08:08 02 / 08 /1405

اپراتور‌های شاکی از قیمت اینترنت چرا سهام شرکت‌های اینترنتی دیگر را می‌خرند؟

اینترنت
اپراتورهای تلفن همراه، هزینه‌های بالای صنعت ارتباطات و ضرورت اصلاح تعرفه اینترنت را علت مشکلات اقتصادی خود می‌دانند؛ اما گسترش سرمایه‌گذاری آن‌ها در کسب‌وکارهای دیجیتال، اینترنت ثابت و فیبر نوری این پرسش را مطرح می‌کند؛ اگر منابع صنعت برای توسعه شبکه کافی نیست، گسترش سبد سرمایه‌گذاری چگونه توجیه می‌شود و اولویت واقعی تخصیص سرمایه کجاست؟

به گزارش خبرگزاری آنا، اپراتور‌های تلفن همراه در سال‌های اخیر بار‌ها بر فاصله درآمد و هزینه‌های توسعه و نگهداری شبکه تأکید کرده‌اند. افزایش هزینه تجهیزات، انرژی، نوسازی زیرساخت‌ها و توسعه فناوری‌های جدید از جمله دلایلی است که برای ضرورت بازنگری در تعرفه اینترنت مطرح می‌شود. این چالش‌ها واقعی و قابل بررسی‌اند؛ اما آیا همین شرایط، ضرورت شفافیت بیشتر درباره تصمیم‌های سرمایه‌گذاری اپراتور‌ها را افزایش نمی‌دهد؟

همراه اول نمونه قابل‌توجهی برای طرح این پرسش است. این اپراتور علاوه بر فعالیت اصلی در بازار تلفن همراه، از طریق شرکت‌های سرمایه‌گذاری خود وارد حوزه‌های مختلف اقتصاد دیجیتال شده و در شرکت‌هایی با فعالیت‌های متفاوت سرمایه‌گذاری کرده است. خرید سهام گروه دیجی‌کالا، حضور در کسب‌وکار‌هایی مانند اوانو و ستاره یک و تقویت حضور در بازار اینترنت ثابت، تنها نمونه‌هایی از گسترده‌ترشدن دامنه فعالیت‌های این مجموعه‌اند.

مسئله این نیست که همراه اول نباید در کسب‌وکار‌های جدید سرمایه‌گذاری کند؛ تنوع‌بخشی به درآمد می‌تواند برای یک بنگاه اقتصادی تصمیمی منطقی باشد. پرسش اصلی این است که آیا پیش از اختصاص منابع به فعالیت‌های جانبی، نیاز‌های سرمایه‌ای هسته اصلی کسب‌وکار به‌اندازه کافی تأمین شده‌اند؟ اگر اپراتور برای توسعه و ارتقای شبکه همراه به منابع بیشتری نیاز دارد، چه معیاری تعیین می‌کند که سرمایه‌گذاری تازه در شرکت‌های دیگر در اولویت قرار بگیرد؟

این پرسش زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که درخواست افزایش تعرفه اینترنت نیز با ضرورت تأمین هزینه‌های صنعت توجیه می‌شود. آیا می‌توان از مشترکان انتظار پرداخت هزینه بیشتر داشت، اما درباره نسبت میان منابع موردنیاز شبکه و سرمایه‌گذاری‌های متنوع اپراتور اطلاعات روشنی ارائه نکرد؟ پاسخ به این پرسش، بدون دسترسی به داده‌های مالی و برنامه‌های سرمایه‌ای شرکت‌ها ممکن نیست؛ اما همین خلأ اطلاعاتی، ضرورت پاسخ‌گویی را برجسته می‌کند.

بازار اینترنت ثابت چرا همچنان جذاب است؟

حضور همراه اول در بازار اینترنت ثابت به سرمایه‌گذاری‌های جدید محدود نمی‌شود. این اپراتور از سال‌ها قبل از طریق مبین‌نت در این بازار حضور داشته و مبین‌نت خدمات اینترنت ثابت بی‌سیم، از جمله مبتنی بر فناوری TD-LTE، ارائه کرده است. همراه اول در دی‌ماه ۱۴۰۳ نیز با خرید تمام سهام شرکت سرمایه‌گذاری مهرگان سرمایه پارس، که ۲۴٫۵ درصد سهام آسیاتک را در اختیار داشت، حضور خود را در ترکیب سهامداری یکی دیگر از شرکت‌های فعال در حوزه اینترنت ثابت تقویت کرد. این معامله امکان معرفی دو عضو از پنج عضو هیئت‌مدیره آسیاتک را برای همراه اول فراهم می‌کرد. 

