تحقق پیام رهبری درباره نخبگان به پیوند توانمندیهای آنان با نیازهای صنعت وابسته است
سید محمدجواد صدریمهر در گفتوگو با آناتک، در واکنش به پیام مقام معظم رهبری درباره نخبگان و با اشاره به مفهوم نخبگی مطرحشده در این پیام، اظهار کرد: «موضوعی که در پیام رهبری مورد تأکید قرار گرفته، به نوع نگاه ما به مفهوم نخبگی بازمیگردد. در واقع، نخبگی مفهومی فراتر از علم و فناوری دارد؛ به این معنا که هر فردی که در حوزهای از توانمندی ویژه برخوردار باشد، از جمله در عرصههای هنری و ورزشی، و بتواند تأثیرگذاری قابلتوجهی در جامعه داشته باشد، در این تعریف نخبه محسوب میشود.»
وی افزود: «نخبه علاوه بر برخورداری از موهبت خدادادی، دارای مسئولیت اجتماعی نیز هست. این مسئولیت باید در مسیر توسعه کشور، پیشرفت مردم و بهبود شرایط کنونی و آینده کشور ایفای نقش کند.»
نخستین گام برای بهرهگیری از ظرفیت نخبگان
صدریمهر در پاسخ به این پرسش که چگونه میتوان زمینه اثرگذاری نخبگان در جامعه را فراهم کرد، گفت: «پاسخ این پرسش در پیام رهبری نهفته است. زمانی که انگیزه نخبگان با منافع اقتصادی پیوند بخورد و برای فعالیتهای آنان بازار ایجاد شود، مسئولیت جدی صنایع در این زمینه مطرح میشود.»
معاون توسعه اقتصاد دانشبنیان با اشاره به ظرفیت نخبگان برای حل مسائل و مشکلات مختلف اظهار کرد: «زمانی که صنایع مسائل خود را بهصورت کامل تعریف و مطرح کنند، نخبگان امکان حل آنها را خواهند داشت. نخبگان فعال در حوزههای مختلف، افرادی هستند که نمونههایی از فعالیتهای آنان در اخبار منعکس میشود؛ افرادی که برای رفع مشکلات صنعت خودروسازی آلمان یا حل مسائل جامعهشناسی در فرانسه اقدام میکنند.»
وی افزود: «این پرسش مطرح است که چرا اخبار و موضوعات مشابه درباره کشور خودمان به همین میزان مطرح و برجسته نمیشود؟ نکته اساسی آن است که مسائل باید بهدرستی تعریف شوند و صنعت نیز وظیفه دارد مسائل و چالشهای خود را مشخص کند. صنعت نباید راهحل مسائل خود را در واردات جستوجو کند، بلکه باید استفاده از ظرفیت نخبگان برای حل مسائل را در دستور کار قرار دهد.»
صدریمهر با تأکید بر اهمیت تعریف مسئله از سوی صنعت بیان کرد: «تعریف مسئله از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. هنگامی که استاد در کلاس درس یا جلسه امتحان مسئلهای را مطرح میکند، دانشجویی که بر ابعاد مختلف آن مسئله تسلط دارد، میتواند آن را حل کند و از دانشجو انتظار نمیرود که خود مسئله را طراحی و مطرح کند. در این زمینه نیز همین منطق حاکم است؛ صنعت باید مسائل خود را تعریف کند تا نخبه بتواند پرونده مربوط به آن را دریافت کند، مسئولیت آن را بر عهده بگیرد و برای حل آن اقدام کند.»
وی تأکید کرد: «یکی از موضوعات مهم این است که تعریف مسائل صنعت باید از سوی خود صنعت انجام شود. تا زمانی که این فرایند محقق نشود، نمیتوان انتظار داشت نخبه برای حل مسئله اقدام کند؛ زیرا اساساً مسئله مشخص و تعریفشدهای وجود ندارد. بنابراین، نخستین گام که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، تعریف مسئله از سوی صنعت، بازار و دولت است.»
ایجاد بازار پایدار با تمرکز بر زنجیرههای فناورانه
صدریمهر با اشاره به ضرورت ایجاد قابلیتهای پایدار برای فراهمسازی زمینه اثرگذاری نخبگان گفت: «موضوع مهم بعدی، ایجاد قابلیتهای پایدار است. تولید یک محصول بهتنهایی نمیتواند به شکلگیری بازار پایدار منجر شود. اگر بتوانیم در زنجیره فعالیتهای فناورانه و دانشبنیان و همچنین زنجیره فعالیتهای نخبگان، تکمحصولیهای خود را به زنجیرهای از محصولات و فعالیتها تبدیل کنیم و آن زنجیره نیز به یک قابلیت پایدار تبدیل شود، در این صورت امکان شکلگیری بازار پایدار فراهم خواهد شد.»
وی برای تبیین این موضوع به شرکتهای خودروسازی اشاره کرد و افزود: «میتوان به یک شرکت یا برند خودروسازی اشاره کرد که بیش از چندین دهه در بازار جهانی جایگاه پیشرو داشته است. این جایگاه از طریق تولید یک خودرو یا یک محصول به دست نیامده، بلکه نتیجه تسلط بر زنجیره کامل تولید محصول، از سیستم محرکه و سیستم تعلیق گرفته تا بدنه، سیستم الکتریکی و طراحی است.»
رئیس مرکز راهبردی ستادهای توسعه اقتصاد دانشبنیان ادامه داد: «این شرکت متناسب با نیازهای بازار، بهصورت مستمر محصولات جدید تولید میکند، تحولات آینده بازار را پیشبینی میکند و طراحی محصولات خود را بر اساس روندهای آتی بازار انجام میدهد. زمانی که یک شرکت بر تمام اجزای زنجیره تسلط داشته باشد، به قابلیت پایدار دست پیدا میکند و همین قابلیت، زمینه در اختیار گرفتن و حفظ بازار پایدار را برای آن فراهم میسازد.»
صدریمهر با اشاره به نمونه شرکتهای بزرگ کشاورزی در جهان اظهار کرد: «هنگامی که یک شرکت بزرگ کشاورزی یا یک برند جهانی را بررسی میکنیم که طی چند صد سال جایگاه رهبری بازار را در اختیار داشته است، درمییابیم که این شرکت بر تمامی اجزای زنجیره فعالیت خود، از بهنژادی بذر تا روشهای نوین کشت، کود، سم، هوشمندسازی، صنایع تبدیلی و تکمیلی و سایر بخشهای مرتبط، تسلط دارد. این شرکت به دلیل تسلط بر کل زنجیره توانسته است طی چند صد سال حضور پایداری در بازار جهانی داشته باشد؛ زیرا برای خود قابلیت پایداری ایجاد کرده است.»
وی تأکید کرد: «تولید یک محصول یا فعالیت یک شرکت دانشبنیان در حوزه تولید محصولی مشخص، بهتنهایی نمیتواند بازار پایداری ایجاد کند. بازار پایدار از طریق تمرکز بر زنجیرهها شکل میگیرد. اگر بخواهیم برای مجموعههای فناور کشور، چه در بازار داخلی و چه در عرصه فعالیتهای بینالمللی، بازار پایدار ایجاد کنیم و زمینه فعالیت نخبگان را فراهم آوریم، باید تمرکز خود را بر زنجیرهها قرار دهیم و بهجای تمرکز بر شرکتهای دانشبنیان تکمحصولی، زنجیرهها را به قابلیتهای پایدار تبدیل کنیم.»
حرکت شرکتهای دانشبنیان به سمت فناوریهای نوظهور و لبه دانش
صدریمهر در ادامه، درباره رفع گلوگاههای فناورانه و تقویت توانمندیهای کشور گفت: «یکی از موضوعات مهم، بهروزرسانی شاخصهای ارزیابی در حوزه دانشبنیان است؛ زیرا فناوری در جهان بهصورت مستمر در حال تحول و پیشرفت است. برخی شرکتهای دانشبنیان اعلام میکنند که در دوره گذشته واجد شرایط دانشبنیان بودن بودهاند، اما در حال حاضر دیگر این عنوان را ندارند. علت این مسئله میتواند آن باشد که این شرکتها بر اساس شاخصهای جدید، شرایط لازم برای احراز عنوان دانشبنیان را ندارند.»
وی افزود: «شاخصها را هر پنج سال و هر سه سال یکبار بهروزرسانی میکنیم و در برخی موارد، این فرایند در بازههای زمانی کوتاهتری انجام میشود؛ زیرا تحولات فناوری در جهان با سرعت زیادی رخ میدهد. بنابراین، باید مشخص باشد که شرکتها در مقطع کنونی بر اساس چه شاخصهایی دانشبنیان محسوب میشوند.»
معاون توسعه اقتصاد دانشبنیان با تأکید بر ضرورت انجام اقدامات ویژه برای رفع گلوگاههای فناورانه اظهار کرد: «برای رفع گلوگاههای فناوری باید اقدامات ویژهای انجام شود و نمیتوان با فعالیتهای متعارف، مسائل و چالشهای گلوگاهی را برطرف کرد. در این مسیر، لازم است حرکت به سمت فناوریهای ساختارشکن و فناوریهای نوظهور در دستور کار قرار گیرد و کشور در لبه دانش جهانی قرار داشته باشد.»
وی ادامه داد: «اگرچه حرکت به سمت این فناوریها در مقایسه با فناوریهای متعارف دشوارتر است و دستیابی به نتایج نیز با مخاطرات خاص خود همراه است، اما این مسیر میتواند برای کشور قابلیتهای جدیدی ایجاد کند. به همین دلیل، مشوقهایی را تعریف میکنیم؛ مشوقهای واقعی که شرکتهای دانشبنیان بتوانند از طریق آنها به سمت لبه دانش جهانی حرکت کنند. این روند در حال حاضر در حال اجراست و در راستای پیروی از پیام رهبری باید تقویت شود.»
صدریمهر با اشاره به تفاوت رویکرد فناوربنیان و قدرتبنیان بیان کرد: «زمانی که منطق فعالیت یک شرکت دانشبنیان بهجای فناوربنیان بودن، بر مبنای قدرتبنیان بودن شکل میگیرد، با منطق متفاوتی مواجه میشویم. قدرتبنیان بودن به این معناست که در یک فناوری مبتنی بر لبه دانش و یک فناوری ساختارشکن، قابلیت پایداری ایجاد شود؛ قابلیتی که در شرکت باقی بماند، در کشور ماندگار شود و برای کشور مزیت ایجاد کند.»
وی افزود: «حرکت از منطق فناوربنیان به سمت منطق قدرتبنیان، موضوعی جدی است که موجب میشود شرکتهای دانشبنیان با بهرهگیری از مشوقهای واقعی، حرکت به سمت لبه فناوری را در دستور کار قرار دهند، فناوریهای نوظهور را دنبال کنند و به سراغ فناوریهای ساختارشکن بروند. این فعالیتها باید با استمرار و تداوم به زنجیرهای از نتایج تبدیل شوند تا این زنجیره در نهایت به ایجاد قابلیت پایدار منجر شود؛ قابلیتی که هم مسائل گلوگاهی کشور را حل کند و هم بهعنوان یک مزیت پایدار، امکان حضور مؤثر شرکتها در بازارهای بینالمللی را فراهم آورد تا این شرکتها بتوانند در این بازارها نقشآفرینی مؤثری داشته باشند و از جایگاه رقابتی برخوردار شوند.»
توسعه بازارهای بینالمللی نیازمند هماهنگی دستگاههاست
صدریمهر با اشاره به الزامات ورود شرکتهای دانشبنیان به بازارهای بینالمللی اظهار کرد: «ورود به بازارهای بینالمللی مستلزم تعریف سازوکارهای مشخص برای حمایت، تعاملات و شیوه ورود به این بازارهاست. شرایط کنونی کشور و تحریمها، این موضوع را پیچیدهتر و دارای الزامات ویژهای کرده است؛ بنابراین، لازم است سرمایهگذاری بیشتری در این زمینه انجام شود و بخشهای مختلف دولت نیز تلاشهای گستردهتری برای تحقق این هدف به کار گیرند.»
وی با تأکید بر اینکه تحقق اهداف مطرحشده در پیام رهبری، از جمله نقشآفرینی مستقیم نخبگان، به مجموعهای از اقدامات نیاز دارد، گفت: «تحقق هدف نقشآفرینی مستقیم نخبگان که در این پیام مورد تأکید قرار گرفته است، مستلزم انجام اقدامات متعدد و هماهنگ است. معاونت علمی ریاستجمهوری بهعنوان نهاد هماهنگکننده دستگاهها، نقش راهبری و نظارت را بر عهده دارد، اما تحقق این هدف به همراهی و مشارکت تمامی دستگاهها نیازمند است.»
رئیس مرکز راهبردی ستادهای توسعه اقتصاد دانشبنیان ادامه داد: «در این زمینه باید تقسیم وظایف جدی و مشخصی میان دستگاهها صورت گیرد و وزارتخانههای مختلف، سازمانها، دستگاههای دولتی و حاکمیتی و شرکتهای دولتی، هر یک مسئولیت و نقش خود را بهصورت جدی ایفا کنند.»
وی خاطرنشان کرد: «وزارتخانههای اقتصادی و همچنین وزارتخانههای آموزشی نیز باید در این مسیر نقشآفرینی کنند. این فرایند آغاز شده است و معاونت علمی نیز مسئولیت هماهنگی آن را بر عهده گرفته است تا وظایف دستگاههای مختلف تعریف و تقسیم شود و در ادامه، امکان نظارت بر نحوه اجرای این وظایف نیز فراهم شود.»
انتهای پیام/