسمی است. در رخداد‌های مهم، اگر رسانه رسمی با تعلل عمل کند، مخاطب برای پر کردن خلا اطلاعاتی به منابع دیگر مراجعه می‌کند. در چنین شرایطی مخاطب دچار شکاف اطلاعاتی می‌شود و در انتظار اطلاع‌رسانی رسمی نمی‌ماند.

طبیعی است که فرد به سراغ در دسترس‌ترین منبع برود؛ این منبع ممکن است خانواده، یک نهاد رسمی یا شبکه‌های خارجی باشد. اگر رسانه رسمی سکوت کند یا با تاخیر اطلاع‌رسانی کند، عملا میدان را به دیگران واگذار کرده است.

در این وضعیت رسانه‌های رقیب روایت نخست را منتشر می‌کنند و رسانه رسمی ناچار می‌شود به بازتولید یا تحلیل روایت دیگران بپردازد. در نتیجه ابتکار عمل از دست می‌رود و نقش رسانه رسمی به واکنش و اصلاح محدود می‌شود.

تکذیب‌های رسمی در چه شرایطی می‌توانند اثر معکوس داشته باشند و به تقویت بی‌اعتمادی عمومی بینجامند؟

بهتر است مسئولان حتی واژه تکذیب را از ادبیات خود حذف کنند، زیرا این واژه بار معنایی منفی پیدا کرده است. اگر قرار است خبری رد یا اصلاح شود، باید به شیوه‌ای دقیق و شفاف انجام گیرد.

نخست آنکه توضیح یا رد خبر نباید با تاخیر ارائه شود. دوم آنکه بیان مسئولان نباید مبهم باشد. سوم آنکه اظهارات نباید با تجربه روزمره مردم در تعارض قرار گیرد. اگر مردم افزایش قیمت کالایی را در بازار تجربه کرده باشند و مسئولی آن را انکار کند، این سخن برای مخاطب باورپذیر نخواهد بود.

در چنین شرایطی احساس بی‌اعتمادی تقویت می‌شود؛ بنابراین اگر توضیحی ارائه می‌شود، باید مستند، قابل راستی‌آزمایی و هماهنگ با واقعیت‌های ملموس جامعه باشد. در غیر این صورت مخاطب تصور می‌کند واقعیت پنهان شده و شکاف اعتماد عمیق‌تر می‌شود.

از نظر شما رسانه‌های رسمی برای بازسازی اعتماد و کاهش اثر اخبار جعلی باید چه تغییرات عملی و مشخصی در سیاست ارتباطی خود ایجاد کنند؟

برای بازسازی اعتماد، شفافیت اصل اساسی است. آنچه در رسانه رسمی بیان می‌شود باید با اطلاعات منتشر شده در دیگر بستر‌ها همخوان باشد. دوگانگی در پیام‌رسانی اعتماد را تضعیف می‌کند.

دقت در انتخاب واژه‌ها اهمیت فراوان دارد. اگر خطایی رخ دهد، باید صریح و مستقیم اصلاح شود. اعلام اشتباه نه تنها از اعتبار نمی‌کاهد، بلکه در بلندمدت به افزایش اعتماد منجر می‌شود. برخی رسانه‌های بین‌المللی در صورت بروز خطا، سریع اصلاحیه منتشر می‌کنند و همین رفتار حرفه‌ای اعتماد مخاطب را تقویت می‌کند.

اعتمادسازی یک رفتار مقطعی نیست، بلکه روندی پایدار و مستمر است. رسانه باید روال مشخص، شفاف و قابل پیش‌بینی در اطلاع‌رسانی داشته باشد. اگر این ثبات و شفافیت برقرار شود، امکان بازسازی اعتماد عمومی فراهم خواهد شد.

انتهای پیام/

ارسال نظر