اهمیت این نمونه در خود آسیاتک خلاصه نمی‌شود؛ بلکه به پرسشی گسترده‌تر درباره راهبرد سرمایه‌گذاری اپراتور بازمی‌گردد. اگر بازار ارتباطات با مشکلات اقتصادی جدی مواجه است و درآمد‌های فعلی برای توسعه شبکه کافی نیست، چه عواملی باعث می‌شوند سرمایه‌گذاری در شرکت‌های دیگر همین بازار همچنان جذاب باشد؟ آیا حضور هم‌زمان در مبین‌نت و آسیاتک قرار است هم‌افزایی ایجاد کند، سهم بازار را افزایش دهد، دسترسی به زیرساخت‌های تازه را ممکن کند یا درآمد‌های مکمل بسازد؟

هرکدام از این اهداف می‌تواند توجیه اقتصادی داشته باشد؛ اما آیا همراه اول درباره بازده مورد انتظار این سرمایه‌گذاری‌ها، نحوه استفاده از ظرفیت‌های موجود و رابطه آنها با برنامه توسعه شبکه توضیح داده است؟ آیا توسعه از مسیر شرکت‌های موجود، به‌جای خرید سهم در شرکت دیگری، بررسی شده بود؟ اگر خرید سهام شرکت‌های فعال در اینترنت ثابت از نظر اقتصادی جذاب است، آیا این جذابیت با ادعای دشواری اقتصاد صنعت تلکام تناقض دارد یا نشان‌دهنده تفاوت سودآوری میان بخش‌های مختلف این صنعت است؟

پاسخ دقیق احتمالاً به تفکیک بازار‌ها و بررسی صورت‌های مالی نیاز دارد. اینترنت همراه، اینترنت ثابت بی‌سیم و فیبر نوری الزاماً ساختار هزینه و درآمد یکسانی ندارند؛ بنابراین نمی‌توان از خرید سهام یک شرکت نتیجه گرفت که کل صنعت ارتباطات سودآور است؛ همان‌طور که نمی‌توان با اشاره به مشکلات مالی یک بخش، توجیه همه سرمایه‌گذاری‌های دیگر را مفروض دانست. آنچه باید روشن شود، معیار‌های تخصیص منابع و تقدم نیاز‌های اصلی شبکه بر توسعه‌های جانبی است.

ایرانسل نیز از بازار ثابت و فیبر نوری فاصله نگرفته است

این رویکرد فقط به همراه اول محدود نیست. ایرانسل نیز از اوایل دهه ۱۴۰۰ توسعه زیرساخت فیبر نوری را در برنامه خود قرار داد و در سال ۱۴۰۲ با دریافت پروانه یکپارچه شبکه و خدمات ارتباطی (UNSP)، به‌صورت رسمی به جمع ارائه‌دهندگان خدمات ثابت مبتنی بر فیبر نوری پیوست. این اپراتور پیش از آن نیز خدمات اینترنت ثابت بی‌سیم ارائه می‌کرد و با توسعه فیبر نوری، دامنه فعالیت خود را به بخش دیگری از بازار ارتباطات گسترش داد. 

فعالیت ایرانسل در این حوزه نشان می‌دهد که توسعه بازار ثابت برای اپراتور‌های سیار صرفاً یک تصمیم حاشیه‌ای نیست و می‌تواند بخشی از راهبرد بلندمدت آنها باشد. در کنار آن، سرمایه‌گذاری‌های ایرانسل در کسب‌وکار‌های دیجیتال و فعالیت‌های محتوایی، از جمله از طریق مجموعه ویستا و ویستامدیا، نمونه دیگری از گسترش سبد فعالیت یک اپراتور به حوزه‌های مکمل است.

آیا این تصمیم‌ها به معنای آن است که اپراتور‌ها بازار‌های تازه‌ای را دارای فرصت رشد و درآمد می‌دانند؟ اگر پاسخ مثبت است، چرا هنگام طرح موضوع تعرفه اینترنت، مشکلات اقتصادی صنعت گاه به‌گونه‌ای مطرح می‌شود که گویی همه بخش‌های آن با شرایط یکسانی روبه‌رو هستند؟ آیا مسئله، زیان‌ده‌بودن کلی صنعت است یا تفاوت میان بازده بازارها، هزینه‌های توسعه و نحوه تخصیص منابع در شرکت‌های مختلف؟

پرسش دیگر آن است که آیا اپراتور‌ها پیش از ورود به بازار‌های تازه، برنامه مشخصی برای تأمین نیاز‌های شبکه اصلی خود دارند؟ توسعه فیبر نوری می‌تواند مستقیماً به بهبود زیرساخت ارتباطی کمک کند و از این جهت با سرمایه‌گذاری در حوزه‌های کاملاً غیرمخابراتی تفاوت دارد. بااین‌حال، حتی سرمایه‌گذاری در یک بازار ارتباطی مکمل نیز باید از نظر هزینه، بازده و اولویت‌بندی در مقایسه با نیاز‌های دیگر شبکه ارزیابی شود.

