آقای مدیرکل ... این قبا به تن‌تان گشاد است

آقای مدیرکل ... این قبا به تن‌تان گشاد است
«حرکت آغاز شده است»؛ به سمت کجا؟ دبیرکلی سازمان ملل. این را «رافائل گروسی» می‌گوید؛ چهره شناخته‌شده دنیای سیاست که این روزها تحت تعقیب است، البته نه در واقعیت که در پس ذهن تک‌تک ما ایرانی‌ها که دست‌کم روزی یک بار او را نزد افکار عمومی خود محاکمه می‌کنیم.

به گزارش خبرگزاری آنا، «رافائل گروسی» مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی که از ۲۰۱۹ به این سو دیدبانی هسته‌ای سازمان ملل را به عهده دارد و در کارنامه حرفه‌ایش ۴۰ سال تجربه در زمینه عدم اشاعه و خلع سلاح را یدک می‌‎کشد؛ حالا خیز برداشته تا بالاترین مقام دیپلماتیک جهان را از آن خود کند: دبیرکلی سازمان ملل متحد.

اینجا در ایران، به شوخی می‌گوییم «کار دبیرکلی سازمان ملل از ابراز تأسف فراتر نمی‌رود»؛ شوخی‌ای که ریشه در یک طنز تلخ دارد: سازمان ملل در جایگاه قدرت‌مندترین و قدیمی‌ترین سازمان بین‌دولتی دنیا کاکرد خود را برای حفظ امنیت و صلح جهانی از دست داده و نیازمند اصلاحات اساسی است.

با این حال، در حد همین سازمان فشل امروزی هم، قبای دبیرکلی به قامت گروسی گشاد می‌آید. 

برای گفتن چنین حرفی، استدلال دارم: «آنتونیو گوترش» دبیرکل فعلی سازمان ملل به‌رغم آنکه تأمین بودجه نهاد متبوعش لنگ کمک‌های آمریکاست، بعضی جا‌ها مصلحت دیپلماتیک را کنار گذاشت و به حکم اخلاق که از قانون نسبیت مستثنی است، از «ابراز تأسف» فراتر رفت؛ مثل آنجا که چشم در چشم اسرائیل، گفت «حمله ۷ اکتبر حماس در خلاً اتفاق نیفتاد... و مردم فلسطین ۵۶ سال تحت اشغال خفه‌کننده قرار داشته‌اند»؛ یا وقتی که توجیه تل‌آویو در کشتار فلسطینی‌ها را زیر سوال برد و تأکید کرد «حمله ۷ اکتبر حماس مجازات دسته جمعی برای ساکنان غزه را توجیه نمی‌کند.»

گوترش به رغم انفعال ناشی از جبر سیاسی، به قیمت یدک کشیدن انگ «یهودستیزی» از سوی اسرائیل -که همه می‌دانیم پشتش به کاخ سفید گرم است- یک جا‌هایی از جمود خارج شد و طوری رفتار کرد که برازنده عنوان دیپلمات تراز اول جهان بود.

اما آیا می‌توانیم برای همین تعداد دفعات معدود هم از گروسی انتظار مشابهی داشته باشیم؟

حافظه جمعی ایرانی‌ها تمایل دارد به این پرسش، پاسخ منفی بدهد.

 آنچه می‌نویسم نه به جهت استفاده از ابزار تحقیر برای کوچک‎نمایی ابعاد دشمن است؛ که گلایه‌ای است از عمق جان شهروندی که سوای گرایش سیاسی و باور‌های فکری، گوشه‌ای از وطنش با چراغ سبز این آقا بمباران شده است.

گروسی ۶۴ ساله که عنوان دیپلمات کهنه‌کار را یدک می‌کشد، در مقام دیدبان هسته‌ای سازمان ملل، موظف به حراست از آن دسته از تأسیسات ایران بود که تحت نظارت پادمانی آژانس قرار داشتند. 

اما او نه تنها با ارائه یک گزارش گمراه‌کننده به شورای حکام، شرایط تصویب قطعنامه‌ای را فراهم کرد که «ایران را به نقض تعهدات پادمانی» متهم می‌کرد، بلکه وقتی با اتکا به همان قطعنامه، یک عضو NPT (آمریکا)، سایت‌های هسته‌ای عضو دیگر NPT (ایران) را بمباران کرد، از محکومیت این اقدام شانه خالی کرد. 

حالا بعد از خیانت آشکاری که به مسئولیت و تعهد سیاسی خود کرد؛ همین ۲ روز قبل، در واکنش به تعهدپذیری ایران در چارچوب پیمان منع گسترش تسلیحات اتمی، گروسی مدعی شد «بدون نظارت آژانس، هیچ مذاکره جدی‌ای نمی‌تواند شکل بگیرد، به‌ویژه اگر بخواهید از تکرار آنچه در ژوئن دیدیم جلوگیری کنید.»

آقای مدیرکل به قسمت اول ادعای شما ایرادی نیست؛ چراکه دلمان بخواهد یا نه وقتی پای حل و فصل مناقشات هسته‌ای به میان بیاید، به آژانس هم در جایگاه دیدبان نقشی داده می‌شود، اما در خصوص قسمت دوم ادعایتان: مگر این به اصطلاح نظارت شما مانع از بمباران سایت‌های هسته‌ای ایران شد که حالا از همان جایگاه می‌خواهید مانع از تکرارش شوید!

(ادعایتان آنقدر عجیب است که به جای علامت تعجبی (!) که در چارچوب ویرایش، توصیه می‌شود اصلاً استفاده نکنیم؛ ۳ بار (!) علامت تعجب گذاشتم و اینجا برای تأکید بر حیرتم از سطح توقع نابجای شما، در عبارتی تکمیلی توضیحش دادم که حسابی به چشم مخاطب بیاید).

گروسی همان ۲ روز پیش و هم‌زمان با ورود بازرسان آژانس به ایران برای تعویض سوخت راکتور بوشهر (و تاکید می‌کنم نه برای ازسرگیری بازرسی از سایت‌های هسته‌ای)، با «مارکو روبیو» وزیر خارجه آمریکا دیدار کرد- دیداری که خروجی‌اش این پیام بود که در حساب کاربری آقای مدیرکل منتشر شد: از «حمایت مستمر» آمریکا از مأموریت آژانس برای «صلح» قدردانی می‌کنم.

اگر ایرانی‌ای نبودم که کمی بیش از ۲ ماه پیش، آمریکا (باز هم تکرار می‌کنم در مقام عضو NPT) سایت‌های هسته‌ای‌مان (در مقام عضو دیگر NPT) را بمباران نکرده بود، شاید ژست «صلح‌بانی» شما را باور می‌کردم.

اما در مورد «حمایت مستمر آمریکا»، البته که حق با شماست. واشنگتن حامی قوی‌ای است، اما نه در «تأمین صلح» بلکه در «تأیید نامزدی شما برای تصاحب صندلی دبیرکلی سازمان ملل». آقای گروسی تبریک می‌گویم، شما اسپانسر قوی‌ای دارید که قبلا با خیانت به دیپلماسی (در چشم‌پوشی از حمله به ایران) بهای حمایتش را پرداخته‌اید.

و اما چند کلام مستقیم با مخاطب: 

گروسی شاید «خائن» به دیپلماسی باشد؛ اما در دنیای سیاست بین‌الملل که بر مدار اخلاق نمی‌چرخد، دیپلمات بدی به حساب نمی‌آید. فقط نکته اینجاست که روی طیف دیپلماسی که از «توطئه تا گره‌گشایی» گسترده است، او انتخاب کرده که روی بدترین نقطه درجا بزند- نقطه توطئه و خیانت.

می‌‎دانم؛ آنچه اندکی قبل نوشتم، طنز تلخی است، اما واقعیت است. تلخ‌تر آنکه ما مجبوریم همچنان با او تعامل داشته باشیم.

 وقتی فردو و نطنز را به دلیل چراغ سبز این دیپلمات ناحسابی از دست داده‌ایم، نمی‌توانیم با عدم رضایت به حضور بازرسان آژانس برای نظارت بر تعویض سوخت نیروگاه بوشهر (و نه ازسرگیری بازرسی‌ها)، این سایت هسته‌ای‌مان را هم از گردش کار خارج کنیم تا قند در دل آمریکا و اسرائیل آب شود.

پس مراقب باشیم که به هنگام انتقاد و دشمنی به‌جا با گروسی، در دام نقد نادرست و انتقاد نابجا از دستگاه دیپلماسی ایران نیفتیم.

و اما نکته آخر، قبای دبیرکلی سازمان ملل برای رافائل گروسی گشاد است، اما متأسفانه در صحنه نمایش بین‌الملل، خیاط‌هایی هستند که فارغ از اینکه لباس به طرف بیاید یا نه، آن را متناسب با قد و قامتش کوتاه می‌کنند.

 پذیرش واقعیت گام مهمی در افزایش تاب‌آوری است.

انتهای پیام/

ارسال نظر
گوشتیران
قالیشویی ادیب
رسپینا