نمک خورِ نمکدان شکن/ اعتراض به هرکه برسد، به شما نمی‌رسد خانم حسینی

خانم حسینی جوانی شما مفت چنگ چه کسانی شد؟ از کشور خود گریختید تا بتوانید در ایران تحصیل کنید و به آرزویتان برسید. مگر اینجا برای شما بد بود؟ کدام سد، کدام تبعیض، کدام انسداد مانع پیشرفتت شد که حالا در قامت طلبکار ظاهر می‌شوی؟

به گزارش خبرنگار خبرگزاری آنا، در روز‌هایی که جامعه ایران درگیر مسائل پیچیده، ملتهب و عجیب و غریبی است، بار دیگر نام برخی بازیگران مهاجرت‌کرده بر سر زبان‌ها افتاده، چهره‌هایی که سال‌هاست نه سهمی از زیست روزمره مردم دارند، نه هزینه‌ای از تصمیم‌ها و بحران‌های داخل کشور می‌دهند، اما با چند استوری و پیام احساسی، خود را در قامت «سخنگوی مردم» جا می‌زنند.

افرادی همچون حمید فرخ‌نژاد، اشکان خطیبی، احسان کرمی و برزو ارجمند نمونه‌های آشنای این الگوی تکراری هستند که در سال‌های اخیر بار‌ها و بار‌ها شاهد تحرکات و رفتار‌های نادرست آنها بودیم، بازیگرانی که تمام اعتبار، شهرت و ثروتشان را از همین سرزمین به دست آورده‌اند و اگر امروز به جایگاهی رسیده‌اند به واسطه مسیری بوده که در ایران برای پیشرفت ان‌ها هموار شده، اما حالا از آن‌سوی آب‌ها نسخه اعتراض می‌پیچند و از زیر لحاف‌های گرم و نرم مردم را به حضور در خیابان‌ها دعوت می‌کنند.

البته در این میان مسئله فقط اظهارنظر نیست، چون مردم دیگر آنها را به خوبی می‌شناسند و می‌دانند که سلبریتی‌ها فقط در مواقع اینچنینی، سری از زندگی لاکچری خود بیرون می‌کنند و پُز همراهی با مردم می‌گیرند و پس از فروکش کردن قضایا، به همان سبک زندگی متمولانه خود برمی‌گردند و این مردم هستند که باید با وضعیت اقتصادی که هیچکدام از این سلبریتی‌ها درکی از آن ندارند، دست و پنجه نرم کنند.

در حقیقت مسئله بی‌مسئولیتیِ مطلق در قبال پیامدهاست، مخصوصاً برای آن دسته از هنرمندان نمکدان شکسته‌ای که در خارج از کشور به دنبال تحریک احساسات مردم هستند. کسی که در امنیت کامل، با درآمد ارزی و دور از هرگونه تبعات اجتماعی زندگی می‌کند، وقتی بی‌پروا فضای داخلی را ملتهب می‌کند، عملاً در حال بازی با روان جامعه‌ای است که خودش در آن حضور ندارد و با اثرات این قبیل اظهار نظر‌ها مواجه نمی‌شود. جامعه‌ای دغدغه‌مند که نسبت به عملکرد دولتش ناراضی است و می‌خواهد این عدم رضایت را فریاد بزند، اما عده‌ای این اعتراض را هم می‌خواهند به نام خود بزنند و شرایط را به نفع خود و خواسته‌هایشان تغییر دهند.

شکی در این نیست که این نوع کنشگری نه شجاعت است و نه دلسوزی؛ بیشتر شبیه ژست روشنفکریِ کم‌هزینه‌ای است که هزینه‌اش را مردم می‌پردازند و این قبیل افراد در قبال وقایعی که پس از تحریکات آنها رخ می‌دهد، خود را مقصر نمی‌دانند.

به شما نمی‌رسد خانم حسینی

عجیب‌ترین مورد مربوط به سلبریتی‌های خارج نشین معترض متعلق است به فرشته حسینی، بازیگر افغانستانی که در استوری اینستاگرامش نوشت: «جدا حیف بود عزیزم. تلاشگر بودیم، شجاع، جسور، پر از رویا، آرزومند، امیدوار، و... زیبا بودیم عزیزم و جوانی ما مفت چنگ اینها شد.» خانم حسینی جوانی شما مفت چنگ چه کسانی شد؟ شما که از کشور خود گریختید تا بتوانید در کشور ما تحصیل کنید و به آرزویتان که بازیگری بود، برسید. مگر ایران برای شما بد بود؟ بازیگری که تمام مسیر دیده شدنش از هنر‌های نمایشی ایران گذشته، در این کشور رشد کرده، فرصت یافته، ستاره شده، از اینجا به جشنواره‌های بین‌المللی رفته و فرش قرمز‌های واقعی را به چشم دیده، به ثروت و شهرت رسیده، حالا چطور می‌تواند از موضع یک معترضِ بیرونی سخن بگوید.

اجازه دهید از شما نپذیریم که نسبت به این شرایط اعتراضی داشته باشید، یعنی هر ایرانی معترضی که امروز در خیابان‌ها از شرایط بد اقتصادی کشور گلایه‌مند است حق دارد اعتراض کند، اما واقعاً شما حقی ندارید. اگر ایران برای بسیاری سخت بوده، برای شما که سختی نداشته. شما اگر در کشور خود می‌ماندید نه به این ثروت و شهرت می‌رسیدید، نه احتمالاً کسی جز افراد نزدیک خانواده شما را می‌شناخت، مثل میلیون‌ها زن افغان که صدایشان به هیچ کسی در جهان نمی‌رسد و شرایط حضور در گعده‌های هنری برای بروز استعداد ندارند. حالا که ایران فرصت دیده شدن به شما داده، در مقابل مردمی ایستادی که تو را بزرگ کردند؟

کدام سد، کدام تبعیض، کدام انسداد مانع پیشرفتت شد که حالا در قامت طلبکار ظاهر می‌شوی؟ اعتراض از کشوری دیگر، آن هم با ادبیاتی تحریک‌آمیز، نه نشانه آگاهی سیاسی است و نه همدلی اجتماعی، بیشتر نمک‌نشناسی‌تان را نشان می‌دهد که تلاش کردید زیر پرچم دغدغه‌مندی پنهان کنید، اما دم خروس معلوم است، مردم فریب شما را نمی‌خورند.

دیگر دوره گوش دادن به سلبریتی‌ها گذشته

موضوعی که در تمام این سال‌ها رخ داده و بار‌ها شاهدش بودیم تبدیل‌شدن این چهره‌ها به سوخت مورد نیاز رسانه‌های خارج از کشور است، رسانه‌هایی که در بزنگاه‌های اجتماعی ایران تمام تلاش‌شان را می‌کنند تا با هر روشی به مردم ایران لطمه بزنند. هر استوری نسنجیده، هر جمله هیجانی و هر اعتراضی که از جانب چهره‌های شناخته شده مطرح می‌شود، بلافاصله به تیتر رسانه‌هایی تبدیل می‌شود که نه دلشان برای مردم ایران می‌سوزد و نه هدفی جز تشدید شکاف اجتماعی دارند. در این بازی، این بازیگران نه کنشگرند و نه قهرمان، صرفاً ابزار‌هایی هستند که آگاهانه یا ناآگاهانه در زمین پروژه‌ای بزرگ‌تر بازی می‌کنند و بیش از پیش برای مردمشان هزینه می‌تراشند.

هیچ‌کس منکر حق اظهارنظر نیست، اما حق سخن گفتن با حق ایجاد التهاب یکی نیست. اگر قرار است هنرمند صدای مردم باشد، این صدا باید از دل زیست واقعی جامعه بیاید، نه در آپارتمان‌های لوکس خارج از کشور. مردم ایران نیازی به قهرمانان دورکار ندارند؛ آنها بیش از هر چیز از صداقت، مسئولیت‌پذیری و درک موقعیت می‌خواهند. این قبیل هنرمندان اگر واقعاً دغدغه مردم را دارند، دست‌کم مسئولیت حرف‌هایشان را هم بپذیرند؛ و اگر ندارند، بهتر است سکوت کنند تا آتش به خرمن جامعه‌ای نزنند که دیگر در آن زندگی نمی‌کنند.

ایام انتخابات سال‌های گذشته آنقدر هم دور نیست که مردم از خاطرشان رفته باشد، اکثر این هنرمندان هر چهار سال یکبار به حمایت از جریان‌های سیاسی خاص مردم را به سمت رای دادن به یک جریان خاص سوق می‌دادند و در ستاد‌های انتخاباتی حضور فعال داشتند و پارچه‌های رنگی سبز و بنفش به دست می‌بستند، اما وضعیت امروز مردم ایران خروجی مدیریت همان افرادی است که این هنرمندان برایشان سینه سپر می‌کردند و رای می‌خریدند. حالا، اما زمین بازی را عوض کردند و با جار و جنجال به دنبال تغییر فاز مردم ایران از اعتراض به اغتشاش و برهم زدن نظم عمومی جامعه هستند. نه دوستان، اجازه بدهید اینبار شما را نادیده بگیریم، خودمان به اندازه کافی مشکل داریم، لطفا به همان غار‌های لوکس‌تان برگردید و بگذارید ما برای زندگی خودمان تصمیم بگیریم.

انتهای پیام/

ارسال نظر