اولویت منابع باید قابل سنجش باشد

اپراتور‌ها برای حفظ کیفیت خدمات و توسعه شبکه به منابع مالی پایدار نیاز دارند؛ ازاین‌رو، درخواست افزایش تعرفه را نمی‌توان بدون بررسی هزینه‌های واقعی و تعهدات سرمایه‌ای رد یا تأیید کرد. اما همین ضرورت باید به پرسش‌های روشن‌تری درباره نحوه مصرف منابع منجر شود. چه میزان از سرمایه اپراتور‌ها به نوسازی شبکه همراه، افزایش ظرفیت، توسعه پوشش و بهبود کیفیت اختصاص می‌یابد؟ چه سهمی به توسعه اینترنت ثابت و فیبر نوری می‌رسد؟ چه میزان نیز در شرکت‌های خارج از هسته اصلی کسب‌وکار سرمایه‌گذاری می‌شود؟

انتشار اطلاعات تفکیک‌شده می‌تواند روشن کند که آیا تنوع‌بخشی به فعالیت‌ها به تأمین منابع بیشتر برای توسعه زیرساخت منجر می‌شود یا صرفاً دامنه فعالیت‌های تجاری اپراتور‌ها را گسترش می‌دهد. آیا بازده سرمایه‌گذاری‌های جانبی در برنامه‌های توسعه شبکه لحاظ می‌شود؟ آیا اپراتور‌ها شاخص‌های مشخصی برای سنجش تأثیر این سرمایه‌گذاری‌ها بر کیفیت خدمات ارتباطی دارند؟ آیا می‌توان میان افزایش درآمد‌های گروه و بهبود تجربه مشترکان رابطه‌ای روشن و قابل‌اندازه‌گیری مشاهده کرد؟

این پرسش‌ها اتهام‌زنی نیستند و به معنای نادرست‌بودن اصل سرمایه‌گذاری نیز نیستند. یک شرکت می‌تواند هم‌زمان با توسعه شبکه اصلی، در بازار‌های مکمل سرمایه‌گذاری کند؛ به شرط آنکه تصمیم‌هایش بر مبنای ارزیابی اقتصادی روشن باشد و منابع لازم برای تعهدات اصلی را تأمین کند. در مقابل، صرف اشاره به مشکلات مالی صنعت نیز نباید جای پاسخ‌گویی درباره کیفیت سرویس پایه و اولویت‌های سرمایه‌گذاری را بگیرد.

معیار نهایی ارزیابی اپراتورها، تعداد شرکت‌های زیرمجموعه یا ارزش سبد سرمایه‌گذاری آنها نیست؛ کیفیت، پایداری، دسترس‌پذیری و توسعه خدمات ارتباطی نیز باید در این ارزیابی جایگاه اصلی داشته باشد. همراه اول و ایرانسل می‌توانند با توضیح شفاف درباره نسبت سرمایه‌گذاری‌های جانبی با برنامه‌های توسعه شبکه، نشان دهند که چگونه میان فرصت‌های تجاری تازه و مسئولیت اصلی خود تعادل برقرار می‌کنند.

پرسش محوری همچنان پابرجاست: اگر صنعت تلکام برای توسعه شبکه به درآمد بیشتری نیاز دارد، اپراتور‌ها بر چه اساسی سرمایه‌گذاری در شرکت‌های دیگر را در اولویت قرار می‌دهند؟ آیا منابع مازاد پس از تأمین نیاز‌های اصلی شبکه تعریف شده‌اند یا هنوز درباره تقدم این دو هدف توضیح کافی ارائه نشده است؟ پاسخ روشن به این پرسش‌ها می‌تواند بحث تعرفه اینترنت را از جدال صرف بر سر افزایش قیمت، به گفت‌وگویی دقیق‌تر درباره اولویت‌های سرمایه‌گذاری، مسئولیت اپراتور‌ها و کیفیت خدماتی که مشترکان در برابر پرداخت خود دریافت می‌کنند، تبدیل کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر