از غزه تا تهران؛ سوءمحاسبه آمریکا و شکاف‌ درونی جنبش «ماگا»

شکاف‌های عمیق در جنبش «ماگا» امروز بیش از هر زمان دیگری در سیاست خارجی آمریکا بازتاب پیدا می‌کند. از تبعات بحران انسانی در غزه گرفته تا تهدید اخیر ترامپ برای مداخله در امور ایران، پایگاه سنتی جمهوری‌خواهان را در بستر شعار «اول آمریکا» فرسوده کرده و آینده سیاسی سکان‌دار کاخ سفید را در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره به چالش می‌کشد و این چیزی نیست که اینجا در تهران از چشم دولتمردان پنهان بماند.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، سیدعباس عراقچی وزیر خارجه ایران، در یادداشتی که ۹ دی ۱۴۰۴ در روزنامه انگلیسی‌زبان «گاردین» منتشر شد، خطاب به دونالد ترامپ رئیس‌جمهور آمریکا، نوشت: «در حالی که بنیامین نتانیاهو اوایل امسال به رؤیای خود برای کشاندن آمریکا به یک رویارویی نظامی با ایران دست یافت، این کار بهایی سنگین و بی‌سابقه برای اسرائیل داشت.»

او تأکید کرد که شمار فزاینده‌ای از آمریکایی‌ها اکنون آشکارا می‌پذیرند اسرائیل نه یک متحد، بلکه یک بار اضافی است؛ و دهه‌ها سیاست غرب در منطقه بر پایه افسانه‌هایی بنا شده که منشأ آنها اسرائیل بوده است.

عراقچی یادآور شد که جنگ خرداد هزینه اشتباه گرفتن اسطوره‌سازی با استراتژی را آشکار کرد و سیاست «فشار حداکثری» واشنگتن تنها به «مقاومت حداکثری» انجامید. او همچنین به تلفات گسترده در غزه و حملات اسرائیل به کشور‌های منطقه اشاره کرد و نوشت که هیچ فرد مسئولیت‌پذیری این تجاوز‌ها را «دفاع از خود» نمی‌نامد.

این یادداشت در واقع بازتابی از همان شکاف‌هایی است که امروز در داخل آمریکا و به‌ویژه در جنبش «ماگا» (عظمت را به آمریکا بازگردانیم) دیده می‌شود؛ شکاف‌هایی که ریشه در اختلافات ایدئولوژیک، نسلی و مذهبی دارند و در عرصه سیاست خارجی، به‌ویژه در قبال اسرائیل و ایران، خود را آشکار کرده‌اند.

ما نمونه‌ای از این شکاف را امروز در واکنش به ادعای ترامپ مبنی بر «آمادگی کامل آمریکا برای کمک به معترضان ایرانی» دیدیم؛ تا آنجا که گروهی از کاربران شبکه‌های اجتماعی این موضع‌گیری را نماد تناقض با شعار «اول آمریکا» خواندند و تأکید کردند که منابع ایالات متحده باید صرف بحران‌های داخلی شود نه جنگ‌های تازه در خاورمیانه.

شکاف ایدئولوژیک و نسلی

نسل قدیم جمهوری‌خواهان همچنان وفادار به حمایت سنتی از اسرائیل هستند. این حمایت ریشه در دهه‌ها همسویی سیاسی و مذهبی دارد؛ مسیحیان انجیلی اسرائیل را بخشی از طرح الهی می‌دانستند و نئومحافظه‌کاران آن را سنگر دموکراسی در برابر دشمنان معرفی می‌کردند.

اما نسل جدید ماگا – جوان‌تر، آنلاین‌تر و کمتر مذهبی – نگاه متفاوتی دارد. برای آنان، اسرائیل دیگر متحد مقدس نیست، بلکه گاه به‌عنوان بخشی از مشکلات جهانی دیده می‌شود. این تغییر نگاه، زمینه‌ساز اختلافات تازه درون جنبش شده است و باعث شده اسرائیل از جایگاه «خط قرمز» به موضوعی قابل بحث و حتی انتقاد تبدیل شود.

برای مثال، نظرسنجی کوئینیپیاک (ژوئن ۲۰۲۵) حاکی از کاهش ۱۴ درصدی همدلی با اسرائیل در پایگاه جمهوری‌خوهان آمریکایی است. 

غزه؛ نقطه عطف اختلافات

تصاویر تکان‌دهنده از گرسنگی کودکان در غزه و مقاومت اسرائیل در برابر ورود کمک‌های بشردوستانه، این شکاف را به ویژه در نسل جوان که جنایات اسرائیل را به طور آنلاین دنبال می‌کنند؛ عمیق‌تر کرده است. این امر می‌تواند آینده اتحاد سنتی واشنگتن – تل‌آویو را تحت تأثیر قرار دهد.

همزمان، برخی چهره‌های برجسته جریان راست، مانند تاکر کارلسون، اسرائیل را به‌صراحت نقد کرده‌اند و حتی مسیحیت صهیونیستی را «انحراف» خوانده‌اند. در مقابل، چهره‌هایی، چون بن شاپیرو همچنان مدافع سرسخت اسرائیل باقی مانده‌اند.

در این میان، چهره‌هایی مانند مارجری تیلور گرین حتی اقدامات اسرائیل در غزه را «نسل‌کشی» خواندند و در موضوع ایران نیز موضعی محتاطانه گرفتند و در مقطعی، اوضاع چنان پیش رفا که استیو بنن  که زمانی از او به عنوان پدر معنوی ترامپ یاد می‌شد، هشدار داد که ترامپ ممکن است حمایت جوانان جمهوری‌خواه را از دست بدهد.

ایران؛ میدان تازه جدال

حملات هوایی ترامپ به تأسیسات هسته‌ای ایران در ژوئن، اختلافات تازه‌ای را در میان حامیان ماگا برانگیخت. انزواطلبان هشدار دادند که چنین اقدامی می‌تواند آمریکا را وارد جنگی طولانی شبیه عراق کند و اصول «اول آمریکا» را زیر پا بگذارد. در مقابل، حامیان اقدام محدود این حمله را «ضربه دقیق» برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای دانستند و آن را با ترور سردار (شهید) قاسم سلیمانی در دوره اول ترامپ مقایسه کردند.

در ادامه همین موج، اظهارات اخیر ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا «آماده و مسلح» است تا در صورت سرکوب معترضان ایرانی وارد عمل شود، موجی از واکنش‌ها در داخل آمریکا برانگیخت. بسیاری از کاربران شبکه‌های اجتماعی این تهدید را ریسک‌آفرین و غیرمسئولانه دانسته و آن را با تجربه‌های پرهزینه عراق و افغانستان مقایسه می‌کنند.

برخی دیگر، ترامپ را به استاندارد دوگانه متهم کرده و می‌گویند چرا او از «نجات معترضان ایرانی» سخن می‌گوید، اما در برابر کشتار غیرنظامیان در غزه سکوت کرده است؟

در میان جمهوری‌خواهان جوان و جریان‌های انزواطلب نیز این تهدید با انتقاد شدید مواجه شد؛ بسیاری هشدار دادند که چنین رویکردی می‌تواند پایگاه انتخاباتی حزب را بیش از پیش دچار شکاف کند.

پیامد‌های انتخاباتی برای حزب جمهوری‌خواه

این واکنش‌ها نشان می‌دهد که تهدید نظامی علیه ایران نه‌تنها در سطح بین‌المللی، بلکه در داخل آمریکا نیز با مخالفت گسترده روبه‌روست و همین مخالفت‌ها می‌تواند بر انسجام جنبش ماگا و نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره اثرگذار باشد.

۱. کاهش مشارکت پایگاه انتخاباتی: افت ۱۴ درصدی حمایت از اسرائیل در نظرسنجی کوئینیپیاک نشان می‌دهد بخشی از پایگاه سنتی انگیزه سابق برای حضور پای صندوق را از دست داده است و حتی کاهش مشارکت در چند ایالت کلیدی می‌تواند به از دست رفتن کرسی‌های مهم در مجلس نمایندگان منجر شود.

۲. شکاف نسلی و تضاد پیام‌ها: نسل قدیم جمهوری‌خواهان همچنان وفادار به اسرائیل هستند، اما نسل جدید نگاه انتقادی دارد. این تضاد پیام، رأی‌دهندگان مردد را سردرگم می‌کند و احتمال ریزش آرا را افزایش می‌دهد.

۳. هزینه‌های مالی و انسانی جنگ: اگر حمله به ایران گسترده شود و هزینه‌های سنگینی به‌دنبال داشته باشد، شعار «اول آمریکا» زیر سؤال می‌رود. تجربه جنگ عراق نشان داد که مداخله‌های پرهزینه می‌تواند پایگاه جمهوری‌خواهان را تضعیف کند.

۴. فرصت برای دموکرات‌ها: هر شکاف داخلی در حزب جمهوری‌خواه، فرصتی برای دموکرات‌هاست تا پایگاه خود را تقویت کنند. تجربه انتخابات میان‌دوره‌ای ۲۰۱۸ نشان داد اختلافات داخلی جمهوری‌خواهان بر سر سیاست مهاجرت به سود دموکرات‌ها تمام شد.

با این حال، برایند کلی این است که در صورت حمله محدود به ایران، پایگاه ماگا احتمالاً پشت ترامپ خواهد ایستاد با این هشدار جدی که اگر اقدام گسترده‌تر باشد و به مداخله زمینی یا بی‌ثباتی خاورمیانه منجر شود، خطر شکاف عمیق‌تر، کاهش مشارکت و از دست رفتن کرسی‌های کلیدی در کنگره بسیار بالا خواهد بود.

انتظار ایران برای انتخابات میان‌دوره‌ای؟

اینجا در تهران برخی صد‌ها می‌گویند ایران برای آغاز هرگونه مذاکره جدی با آمریکا منتظر برگزاری انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره است. این فرضیه بی‌ارتباط با شکاف‌های داخلی جنبش ماگا و پیامد‌های احتمالی آن نیست. ایران به‌خوبی می‌داند که نتیجه انتخابات میان‌دوره‌ای می‌تواند توازن قدرت در کنگره را تغییر دهد و در نتیجه بر سیاست خارجی دولت ترامپ اثر مستقیم بگذارد.

