عواقب سفیدسازی مزدوری و خیانت برای بیگانگان از سوی پهلوی
به گزارش آنا؛ موج جدیدی از ابراز دخالتهای وقیحانه بیگانگان در امور داخلی ایران، بار دیگر نقش تاریخی خاندان پهلوی را در ترویج مزدوری و خیانت و باز کردن راه دولتهای خارجی به کشور نشان می دهد. پس از آنکه حساب رسمی موساد، سازمان اطلاعات اسرائیل، با بیشرمی پس از شکست در جنگ 12 روزه اینطور عقده گشایی کرد و نوشت: «۸۰۰ هزار ایرانی باید بمیرند»، نوبت به یک رسانه آمریکایی رسید تا سناریوی تجزیه ایران را عادیسازی کند. روزنامه والاستریت ژورنال در مطلبی با این عنوان با لحنی کنایه آمیز نوشت: «ایران تجزیه شده شاید آنقدرها هم بد نباشد!». این اظهارات، که آشکارا حاکمیت ملی و تمامیت ارضی ایران را هدف گرفته، در فضایی بیان میشود که بازیگران خارجی امیدوارند با خوشرقصیهای ربع پهلوی و موفقیت مزدوران داخلی خود به اهدافشان برسند.
پهلوی اولین پادشاهی که ریشه در ایران و اقوامش ندارد
ریشه این جسارت امروز بیگانگان را باید در تاریخ یک قرن گذشته جستجو کرد. حکومت خاندان پهلوی از نخستین روز بر پایه دخالت مستقیم قدرتهای خارجی بنا نهاده شد. طبق اسناد روشن، رضاخان نه براساس حمایت مردمی یا با تکیه بر خاندانی با ریشه و اصیل ایرانی که با حمایت و هدایت ژنرال «ادموند آیرونساید» انگلیسی و با استفاده از نیروهای تحت کنترل بریتانیا کودتا کرد و بر مسند قدرت تکیه زد. این الگو در نسل بعد نیز تکرار شد؛ محمدرضا پهلوی نیز پس از تبعید پدرش، با حمایت و چرخش سیاست قدرتهای خارجی با حمایت سفارتخانهگانه و نه بر اساس خواست مردم ایران بر تخت سلطنت بازگردانده شد. لذا با قاطعیت می توان گفت، وابستگی ساختاری این رژیم به منافع بیگانگان، اساس حاکمیت آن را تشکیل میداد.
تداوم الگوی خیانت و مزدوری در ربع پهلوی
امروز شاهد تداوم دقیق همین الگو در نسل سوم هستیم. رضا پهلوی، برای جلب حمایت جریانهای خارجی، روابط نزدیک با رژیم صهیونیستی را در پیش گرفته است. سفر او به سرزمینهای اشغالی تحت همراهی مقامات امنیتی اسرائیل و وعده همکاریهای آینده، گواه روشنی بر ادامه همان مسیر مزدورانه پدرانش است. این اقدامات عملی، زمینهساز و مشوق اظهارنظرهای تجاوزکارانهای مانند آنچه از موساد و والاستریت ژورنال مشاهده شد، است.
سکوت تأییدآمیز حمله و تجزیه ایران و پیامدهای آن
در قبال چنین حملات زبانی مستقیم علیه تمامیت ارضی و جان ملت ایران، خاندان پهلوی و جریانهای سلطنت طلب وابسته به آن نه تنها هیچ واکنش یا محکومیتی از خود نشان نمیدهند، بلکه سکوت آنان معنایی جز رضایت و همراهی ندارد. این سکوت آگاهانه، حلقه تکمیلکننده زنجیره یک قرن خیانت است؛ از همکاری مخفیانه با صدام حسین در طول جنگ تحمیلی تا همراهی با طرحهای رژیم صهیونیستی و سیاستهای خصمانه برخی قدرتها در منطقه در سالهای گذشته و به ویژه جنگ 12 روزه. تاریخ نشان داده است که هرگاه این خاندان یا هوادارانش در موضع قدرت یا اعتبار قرار گرفتهاند، بیگانگان جسارت بیشتری برای دخالت و تجاوز به حقوق ملت ایران یافتهاند.
الگویی تکراری با ماهیتی ثابت
تحلیل رفتار خاندان پهلوی در سه نسل، الگویی ثابت و تکراری را نمایان میسازد؛ بنیانگذاری با تکیه بر بیگانه، تداوم حیات با حمایت خارجی، و در نهایت، سکوت و همراهی در برابر تجاوز به منافع ملی و بی تفاوتی به جان ایرانیان. این خاندان جعلی که حتی نامش سرقتی است، در تمام این سالها سعی کرده برای خود ریشه و عنوان باستانی جعل کند تا سرخوردگی تاریخی خود نسبت به این حجم از خیانت و نفرت را سفیدسازی کند. اظهارات اخیر مقامات رژیم صهیونیستی و آمریکا تنها نمونههایی از پیامدهای منطقی این همزیستی ذلت بار تاریخی پهلوی و بیگانگان است. زمانی که یک جریان سیاسی، مشروعیت خود را در گرو حمایت قدرتهای بیگانه و دشمنان ایران بداند، نه تنها مانعی در برابر تجاوز آنان ایجاد نخواهد کرد، که سکوتش به مثابه تأیید و دعوتی برای تعمیق دخالتها خواهد بود. این، ماهیت واقعی «دستهگلهایی» است که این خاندان در طول یک قرن برای ایران و ایرانی به ارمغان آورده است و آشوبهای اخیر ماحصل همان عادیسازی مزدوری و خیانت به ایرانیان است.
انتهای پیام/
- لوازم یدکی تویوتا قطعات تویوتا
- مشاوره حقوقی
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس