پشت لبخند کمکهای توسعهای؛ کانادا در لبنان چه میخواهد؟
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، لبنان در سالهای اخیر یکی از عمیقترین بحرانهای اقتصادی جهان را تجربه کرده است: سقوط ارزش پول ملی، فروپاشی نظام بانکی، افزایش فقر و ناتوانی دولت در ارائه خدمات پایه. در چنین شرایطی، کمکهای خارجی به یکی از منابع حیاتی بقای اجتماعی و اقتصادی کشور تبدیل شدهاند. کانادا نیز در قالب کمکهای بشردوستانه و توسعهای، از طریق GAC، حضور مالی مستمری در لبنان دارد؛ حضوری که از سالها پیش و بهویژه پس از بحران سوریه، انفجار بندر بیروت و تشدید بحران اقتصادی، گسترش یافته است.
اما پرسش اصلی اینجاست: چرا لبنان برای کانادا اهمیت دارد و این کمکها دقیقاً چه اهدافی را دنبال میکنند؟ آیا این سیاستها صرفاً برای کاهش رنج انسانی طراحی شدهاند، یا بخشی از یک راهبرد گستردهتر سیاست خارجی و امنیتی هستند؟
چرا لبنان برای کانادا مهم است؟
لبنان صرفاً یک کشور بحرانزده نیازمند کمک نیست؛ بلکه یک گره ژئوپلیتیک حساس در غرب آسیا بهشمار میرود. این کشور در همسایگی مستقیم سرزمینهای اشغالی قرار دارد، در تماس دائمی با پیامدهای جنگ سوریه است و میزبان بازیگران قدرتمندی است که در معادلات منطقهای نقش تعیینکننده دارند. از نگاه کانادا و دیگر کشورهای غربی، فروپاشی کامل لبنان میتواند پیامدهایی فراتر از مرزهای این کشور داشته باشد: از تشدید ناامنی منطقهای تا افزایش فشارهای مهاجرتی به اروپا و آمریکای شمالی.
لبنان همچنین محل تلاقی رقابت قدرتهاست. در کنار نفوذ سنتی غرب، بازیگران منطقهای نیز بهدنبال حفظ یا گسترش حضور خود در این کشور هستند.
در چنین فضایی، کمکهای توسعهای به ابزاری کمهزینهتر و کمریسکتر از مداخله مستقیم تبدیل میشوند؛ ابزاری برای حفظ حداقلی از ثبات و جلوگیری از تغییر توازن به زیان غرب.
عامل دیگر، مسئله مهاجرت است. لبنان میزبان میلیونها آواره، بهویژه از سوریه و فلسطین است. برای کشورهای غربی، حمایت مالی از لبنان نوعی «مهار بحران در مبدأ» محسوب میشود؛ یعنی جلوگیری از موجهای جدید مهاجرت که میتواند پیامدهای سیاسی و اجتماعی جدی در داخل کشورهای کمککننده داشته باشد. از این منظر، لبنان نه فقط یک دغدغه انسانی، بلکه یک مسئله امنیتی–اقتصادی برای کاناداست.
اهداف پشت پرده کمکهای توسعهای کانادا در لبنان
۱. پیشبرد سیاست خارجی و نظم مطلوب غرب
کمکهای توسعهای کانادا در لبنان را میتوان بخشی از راهبرد کلی غرب برای مدیریت بحرانهای غرب آسیا دانست. این کمکها معمولاً از طریق سازمانهای بینالمللی و نهادهای غیردولتی اجرا میشوند و بر حوزههایی مانند «توانمندسازی جامعه مدنی»، «حکمرانی محلی» و «تابآوری اقتصادی» تمرکز دارند. انتخاب این حوزهها تصادفی نیست؛ بلکه با ارزشها و ترجیحات سیاسی غرب همخوانی دارد و به تقویت شبکههایی منجر میشود که در بلندمدت همسو با سیاستهای آن عمل میکنند.
۲. حمایت غیرمستقیم از امنیت اسرائیل
اگرچه کانادا مستقیماً کمک نظامی به لبنان نمیدهد، اما کمکهای توسعهای را میتوان در چارچوب امنیتی گستردهتری تحلیل کرد. لبنان بهعنوان جبهه شمالی سرزمینهای اشغالی، همواره در محاسبات امنیتی غرب جایگاه ویژهای داشته است. تضعیف شرایط اقتصادی و اجتماعی میتواند به بیثباتی منجر شود، اما در مقابل، کمکهای هدفمند میتوانند به مدیریت این بیثباتی و محدود کردن نفوذ بازیگران ضد رژیم صهیونیستی کمک کنند.
برای مثال، تمرکز بر پروژههای اقتصادی خرد، رسانههای محلی و سازمانهای مدنی، بهطور غیرمستقیم به بازآرایی اجتماعی کمک میکند؛ بازآراییای که الزاماً به نفع نیروهای مقاومت نیست، بلکه بیشتر با الگوی مطلوب غرب همراستاست.
