درسهایی که محدودیت اینترنت ماهوارهای در اوکراین برای سایر کشورها داشت
علی پژوهش، دبیر سرویس فناوری؛ گزارش روز جمعۀ خبرگزاری رویترز درباره محدودیت خدمات استارشیلد برای ارتش اوکراین، بار دیگر موضوع وابستگی ارتباطی به زیرساختهای خارجی را به بحثی جدی در حوزه امنیت ملی تبدیل کرد. بر اساس این گزارش، مقامهای ارشد وزارت جنگ آمریکا پیامی درباره کاهش سرعت خدمات استارشیلد دریافت کردهاند و مقامهای اوکراینی نیز از اختلال در ارتباط برخی تجهیزات نظامی متصل به استارلینک خبر دادهاند. این اختلالها، طبق گزارش منابع آگاه، بر عملکرد پهپادهای اوکراینی تأثیر گذاشتهاند؛ هرچند جزئیات تصمیمگیری و مسئول مستقیم محدودیتها بهطور کامل روشن نشده است.
اهمیت این اتفاق در آن است که اوکراین از متحدان آمریکا به شمار میرود و در جنگ با روسیه بهشدت به ارتباطات ماهوارهای متکی شده است. با این حال، همکاری سیاسی و نظامی با واشنگتن نتوانسته تضمینی مطلق برای استمرار دسترسی به خدمات ارتباطی ایجاد کند. هنگامی که یک کشور برای بخشی از ارتباطات حیاتی خود به زیرساختی وابسته میشود که خارج از قلمرو و اختیار مستقیم آن قرار دارد، امکان تغییر شرایط استفاده از آن به عاملی اثرگذار بر تصمیمهای نظامی و امنیتی تبدیل میشود.
این تجربه نشان میدهد که وابستگی فناورانه فقط مسئلهای اقتصادی یا فنی نیست. قطع، محدودسازی یا تغییر کیفیت یک خدمت ارتباطی میتواند بر توان تصمیمگیری، هماهنگی و اجرای عملیات اثر بگذارد. چنین خطری برای کشوری که درگیر جنگ است آشکارتر دیده میشود، اما اصل مسئله به میدان نبرد محدود نمیماند و در حوزههای اقتصادی، امدادی، حملونقل و مدیریت بحران نیز اهمیت دارد.
دوست آمریکا بودن؛ تضمینی برای مصونیت از فشار نیست
عبارت «دشمن آمریکا بودن خطرناک است، ولی دوست آمریکا بودن کشنده است» میتواند هشداری درباره لزوم حفظ استقلال راهبردی کشورها محسوب شود، حتی اگر به قولی چالش ایدئولوژیک با ایالات متحدۀ آمریکا بین آنها وجود نداشته باشد. رابطه نزدیک با یک قدرت بزرگ ممکن است فرصتهای اقتصادی، امنیتی و فناورانه ایجاد کند، اما بهخودیخود تضمین نمیکند که منافع دو طرف در تمام شرایط یکسان باقی بماند. دولتها و شرکتها در نهایت بر اساس منافع و ملاحظات خود تصمیم میگیرند و متحدان نیز از این قاعده مستثنا نیستند.
اوکراین نمونهای قابلتأمل از همین وضعیت است. این کشور برای مواجهه با روسیه به پشتیبانی غرب نیاز داشته و خدمات ارتباطی ماهوارهای نیز در این معادله نقش مهمی پیدا کرده است. با این حال، هرچه کارکرد یک زیرساخت در عملیات حیاتی پررنگتر شود، وابستگی به تصمیمهای خارج از اختیار کشور استفادهکننده هزینه بیشتری خواهد داشت. مسئله صرفاً این نیست که یک متحد ممکن است در مقطعی حمایت خود را کاهش دهد؛ مسئله آن است که وابستگی عمیق، امکان انتخاب و واکنش مستقل را محدود میکند.
همین منطق درباره روابط اقتصادی و فناوری نیز صدق میکند. کشوری که تأمین ارتباطات، خدمات ابری، سامانههای اطلاعاتی یا ابزارهای راهبردی خود را به تعداد محدودی از ارائهدهندگان خارجی میسپارد، ممکن است در شرایط عادی از سرعت و کیفیت مطلوب بهره ببرد، اما در زمان اختلاف سیاسی، تحریم، بحران یا تغییر سیاست شرکت ارائهدهنده با محدودیت روبهرو شود. بنابراین، دوستی سیاسی با یک کشور قدرتمند نباید جایگزین ارزیابی مستقل از ریسک وابستگی شود.
اینترنت آزاد یا وابستگی به تصمیمهای خارج از مرز؟
یکی از روایتهایی که از زمان گسترش استارلینک مطرح شده، این است که اینترنت ماهوارهای میتواند بدون نیاز به زیرساختهای ارتباطی داخلی، دسترسی آزاد و گسترده به اینترنت را فراهم کند. این فناوری واقعاً میتواند در مناطق دورافتاده، هنگام تخریب زیرساختهای زمینی یا در شرایطی که شبکههای متعارف در دسترس نیستند، مزیتهایی داشته باشد. با این حال، تبدیل این مزیت فنی به ادعای «اینترنت رایگان و بدون محدودیت» تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد.
استارلینک خدمتی تجاری است که دسترسی به آن به تجهیزات، شرایط ارائه سرویس، سیاستهای شرکت و مقررات مربوط وابسته است. کاربران نیز برای استفاده از آن باید با سازوکارهای تعیینشده از سوی ارائهدهنده کنار بیایند. ماهوارهای بودن شبکه به این معنا نیست که مالکیت و مدیریت آن از میان میرود یا تصمیمهای شرکت دیگر بر دسترسی کاربران اثر نمیگذارد. در واقع، ممکن است مسیر انتقال دادهها از زیرساختهای زمینی عبور نکند، اما اختیار ارائه خدمت همچنان در اختیار مجموعهای محدود از بازیگران باقی بماند.
از این منظر، تصور اینکه ورود یک شرکت خارجی بهخودیخود به معنای رهایی کامل کاربران از محدودیتهاست، نیازمند بازنگری است. محدودیت ممکن است بهجای آنکه از سوی یک نهاد داخلی اعمال شود، از تصمیم شرکت، مقررات کشور محل فعالیت آن، شرایط قرارداد یا ملاحظات سیاسی و امنیتی سرچشمه بگیرد. تغییر محل اعمال اختیار لزوماً به معنای حذف آن نیست.
باید توجه کرد که نقد عملکرد شبکههای داخلی و مطالبه بهبود وضعیت اینترنت در کشور با این ادعا که وابستگی به یک ارائهدهنده خارجی الزاماً آزادی بیشتری ایجاد میکند، دو موضوع متفاوت هستند. سیاستگذاری مسئولانه باید همزمان دسترسی مردم را تا حد امکان با رعایت مصالح ملی بهبود دهد، تحریمهای فناوری را خنثی کند و از وابستگی راهبردی به یک بازیگر خارجی جلوگیری کند.
قدرت ایلان ماسک و مسئله پاسخگویی شرکتهای فناوری
تمرکز قدرت در شرکتهای بزرگ فناوری، پرسشهایی جدی درباره حدود اختیار مدیران، سازوکارهای نظارت و پاسخگویی عمومی ایجاد کرده است. هنگامی که یک شرکت خصوصی زیرساختی را اداره میکند که بر ارتباطات یک کشور یا عملکرد نیروهای نظامی آن اثر میگذارد، تصمیمهای تجاری و مدیریتی آن ممکن است پیامدهایی فراتر از بازار داشته باشد. در چنین شرایطی، اتکا به خدمات آن شرکت بدون توجه به ساختار تصمیمگیری و امکان اعتراض به تصمیمها میتواند مخاطرهآمیز باشد.
ایلان ماسک و شرکتهای تحت مدیریت یا مالکیت او نمونهای از این بحث گستردهتر هستند. مسئله در اینجا دفاع از رفتار یا مواضع شخصی او نیست؛ موضوع اصلی آن است که چه میزان از اختیار ارتباطی و عملیاتی میتواند در دست یک شرکت خصوصی متمرکز شود، بیآنکه کاربران و دولتهای استفادهکننده ابزار کافی برای تضمین استمرار خدمت داشته باشند. رفتار جنجالی یا تصمیمهای غیرقابلپیشبینی مدیران نیز میتواند نگرانیها درباره این تمرکز را افزایش دهد.
در عین حال، درباره استارشیلد باید میان مالکیت فناوری، اداره خدمات و اختیار تصمیمگیری تفکیک قائل شد. ماسک پیشتر گفته است که استارشیلد تحت مالکیت و کنترل دولت آمریکا قرار دارد و محدودیتهای آن را ارتش آمریکا و رئیسجمهور تعیین میکنند. بنابراین، نمیتوان هر تصمیم مرتبط با این سامانه را بدون بررسی شواهد به اراده شخصی او نسبت داد. نکته مهمتر این است که حتی در مواردی که تصمیم نهایی در اختیار دولت باشد، وابستگی به زیرساختی خارجی همچنان میتواند کشور استفادهکننده را در معرض تصمیمهای سیاسی و امنیتی قرار دهد.
این مسئله از چارچوب یک فرد یا شرکت فراتر میرود. هرگاه خدمات حیاتی جامعه به زیرساختی وابسته باشد که قواعد آن در حوزه قضایی و مدیریتی دیگری تعیین میشود، مسئله حاکمیت و پاسخگویی مطرح خواهد شد. پرسش اساسی این است که در صورت اختلاف، اختلال یا تغییر ناگهانی سیاست ارائهدهنده، چه مرجعی میتواند از استمرار خدمت اطمینان حاصل کند و چه راه جایگزینی در اختیار استفادهکننده قرار دارد.
استقلال ارتباطی؛ راهی برای کاهش هزینه وابستگی
درس اصلی تجربه اوکراین، تعیین سطح وابستگی و جلوگیری از تبدیل یک خدمت خارجی به تنها مسیر دسترسی به ارتباطات حیاتی است. تنوعبخشی به زیرساختها و حفظ گزینههای جایگزین میتواند هزینه تصمیمهای ناگهانی ارائهدهندگان را کاهش دهد.
اینترنت ماهوارهای حاکمیت پذیر میتواند در مناطق کمبرخوردار، شرایط اضطراری و موقعیتهایی که توسعه شبکه زمینی دشوار است، کاربرد داشته باشند. چنانکه در کشور ما در دولت سیزدهم مذاکراتی با یک ارائه دهندۀ خارجی جهت ارائه سرویس در ایران با رعایت اصل احترام به حاکمیت ملی انجام شد و پروژه هم تا حدی پیش رفت، از طرفی وزارت ارتباطات طی چند سال گذشته از گسترش ظرفیت منظومههای ماهوارههای مخابراتی هم غافل نبوده است تا در آینده امکان استفاده از این ظرفیت با کمک توانمندیهای بومی وجود داشته باشد.
گسترش زیرساختهای داخلی، ارتقای کیفیت و پایداری اینترنت، ایجاد مسیرهای جایگزین ارتباطی، تقویت همکاریهای علمی و صنعتی و تدوین مقررات شفاف برای خدمات حیاتی میتواند قدرت انتخاب کشور را افزایش دهد. قراردادهای استفاده از خدمات خارجی نیز باید تا حد امکان درباره استمرار سرویس، شرایط محدودسازی، حفاظت از دادهها و سازوکارهای حل اختلاف شفاف باشند. هیچ قراردادی همه ریسکهای سیاسی را از بین نمیبرد، اما آمادگی فنی و حقوقی میتواند از شدت پیامدهای وابستگی بکاهد.
ماجرای اوکراین در نهایت یادآوری میکند که دسترسی به فناوری با اختیار بر فناوری یکسان نیست. ممکن است کشوری در یک مقطع از خدمات پیشرفته یک شرکت خارجی بهره ببرد، اما در شرایط حساس نتواند درباره استمرار یا شیوه استفاده از آن تصمیم مستقلی بگیرد. اینترنت ماهوارهای نیز از این قاعده مستثنا نیست.
آزادی و امنیت ارتباطی زمانی پایدارتر خواهد بود که دسترسی کاربران به یک مسیر، یک شرکت یا یک تصمیم سیاسی وابسته نماند. سیاستگذار باید شرایطی ایجاد کند که استفاده از فناوریهای خارجی به نقطهضعف راهبردی تبدیل نشود و کشور در لحظه بحران همچنان امکان انتخاب و ادامه ارتباطات خود را داشته باشد.
انتهای پیام/