البته این بی‌شباهت به نوعی قمار دیپلماتیک نیست چراکه اگر جمهوری‌خواهان بتوانند کنترل مجلس نمایندگان و سنا را حفظ کنند، ترامپ با پشتوانه‌ای قوی‌تر وارد مذاکرات خواهد شد و احتمالاً سیاست «فشار حداکثری» را ادامه می‌دهد؛ اما اگر شکاف‌های داخلی ماگا و کاهش مشارکت پایگاه انتخاباتی باعث از دست رفتن کرسی‌های کلیدی شود، موقعیت ترامپ در سیاست خارجی تضعیف خواهد شد و ایران می‌تواند با دست بازتری وارد گفت‌و‌گو شود.

 در این میان، سناریوی «کنگره دوپاره و بن‌بست سیاسی» بسیار محتمل است: در صورتی که یک مجلس در اختیار جمهوری‌خواهان و دیگری در اختیار دموکرات‌ها باشد، سیاست خارجی آمریکا با بن‌بست مواجه می‌شود؛ مذاکرات ایران–آمریکا در چنین شرایطی به کندی پیش خواهد رفت و احتمالاً به توافق‌های محدود و تاکتیکی بسنده می‌شود.

اگر دموکرات‌ها بتوانند از این شکاف بهره‌برداری کنند، احتمالاً در انتخابات ریاست‌جمهوری بعدی دست بالاتر خواهند داشت و ایران ترجیح می‌دهد مذاکرات جدی‌تر را به آن زمان موکول کند.

البته، این تنها یک فرضیه در کنار سایر فرضیه‌های موازی است که قطعا دستگاه دیپلماسی ایران نسبت به آنها نیز هوشیار و واقع‌بین است؛ چراکه احتمالا ترامپ هم می‌خواهد با گسترش سایه جنگ بر سر تهران، به نوبه خود کارت‌های برنده طرف مقابل را بسوزاند، حال آنکه با توجه به مبهم بودن نتیجه و تاثیر آن بر سسله تحولات منطقه و جهان، این برای او هم نوعی قمار است.

خلاصه کلام

یادداشت عراقچی در گاردین و تحولات اخیر نشان می‌دهد که جنبش ماگا دیگر جنبشی یکپارچه نیست. اختلافات ایدئولوژیک، نسلی و مذهبی آن در موضوعات سیاست خارجی به‌ویژه غزه و ایران آشکار شده‌اند. اسرائیل از جایگاه مقدس سابق سقوط کرده و ایران به نقطه‌ای تازه برای جدال درونی تبدیل شده است. داده‌های نظرسنجی‌ها نشان می‌دهند که حمایت از اسرائیل در میان جمهوری‌خواهان جوان به‌طور جدی کاهش یافته و این روند می‌تواند پیامد‌های مستقیم بر انسجام جنبش و انتخابات میان‌دوره‌ای داشته باشد.

در همین بستر، اظهار اخیر ترامپ مبنی بر «آمادگی کامل آمریکا برای کمک به معترضان ایرانی» نیز به‌عنوان یک عامل تازه وارد صحنه شده است؛ ادعایی که در داخل آمریکا با واکنش‌های منفی گسترده در شبکه‌های اجتماعی روبه‌رو شد و بسیاری آن را متناقض با شعار «اول آمریکا» و یادآور تجربه‌های پرهزینه عراق و افغانستان دانستند. این مخالفت‌ها نشان می‌دهد که حتی تهدید نظامی علیه ایران می‌تواند پایگاه انتخاباتی جمهوری‌خواهان را بیش از پیش دچار شکاف کند.

آینده حزب جمهوری‌خواه و حتی سرنوشت ترامپ، به توانایی او در مدیریت این شکاف‌ها وابسته خواهد بود؛ شکاف‌هایی که بیش از هر زمان دیگری می‌توانند مسیر سیاست آمریکا را تغییر دهند. تجربه گذشته نشان داده که تغییر ترکیب کنگره، به‌ویژه در موضوعات حساس مانند ایران، می‌تواند مسیر سیاست خارجی آمریکا را دگرگون کند؛ همان‌طور که در سال‌های پس از جنگ عراق، فشار افکار عمومی و تغییر موازنه قدرت در کنگره به تعدیل سیاست‌های خارجی منجر شد.

بنابراین، گوشه چشم ایران به نتایج انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا نه یک تاکتیک صرف، بلکه بخشی از محاسبه‌ای استراتژیک است. تهران می‌داند که شکاف‌های داخلی ماگا، کاهش حمایت از اسرائیل، هزینه‌های احتمالی جنگ با ایران و حتی واکنش‌های داخلی به تهدید‌های تازه ترامپ می‌توانند بر نتایج این انتخابات اثر بگذارند. همین نتایج نیز تعیین خواهد کرد که آیا ترامپ با دست بالا وارد مذاکره می‌شود یا مجبور خواهد شد در برابر فشار داخلی و خارجی امتیاز بدهد.

انتهای پیام/

ارسال نظر