۳. مهار محور مقاومت از مسیر قدرت نرم
یکی از کارکردهای اصلی کمکهای توسعهای، استفاده از قدرت نرم بهجای فشار سخت است. کانادا، مانند دیگر کشورهای غربی، تلاش میکند بدون مداخله نظامی مستقیم، نفوذ بازیگران همسو با محور مقاومت را محدود کند. این کار از طریق حمایت از آموزش، اشتغال جوانان، توانمندسازی زنان و تقویت نهادهای غیردولتی انجام میشود. چنین سیاستی در ظاهر توسعهمحور است، اما در عمل به ایجاد شبکههایی وابسته به کمک خارجی منجر میشود که جهتگیری سیاسی و اجتماعی خاصی دارند.
۴. کنترل مهاجرت و مدیریت ریسک اقتصادی
کمکهای توسعهای به لبنان برای کانادا نوعی سرمایهگذاری پیشگیرانه محسوب میشود. هزینه کمک در داخل لبنان، بهمراتب کمتر از هزینه پذیرش و ادغام موجهای جدید مهاجر در داخل کاناداست. بنابراین، حمایت از پروژههایی که معیشت حداقلی ایجاد میکنند یا مانع فروپاشی کامل خدمات عمومی میشوند، بخشی از راهبرد مدیریت ریسک اقتصادی و اجتماعی کاناداست.
برای مثال، در بسته کمک توسعهای سال ۲۰۲۴ به ارزش ۳۸ میلیون دلار، کانادا منابع خود را از طریق نهادهای بینالمللی توزیع کرد: ۲۰ میلیون دلار به سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد (FAO) برای بهبود عملکرد و توانمندسازی کشاورزان و زنجیرههای ارزش در بخش محصولات کشاورزی و ۱۳ میلیون دلار به برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) برای افزایش امنیت اقتصادی، بهویژه برای کسبوکارهای کوچک و متوسط و زنان کارآفرین. این پروژهها به بهبود عملکرد بازارها و تقویت مشاغل خرد کمک میکنند، اما همزمان شبکههای اجتماعی و اقتصادی همسو با ارزشهای توسعهای غرب را تقویت میکنند.
۵. پروژهها بهعنوان نمونه عملی سیاست
در عمل، این اهداف در قالب پروژههای مشخصی اجرا میشوند. برای نمونه، کانادا از طریق GAC در «برنامه پاسخ به بحران لبنان» مشارکت داشته و منابع مالی خود را از طریق نهادهایی مانند سازمان ملل و فائو برای حمایت از معیشت، کشاورزی و اشتغال در مناطق آسیبپذیر اختصاص داده است. یکی از نمونهها، حمایت از پروژههای توسعه بخشهای تولیدی و کشاورزی است که با هدف ایجاد شغل و افزایش تابآوری اقتصادی اجرا میشوند.
اگرچه این پروژهها در کوتاهمدت میتوانند بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهند، اما منتقدان معتقدند که چنین برنامههایی اغلب جایگزین اصلاحات ساختاری نمیشوند و بیشتر نقش مُسکن دارند تا درمان.
جمعبندی
کمکهای توسعهای کانادا در لبنان را نمیتوان صرفاً در چارچوب انساندوستی و خیرخواهی تحلیل کرد. این کمکها بخشی از یک بسته گستردهتر سیاست خارجی هستند که هدف آن مدیریت بیثباتی، کنترل مهاجرت، مهار بازیگران ناهمسو و حفظ توازن قدرت منطقهای است. هرچند این سیاست ممکن است در کوتاهمدت از فروپاشی کامل لبنان جلوگیری کند، اما در بلندمدت خطر بازتولید وابستگی، تضعیف حاکمیت اقتصادی و تعمیق بحران ساختاری را به همراه دارد. به این ترتیب، فاصله میان «ادعای بیطرفی» و «واقعیت سیاسی» در کمکهای توسعهای، همچنان یکی از چالشهای اصلی سیاستهای بینالمللی در لبنان باقی میماند.
انتهای پیام/
- تبلیغات در گوگل
- بهترین کارگزاری بورس
- ثبت نام آمارکتس
- سایت رسمی خرید فالوور اینستاگرام همراه با تحویل سریع
- یخچال فریزر اسنوا
- گاوصندوق خانگی
- تاریخچه پلاک بیمه دات کام
- ملودی 98
- خرید سرور اختصاصی ایران
- بلیط قطار مشهد
- رزرو بلیط هواپیما
- ال بانک
- آهنگ جدید
- بهترین جراح بینی ترمیمی در تهران
- اهنگ جدید
- خرید قهوه
- اخبار بورس