پیشنهاد سردبیر
تثبیت اقتدار ملی در گرو مهار تورم

شکست پروژه فرسایش امنیتی در جغرافیای انسجام

منشور رأفت نظام در برابر فرزندان فریب‌خورده

بازخوانی اقتدار ملی در بیانات رهبر انقلاب

 ذبح معیشت پای محاسبات غلط اقتصادی

نسخه‌های نئولیبرالی در جزایر امن تکنوکرات‌ها؛

بازآفرینی شاهنامه به زبان مازندرانی

حسین کاظمی، شاعر، قصه‌گو و پژوهشگر فرهنگ بومی مازندران، با تاکید بر ضرورت صیانت از میراث زبانی این خطه، از بازآفرینی اثر شاهنامه به زبان مازندرانی به‌عنوان یک «پروژه هویتی» یاد کرد.

به گزارش خبرگزاری آنا، حسین کاظمی، شاعر و پژوهشگر فرهنگ بومی مازندران با تبیین دغدغه‌های خود در حوزه صیانت از میراث ناملموس، بازآفرینی شاهنامه به زبان مادری را تلاشی برای بازگرداندن شأن و کارکرد تاریخی زبان مازندرانی توصیف کرد.

او که خود را «دوستدار کوچک میراث‌فرهنگی مازندران بزرگ» می‌نامد، با اشاره به پیشینه ادبی این خطه اظهار کرد: به‌طبع، مردم مازندران روحیه‌ای شاعرانه دارند. من نیز همچون بسیاری از هم‌استانی‌هایم شعر می‌نویسم و تنها تفاوت شاید در حضور جدی‌ترم در محافل ادبی باشد.

کاظمی با ارجاع به سنت نوگرای ادبیات معاصر و تأثیرگذاری نیما یوشیج افزود: من از ایل و تبار دفتر نیما هستم؛ ساده، بی‌پیرایه و نزدیک به مردم. همان‌گونه که نیما افق تازه‌ای در شعر فارسی گشود، من نیز تلاش می‌کنم شاهنامه را با زبان و ذهنیت مازندرانی بازآفرینی کنم.

بازآفرینی شاهنامه؛ پروژه‌ای هویتی، نه ترجمه‌ای صرف

این شاعر مازندرانی با تاکید بر تفاوت کار خود با ترجمه یا بازنویسی ساده تصریح کرد: در حال بازآفرینی شاهنامه بزرگ، این خدای‌نامه ایرانیان، به زبان مازندرانی هستم. ترجمه بیت‌به‌بیت انجام نمی‌دهم؛ بلکه روایت را با حفظ اصالت داستان و احترام کامل به ابوالقاسم فردوسی، در قالب زبان و زیست‌جهان مازندرانی بازآفرینی می‌کنم.

او با بیان اینکه شاهنامه برای ایرانیان جایگاهی قدسی دارد، گفت: شاهنامه برای ما مانند یک متن مقدس است؛ نباید در آن تخطی کرد. هر تغییر یا بازآفرینی با مشورت اهل فن و پژوهشگران صورت می‌گیرد تا کوچک‌ترین خدشه‌ای به اصالت اثر وارد نشود.

فردوسی و مازندران؛ پیوندی تاریخی و ادبی

کاظمی با اشاره به بازنمایی مازندران در شاهنامه خاطرنشان کرد: فردوسی نگاه ویژه‌ای به مازندران داشته و زیبایی‌های این سرزمین را در روایت‌های خود منعکس کرده است. توصیف‌های شاعرانه از طبیعت این خطه، نشان‌دهنده پیوندی عمیق میان روایت ملی و جغرافیای شمال ایران است.

وی در عین حال افزود: با این حال، در برخی دوره‌های تاریخی، نوعی اجحاف روایی نسبت به مازندران شکل گرفته است. از سرِ عشق به زادبوم می‌گویم؛ کاش اسفندیار به مازندران می‌آمد، کاش سهراب می‌آمد، کاش خود فردوسی می‌آمد.

زبان مازندرانی؛ در آستانه فرسایش واژگانی

این پژوهشگر فرهنگ بومی با هشدار نسبت به تضعیف تدریجی زبان مازندرانی تصریح کرد: امروز با انبوهی از واژگان منسوخ یا در حال حذف روبه‌رو هستیم. سیطره فرهنگ غالب و نبود رسم‌الخط تثبیت‌شده، باعث شده بخشی از اصالت زبانی ما به حاشیه رانده شود.

او ادامه داد: مازندران امروز در برخی لایه‌های زیستی، بیش از آنکه هویت مستقل خود را بازتاب دهد، به بازتولید الگوهای مرکزگرایانه نزدیک شده است. شاهنامه مازندرانی می‌تواند به‌عنوان یک متن مرجع، در احیای واژگان و بازگرداندن سرمایه زبانی نقش‌آفرین باشد.

ایران؛ تمدنی فراتر از جغرافیا

کاظمی در بخش دیگری از این گفت‌وگو با تبیین نگاه تمدنی به ایران اظهار کرد: ایران فقط خاک و مرز نیست؛ شکوه و فرّه‌ای است که بر سر ماست. ایران را نمی‌توان از میان برد؛ چون تمدن است. ایران را نمی‌شود گلوله زد یا شخم زد؛ ایران در جان ماست.

او با تأکید بر پیوند میان اصالت فردی و اصالت فرهنگی افزود: اصالت از میان نمی‌رود. همان‌گونه که انسان بزرگ حتی در سخت‌ترین لحظه‌ها بزرگی خود را حفظ می‌کند، فرهنگ نیز اگر ریشه‌دار باشد، پایدار می‌ماند.

زنان مازندران؛ جلوه صلابت فرهنگی

انتهای پیام/

ارسال نظر