در گفت‌وگو با آنا بررسی شد

ضرورت «فضامند کردن» میراث امام خمینی(ره) برای نسل امروز/ از تحقیر ملی تا عزت و وحدت با احیای اندیشه امامت

چهاردهم خرداد تنها بهانه‌ای برای مرور گذشته نیست؛ بلکه فرصتی است تا اندیشه امام خمینی(ره) را از قاب خاطره به بستر زمان حال بیاوریم. با درک مفهوم «معاصرت»، می‌توان میراث بنیانگذار انقلاب را به روایتی زنده و راهگشا برای چالش‌های امروز تبدیل کرد.

به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری آنا، چهاردهم خرداد، سالروز عروج ملکوتی بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، هرگز نباید صرفاً به یک ایستگاه تقویمی برای توقف در گذشته یا تکرار مناسک یادبودی تقلیل یابد؛ بلکه باید آن را مجالی راهبردی برای بازخوانی اندیشه‌ای دانست که ریشه در تاریخ دارد، اما شاخ و برگ آن در بستر لحظهٔ اکنون می‌روید و نفس می‌کشد. 

سال‌هاست که این روز می‌گذرد، اما پرسش بنیادین همچنان پابرجاست: آیا می‌توان میراث فکری و سیاسی امام خمینی (ره) را در قاب خاطرات و بزرگداشت‌های سالانه محصور کرد، یا آن را می‌توان به مثابه زنده‌ترین و کارآمدترین نقشهٔ راه برای عبور از پیچیدگی‌ها و چالش‌های دوران حاضر دانست؟

بسیاری از مفاهیم و راهبرد‌های بنیانگذار انقلاب، اگر در ترازوی «معاصرت» سنجیده و در بستر زمان حال «فضامند» نشوند، به مرور خطر تبدیل شدن به گفتمانی نمادین، شعارگونه و تاریخ‌زده را در خود حمل می‌کنند. حال آنکه حقیقت پویای اندیشهٔ امام، دقیقاً در پیوند ناگسستنی آن با زیست امروز و توانایی آن برای گره‌گشایی از بن‌بست‌های سیاسی، فرهنگی و اجتماعی معاصر نهفته است.

امتداد اندیشهٔ امام تا امروز، نه در بازگویی صرف گزاره‌های تاریخی یا تقدس‌بخشی به کلمات، که در کشف لایه‌های عملیاتی و راهبردی آن برای تقویت خودباوری ملی، تحکیم وحدت و همبستگی داخلی، نفی هرگونه سلطه خارجی و تحقق عینی مردم‌سالاری دینی معنا می‌یابد. در این مسیر، فهم چگونگی تبدیل «دانایی» به «توانایی» و پیوند ناگسستنی میان «امام، انقلاب، مردم و اسلام» به عنوان ارکان یک نظام فکری منسجم، کلیدواژه‌های اساسی هستند.

بنابراین، شایسته است که با عبور از لایهٔ خاطره و ورود به لایهٔ روایتِ زنده، اندیشهٔ امام خمینی (ره) را در کالبد تحولات روز تزریق کنیم و نشان دهیم که چگونه ولایت فقیه به عنوان دال مرکزی این منظومه، نه یک مفهوم انتزاعی، بلکه تجربه‌ای حسی و عقلانی است که امروز در تار و پود هویت نسل‌های جوان ایرانی جاری است. 

در همین ارتباط، خبرنگارخبرگزاری آنا، گفت‌وگویی با «جعفر علیان‌نژاد» کارشناس و پژوهشگر اندیشه سیاسی داشته است.

ضرورت فضامند کردن اندیشه امام برای نسل امروز

علیان‌نژاد با اشاره به چالش‌های موجود در بازخوانی میراث فکری امام خمینی (ره) ابراز کرد: یک کلیشه رایج در برخورد با اندیشه‌های امام خمینی (ره)، یادبود خاطره‌گون از مواضع و بیانات معظم له است. این نحوه مواجهه آسیب‌ها و معایبی دارد که مهم‌ترین آن حبس آن فکر یا ایده در تاریخ و فروکاست آن به یک گویه تاریخ گذشته است. حتی اگر گوینده هدفی دیگر داشته باشد و مقصودش بزرگداشت و تجلیل از ایشان باشد. ناخواسته این نحوه بازگو کردن و گفتن از امام (ره) بدون توجه به وجه معاصرت آن کلمه و رعایت آن، ناخواسته منجر به خاطره‌گون شدن گفتار می‌شود.

این کارشناس اندیشه سیاسی در تبیین پیامد‌های این رویکرد افزود: بدون درک مفهوم معاصرت، هر تلاشی برای یادآوری گذشته، حتی اگر با قصد و نیت خوب همراه باشد، خروجی را تبدیل به امر نمادین، شعارگونه و نمایشی می‌کند و انتظار اینکه آن حرف و معنای بسیار بلند آن تاثیر و کنشی در وضعیت امروز ما ایجاد کند، درست نیست. از این منظر نقدی که می‌توان به عموم بزرگداشت‌های مربوط به حضرت امام (ره) داشت، در نظر نگرفتن سنجه اثر اجتماعی آن در گستره غیرقابل محاسبه سلایق عمومی است.

وی با تأکید بر اینکه حلقه مفقوده‌ای که می‌تواند این آسیب را مرتفع کرده و رفتار تکراری ما در مواجهه با متن اندیشه‌های امام راحل را اصلاح کند، فهم مقوله فضامند کردن اندیشه ایشان است، ادامه داد: مفهوم معاصرت به ما در این خصوص کمک می‌کند. پرسش اساسی که با این مفهوم پیش روی ما قرار می‌گیرد آن است که امام راحل (ره) چگونه با ما معاصر است و در لحظه اکنون ما هم هنوز حضور دارد؟ با تامل روی پاسخ به این پرسش است که می‌توانیم از لایه خاطره وارد لایه روایت امام شویم. معاصرت به تحلیل تخت و صاف و مستقیم و غیرمنعطف ما، فضا، بعد و تناسب می‌دهد؛ بنابراین باید بجای آنکه بدنبال فهم معنای پیام امام در فلان موقعیت تاریخی باشیم، باید ببینیم آن متن یا جمله چه چیز‌هایی را در موقعیت فعلی برای ما معنادار می‌کند.

علیان‌نژاد با اشاره به ضرورت تغییر رویکرد در روایت از امام تصریح کرد: بنابراین باید به جای آنکه بگوییم، امام خمینی (ره) که بود و چه کرد، باید بگوییم که هست و چه می‌کند. یکی از بهترین روایت‌های ممکن از امام به سیاق این مقدمات، روایات امام شهید انقلاب اسلامی از ایشان است که هر ساله در ۱۴ خرداد ماه بیان می‌کرد. با خوانش ۳۷ یا ۳۶ سخنرانی ایشان در طول سال‌های زعامت معظم له، با متنی زنده، پیامی به روز و حاضر مواجه می‌شویم که امام را از آن نقطه تاریخی به لحظه و دقیقه کنونی، حاضر کرده و حتی چشم‌انداز آینده آن معنای سرشار در مکتبش را عرضه می‌کند.

پژوهشگر اندیشه سیاسی با اشاره به روش رهبر شهید در زنده نگاه داشتن اندیشه امام خاطرنشان کرد: به گمانم فهم روش رهبر شهید در فضامند کردن زمان حاضر با اندیشه‌های امام راحل، کمک شایانی به ما برای عبور از بزرگداشت صرف به نوعی کنش روایی و تبیینی می‌کند. کنشی که هم مساله امروز ما را حل می‌کند و هم برخی بن‌بست‌های به ظاهر لاینحل را می‌گشاید. با بهره‌گیری از این روش، حتی می‌توان به زبان روزآمدی برای فضامند کردن گفتار امام راحل نزد نسل‌های جوان رسید و با عمق جان فهمید چرا انقلابی که امام آن را بوجود آورد، هویت ذاتی و دگرگون‌شونده و در حال شدن جوان ایرانی است.

ولایت فقیه و احیای اندیشه امامت؛ دال مرکزی نظام

وی با تأکید بر جایگاه احیای اندیشه امامت توسط امام خمینی (ره) ادامه داد: امام احیاگر اندیشه امامت بود که در منش، فکر و فعل رهبر شهید پدیدار شد. بیش از ۴۷ سال از پیروزی انقلاب اسلامی می‌گذرد، اما اندیشه امامت بیشتر از آنکه در پستوی انتزاعیات و گوشه کتابخانه‌ها خاک بخورد، به یک تجربه حسی، عاطفی و عقلانی تبدیل شده است. اکنون کمتر کسی است که خرد انقلابی را بدون وجود امام و راهبر فهم کند. برخی مفاهیم به جهت همین تجربه عملی، به مرحله تساوق معنایی رسیده‌اند. امام و انقلاب، امام و مردم، امام و اسلام، سه‌گانه‌ای است که فرض یکی از آنها بدون دیگری بسیار دور از ذهن و مطرود است. چیز‌هایی که اکنون به بدیهیات و محکمات ذهنی مردم تبدیل شده، در روز و روزگاری اساساً مسموع نبوده است. از این باب باورپذیری روایت دوران ماقبل تجلی نعمت امامت، بسیار سخت است.

علیان‌نژاد با اشاره به بیانات رهبر شهید در دهه ۵۰ برای تبیین مفهوم امامت بیان کرد: سال‌ها پیش در ابتدای دهه ۵۰ رهبر شهید انقلاب اسلامی در مجموعه ۱۰ سخنرانی که بعداً تحت کتابی با عنوان همرزمان حسین (ع) جمع‌آوری و پیاده‌سازی شد، در تلاش برای جاگیر کردن و یادآوری معنای امامت نزد مخاطبان بیانات خویش است. این نقل‌قول از حضرت آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای نشان می‌دهد چقدر فضا برای طرح این مباحث تهی بوده و تشنگی مردم در شنیدن معارف حقه تا چه میزان زیاد است: «متاسفانه مساله پیشوایی در مورد امام، امروز در فرهنگ شیعی ما ( آن مقداری که در دست وبال مردم هست) هیچ مطرح نیست. تا می‌گویی مثلا امام صادق (ع) در فلان موقعیت یک چنین عملی انجام داد، تو چه می‌گویی؟ می‌گوید: آقا! امام صادق (ع) امام بود. تا می‌گویی امام حسین (ع) چنین، امیرالمومنین (ع) چنان، امام هفتم (ع) چنان، امام عسگری (ع) آنجور، می‌گوید: آقا! اینها امام بودند. به این دلیل که اینها امام بودند، باید تو پیروی کنی؛ اگر امام نبودند که کسی وجود آنها را به رخ شما نمی‌کشید. ما که عمل گاندی را به رخ شما نمی‌کشیم که تو بگویی امام دیگران بود؛ ما که عمل آن کسی را که تو قبولش نداری، به رخ تو نمی‌کشیم... وقتی که ما امام را به امامت شناختیم، باید راه امام را هم بشناسیم، خط سیر زندگی او را هم بفهمیم و بدانیم؛ تا وقتی خط سیر زندگی او را دانستیم، بتوانیم دنبال این خط سیر را بگیریم و عمل کنیم.»

کارشناس اندیشه سیاسی با تحلیل شرایط آن دوران افزود: این اشاره نشان می‌دهد زمانی بود که مردم امام را امام می‌دانستند، اما این دانایی را تجربه نکرده بودند. این دانایی را به توانایی تبعیت تبدیل نکرده بودند. تجربه وجود امام و تبعیت از امام، نامانوس بود. بعد از انقلاب اسلامی مردم ۴۷ سال فرصت داشته‌اند، به نحو حداقلی تجربه و به نحو انقلابی تبعیت کنند. پس روشن می‌شود قبل از انقلاب فرض اسلام بدون وجود امام غلبه داشت، فرض مردم به دور از وجود امام حاکم بود و مفهومی به عنوان انقلاب هم بسیار بعید.

وی با تأکید بر آسیب‌های ناشی از خلأ اندیشه امامت در آن دوره تاریخی ادامه داد: این شکاف و این محیط عاری از وجود امام، یک خلأ و فضای میان‌تهی ایجاد کرده بود که هم حس افتخار و اعتزاز به گذشته تاریخی را کور می‌کرد، هم بستری برای الگوسازی بدلی و غیرواقعی می‌ساخت. نکته‌ای که رهبر شهید در جلسه دوم سخنرانی محرم ۱۳۵۱ به آن اشاره داشتند: «وقتی این احساس در یک ملت به وجود آمد که شخصیت برجسته‌ای در پیشینه زندگی تاریخی او وجود نداشته است، احساس حقارت می‌کند. وقتی احساس حقارت کرد، کار برای آن متصرف مستبد، بسی آسان است... شما می‌بینید که پیشینه‌های پرافتخار را در کشور‌ها و در جامعه‌ها و در میان ملت‌های محکوم چگونه خلع کردند؛ با چه عناوین و بهانه‌هایی زدودند؛ چگونه صورت‌های زیبا و منور را زشت جلوه دادند... این کار به دو صورت ممکن است انجام بگیرد: یکوقت هست که یک شخصیت را به کلی پامال می‌کنند، یعنی ذکر و یاد او را از انساء می‌کنند. مانند روش معاویه... راهی بهتر از راه معاویه اختراع شد و آن این بود: چهره‌ها را از بین نبردند، نام را نخواستند زیر خروار‌ها خاک دفن کنند، آمدند چهره را تحریف کردند؛ و این خطرناک است... در زندگی اهل بیت (ع) موفق به انجام این جنایت بزرگ شدند.»

علیان‌نژاد با اشاره به تداوم حربه تحریف حتی در دوران معاصر بیان کرد: رهبری شهید مجدداً با تداعی فضای آن دوران (قبل انقلاب) کارگر بودن حربه تحریف در آن زمان را گوشزد کرده و می‌فرمایند: «هنوز آنچنان است که شیعه امام صادق و مدعی تبلیغ سخت امام صادق (ع)، ایشان را آنچنان معرفی می‌کند که اگر چنانچه شما را آنجور معرفی کنند، فحش تلقی می‌شود، اگر من را آنجور معرفی کنند توهین تلقی می‌شود... امام سجاد (ع) را همینجور معرفی کردند. امام سجاد (ع) را یک آدم ضعیف بی‌اراده بازیچه بیمار معرفی کردند؛ امام بیمار.»

پژوهشگر اندیشه سیاسی با مقایسه فضای قبل و بعد از انقلاب تصریح کرد: تجربه انقلاب اسلامی درست در مقابل این فضا قرار می‌گیرد. تجربه‌ای که بر پایه رشد اندیشه امامت و شناخت عملی وجود امام حاصل شد. تجربه‌ای که منبعث از شناخت امامت حاصل می‌شود، براساس تحلیل رهبری شهید دو فایده مهم آموزندگی و برانگیزانندگی در مردم را دارد. موضوعی که به نظر ایشان «امروز (دوران طاغوت) هیچ یک از این دو فایده در اختیار ما نیست، ما نه به صورت آموزنده زندگی امام را فهمیده‌ایم و نه به صورت برانگیزاننده.»

وی با اشاره به درک زودهنگام رهبر انقلاب از فواید اندیشه امام افزود: ارائه این سخنرانی‌ها در سال ۵۱ نشان می‌داد، خود رهبر شهید از سال‌ها قبل به واسطه شناخت امام زمانه خود، از فواید دوگانه آموزندگی و برانگیزانندگی امام (ره) بهره‌مند شده بودند. 

به گفته علیان‌نژاد، رهبری اولین اقدامات برانگیزاننده امام را در محفلی از شاگردان طلبه ایشان پی‌جویی می‌کنند و می‌فرمایند: «آنچه مسلم است اینکه این حرکت‌آفرینی، این تحریک غریزه‌های معنوی و فطرت و سرشت انسانی از راه درس اخلاق و تذکر و آماده کردن دل‌ها شیوه امام بزرگوار بود. از اینجا ایشان شروع کردند تا ایجاد تحول در سطح وسیع یک ملت... مخاطب این تحول عبارت بود از ملت ایران.» (سی و یکمین سالگرد رحلت امام (ره) ۱۴/۳/۱۳۹۹)

علیان‌نژاد با تأکید بر جایگاه امام به عنوان احیاگر اندیشه امامت ادامه داد: درواقع امام خمینی (ره) احیاگر اندیشه امامت بود؛ اندیشه‌ای که در تقابل با میراث جاهلی «نسیان و تحریف امامت» نضج گرفت. امام (ره) با تذکر برعهد امامت، نخستین هسته‌های پیرو (شناسندگان راه امام) و انقلابی (برانگیختگان راه امام) را شکل داد. به این ترتیب اندیشه امامت، با خود خرد انقلابی را به ارمغان آورد. رهبر شهید در این رابطه می‌فرمایند: «انقلاب، فکر است؛ اندیشه است؛ راه است. اگر موردپسند و قبول یک ملتی قرار بگیرد، به خودی خود آن ملت آن را می‌پذیرد... امروز در منطقه ما، منطقه غرب آسیا، کلمه مشترک ملت‌ها مقاومت است؛ مقاومت را همه قبول دارند.» (سی‌امین سالگرد رحلت، ۱۳۹۸)

کارشناس اندیشه سیاسی با هشدار درباره غفلت از بعد معرفتی نهضت امام گفت: اهمیت این خرد انقلابی و معرفت حاصل از آن در پیش‌برد نهضت بسیار بالا بود، به نحوی که رهبری شهید گلایه می‌کند: «ندیدن بعد معرفتی این نهضت یکی از آفت‌هایی است که گریبان ما را گرفته است، حتی قبول داشتن این بعد سنگین معرفتی نیز کافی نیست؛ علم و دانایی نسبت به آن و تنفس در فضای داده‌های وزین آن لازم است.» (بیست و هشتمین سالگرد رحلت امام ۱۳۹۶)

وی با تشریح ابعاد سه‌گانه خرد انقلابی ابراز داشت: خرد انقلابی به عنوان چکیده و زبده اندیشه امامت، خود را در سه ساحت اصلی بازنمایی کرد؛ الف- امام و انقلاب، ب- امام و مردم و ج- امام و اسلام.

الف- امام و انقلاب؛ پیوند ناگسستنی ولایت و نهضت

علیان‌نژاد با اشاره به سرمشق نبی (ص) و امام علی (ع) برای امام خمینی (ره) ادامه داد: این سرمشق در قیام علیه جریان نسیان و تحریف، چراغ راه امام خمینی (ره) بود. جریان نسیانی که درپی ارزش‌زدایی از تمام مظاهر اجتماعی و حکومتی بود، جریان تحریفی که درپی خنثی‌سازی ظرفیت تحول‌زایی اندیشه امامت بود. استعداد تحولی که در مصداق امام خمینی (ره) جلوه‌گر شد. رهبر شهید در این زمینه می فرمایند:«امام روحاً هم یک انسان تحول‌خواه بود هم تحول‌آفرین بود. درمورد ایجاد تحول، نقش او صرفاً نقش یک معلم و استاد و مدرس نبود، نقش یک فرمانده داخل عملیات و نقش یک رهبر به معنای واقعی بود... به طور میدانی وارد مساله تحول شدند، نه فقط گفتاری و دستوری، از تحول‌آفرینی روحی در مجموعه‌ای از طلاب جوان در قم تا تحول‌آفرینی وسیع در عموم ملت ایران.» (سی ویکمین سالگرد ۱۳۹۹). رهبر شهید درجایی دیگر نیز بیان داشته‌اند: «مردان خدا به تاریخ روح می‌بخشند و روح بخشیده‌اند. تاریخ حقیقی و معنوی بشر را مردان خدا نوشته‌اند... مردان خدا تاریخ را متحول می‌کنند... آنها با امید به خدا و خشیت از پروردگار ناممکن‌ها را ممکن می‌کنند. با خوف و رجاء مادی و حیوانی نمی‌شود انسان و انسانیت را متحول کرد.» (شانزدهمین سالگرد رحلت ۱۳۸۴)

وی با تأکید بر پیوند ناگسستنی امام و انقلاب افزود: اکنون با فرض نام امام، مفهوم انقلاب نیز بلافصل تداعی می‌شود، این حقیقتی است که رهبر شهید بار‌ها مورد تأکید قرار داده‌اند؛ به ویژه آنجا که می‌فرمایند: «سخن گفتن از امام و انقلاب با یکدیگر تفاوتی ندارد... شخصیت امام از اصول اساسی او جدا نیست. درحقیقت هویت و اصول انقلاب ما خطوط برجسته شخصیت امام را هم تشکیل می‌دهد. هرچه راجع به انقلاب بگوییم، درواقع درباره امام سخن گفته‌ایم.» (سیزدهمین سالگرد رحلت ۱۳۸۱) یا درجایی دیگر می‌فرمایند: «امام نماد انقلاب است و این کشور بدون موتور پرقدرت انقلاب، به هدف‌های خود، به آرزو‌های خود دست نخواهد یافت.» (بیست و هفتمین سالگرد رحلت ۱۳۹۷)

پژوهشگر اندیشه سیاسی با تحلیل کارکرد دوگانه معرفت امام خاطرنشان کرد: بنابراین انقلاب، کارآمدترین مفهوم درتقابل با جریان نسیان و تحریف در زمانه‌ای بود که مردم از ثمرات شناخت امام بی‌بهره بودند. نکته بسیار مهم درحقیقتی است که رهبر شهید به آن اشاره داشته‌اند. معرفت به امام یا اندیشه امامت، توام با ایجاد تحول و غلیان و انقلاب و برانگیختگی است. خرد انقلابی دقیقاً در همین نقطه آغاز می‌شود. بر بنیان یک شناخت عقلانی یعنی معرفت به امام، پایه می‌گیرد و در همان لحظه شناخت دو کارکرد اساسی دارد: تابعیت و تغییر. این دو کارکرد، پیرو تحول‌خواه می‌ساخت. به زبانی گویاتر، انسان انقلابی تولید می‌کرد.

ب- امام و مردم؛ از تحقیر ملی تا عزت و وحدت

علیان‌نژاد با اشاره به نقش احیای اندیشه امامت در بازسازی هویت ملی و تقویت وحدت تاکید کرد: احیای اندیشه امامت، به یک معنا بازسازی گذشته افتخارآمیز و ایجاد فضای اعتزاز عمومی به هویت تاریخی بود. شاید بزرگترین ضربه هویتی، به مردم در دوران طاغوت در بلیه نسیان عهد امامت بود. این نسیان بستر لازم برای تحقیر ملی، تزریق حس بی‌ارادگی و ناخودباوری شده بود. یک بی‌میلی و عدم ارتباط امر سیاسی با امر مردمی شکل گرفته بود. این باور در ذهن مردم رسوب کرده و درونی شده بود که سرنوشت آنان به تمامه در دست طبقه حاکم است و راه حل معقول کنار نشستن و زندگی کردن و نظاره‌گر بودن است. رهبر شهید در این باره می‌فرمایند: «هنر بزرگ امام بزرگوار در این بود که به جای آن نظام فاسد، یک نظام سیاسی در این کشور برقرار کرد که به جای بی‌اعتنایی به مردم، عشق به مردم بر آن حاکم است. به جای بی‌توجهی به سرنوشت ملت، به خصوص سرنوشت جوانان، عشق به سرنوشت ملت و عشق به سرنوشت جوانان و اهمیت فوق‌العاده به آنها در آن مطرح است. به جای خودباختگی درمقابل بیگانگان، خودباوری در میان مردم روزبه‌روز توسعه پیدا می‌کند. به جای وابستگی سیاسی و اقتصادی و فرهنگی به بیگانگان، استقلال سیاسی و اقتصادی و فرهنگی هدف قرار گرفته است.» (هشتمین سالگرد رحلت ۱۳۷۶)

کارشناس اندیشه سیاسی با تأکید بر جایگاه مردم در اندیشه امامت و تقویت خودباوری ملی ادامه داد: این فضا با احیای اندیشه امامت تغییر کرد. مردم برای اولین بار متوجه شدند، در دستگاه امامت مردم از جایگاه ضروری و نه کفایی برخوردارند. به گفته رهبر شهید، «همت امام بر این گماشته شد که روح عزت ملی را در این مردم احیاء کند. عزّت آنها را به آنها برگرداند. امام بزرگوار فرهنگ "ما می‌توانیم" را به دهان مردم انداخت و در دل آنها جایگزین کرد... وقتی ادبیات امام را ملاحظه می‌کنید، تکیه اصلی روی ساخت درونی ملت است؛ احیای روح عزت؛ نه با تفاخر، نه با غرور، نه با به خود بستن، بلکه با استحکام ساخت درونی. آنچه ما باید به آن توجه کنیم این است که این یک کار مقطعی نیست؛ این یک کار مستمر است، یک کار ادامه‌دار است.» (بیست و سومین سالگرد ۱۳۹۱) 

درجایی دیگر، رهبر شهید به ایجاد هویت جدید توسط امام صراحتاً اشاره می‌کنند: «امام بزرگوار ما توانستند یک هویت جدیدی را در دنیای پرآشوب سیاست، در این منطقه به وجود بیاورد و آن هویت جمهوری اسلامی و ملت زنده ایران است که توانستند این جمهوری را ایجاد کنند و از آن پاسداری کنند. این یک هویت اسلامی و یک هویت ملی است و این هویت مخصوص ملت ایران هم نیست.» (هجدهمین سالگرد رحلت ۱۳۸۶)

علیان‌نژاد با اشاره به اعتماد امام به مردم و تحقق مردم‌سالاری دینی افزود: درواقع ادعای مردمی بودن جای خود را با اعتماد کامل به مردم عوض کرد. ترس از اعتماد به مردم، جای خود را به سروری و سالاری مردم داد. «امام به مردم اعتماد داشت. انقلاب که پیروز شد، امام می‌توانست اعلام کند که نظام ما یک نظام جمهوری اسلامی است؛ از مردم هم هیچ نظری نخواهد؛ هیچکس هم اعتراض نمی‌کرد، اما این کار را نکرد. درباره اصل و کیفیت نظام، رفراندوم راه انداخت و از مردم نظر خواست؛ مردم هم گفتند "جمهوری اسلامی" و این نظام تحکیم شد.» (دهمین سالگرد امام خمینی ۱۳۷۸) 

این اعتماد به مردم تا جایی جلو رفته بود که امام (ره) اصل صدور انقلاب را چنین تحلیل کرده بودند: «اگر بخواهیم انقلاب را صادر کنیم باید کاری کنیم مردم خودشان حکومت را به دست بگیرند.» (صحیفه امام، جلد ۱۵، ص۳۰۷) برمبنای اندیشه امامت، می‌توان به شاخصی درخصوص مردمی بودن رسید، به طوریکه می‌توان با این سنجه ادعای جریانات سیاسی در مردم‌گرا یا مردم‌گریز بودن آزمود.

علیان‌نژاد با تأکید بر پیوند روحانیت و مردم به عنوان یکی از ثمرات وحدت‌آفرین اندیشه امامت تصریح کرد: یکی دیگر از ثمرات احیای اندیشه امامت، پیوند وثیق میان روحانیت و مردم بود. این پیوند که اندیشه و احساسات مردم را متأثر می‌کرد موجب حضور در صحنه و میدانی آنها می‌شد. قیام ۱۵خرداد یکی از این مصادیق بسیار مهم و درس‌آموز انقلابی است. رهبر شهید در این باره می‌فرمایند: «۱۵خرداد ۱۳۴۲ یک مقطع بسیار مهمی است. علت این است که در روز ۱۵خرداد ۴۲ حادثه‌ای اتفاق افتاد که پیوند مردم با روحانیت را در این سطح خطرناک و حساس نشان داد... هرجا یک حرکتی، یک نهضتی به مردم متکی بود و مردم با آن همراه شدند، این نهضت قابل ادامه است؛ اما اگر مردم با یک حرکت اعتراضی پیوند نخوردند، ناکام خواهد ماند. وقتی مردم وارد یک میدان می‌شوند و پشتوانه یک نهضت، احساسات مردم، اندیشه مردم و حضور مردم می‌شود، آن نهضت قابل ادامه است و پیروزی برای آن نهضت رقم می‌خورد. حادثه ۱۵خرداد این مطلب را نشان داد.» (بیست و چهارمین سالگرد رحلت امام (ره) ۹۲)

پژوهشگر اندیشه سیاسی با اشاره به ماندگاری روح امام در میان نسل‌های مختلف و نقش آن در حفظ وحدت ملی ادامه داد: نکته مهم دیگری که در همسازی مفهوم امام و مردم، زنده ماندن روح امام در میان مردم و جوانان است. رمز این ماندگاری عمیق‌تر از روایت یک واقعیت ساده است. زندگی امام با مردم در سال‌های فقدان ظاهری ایشان، یکی دیگر از ثمرات احیای اندیشه امامت است که با در کار انقلاب بودن رهبر شهید، تعمیق شد. به بیان ایشان: «جسم امام از میان ما رفته است، اما روح امام زنده است. روح امام زنده است. راه امام زنده است. نفس امام در جامعه ما زنده است. آن جذابیت‌هایی که در زمان حیات ظاهری، مردم را، جوان‌ها را، دل‌ها را مثل آهنربا به خود جذب می‌کرد امروز هم وجود دارد. نام امام گره‌گشاست، علاوه بر اینکه اصول امام یک اصول تمام‌نشدنی و کهنه‌نشدنی است. اینها وجود دارد. (بیست و هشتمین سالگرد رحلت ۹۶)

ج. امام و اسلام؛ پیوند ایمان، مردم و موفقیت حتمی

علیان‌نژاد با تأکید بر پیوند ناگسستنی مفاهیم در اندیشه امامت افزود: تفکیک بین مفاهیم و ثمرات اندیشه امامت در ساحت واقع ناممکن است. در سطح مفهومی نیز این تفکیک با هدف تقریب به ذهن صورت می‌گیرد. این گفته که با احیای اندیشه امامت، اسلام نیز مجدد به اعتزاز و اعتلا رسید، نه تنها ادعایی گزاف که حقیقتی انکارنشدنی و مورد تأکید رهبر شهید است: «این نظام اسلامی دارای یک ماده اصلی به نام ایمان به خدا و غیب و نیز دارای یک قالب و صورت به نام شریعت اسلامی است... چنین نظامی جز در صدر اسلام، دیگر در طول تاریخ وجود نداشته است و امروز هم جز در ایران اسلامی در هیچ جای جهان وجود ندارد.» (پنجمین سالگرد رحلت ۷۳)

وی با اشاره به تعبیر جامع رهبر شهید از ترکیب امام، اسلام، مردم و انقلاب خاطرنشان کرد: شاید بهترین تعبیر برای توصیف پیوند مفهومی امام و اسلام و مردم و انقلاب در ترکیبی باشد که رهبر شهید در بیست و هفتمین سالگرد رحلت ایشان ارائه کردند: «ما امام را با صفات متعددی همواره توصیف می‌کنیم، اما این صفت که ما کمتر امام را با آن توصیف کرده‌ایم-یک صفت جامع است؛ مومن است؛ متعبد است؛ انقلابی است... امام امام انقلاب بود. انقلاب یک کلمه است و در دل آن حقایق بی‌شماری وجود دارد. امام انقلاب یعنی پیشوای همه این خصوصیاتی که کلمه انقلاب متضمن آن است.»

کارشناس اندیشه سیاسی در پایان با برشمردن ارکان ایمانی امام خمینی (ره) و نقش آن در حفظ وحدت و پرهیز از تفرقه خاطرنشان کرد: این ترکیب نشانه ایمان امام خمینی (ره) به چهار مولفه اصلی، خدا، مردم، راه و موفقیت حتمی بود. (بیانات در هفدهمین سالگرد رحلت امام خمینی ۱۳۸۵) ایمانی که سه باور مهم را در ایشان نهادینه کرده بود، باور به خدا، باور به مردم و باور به خود. (بیست و چهارمین سالگرد رحلت ۹۲) این سه باور در امام، محور همه تصمیم‌گیری‌های او، همه اقدام‌های او و همه سیاست‌های او شد... این سه باور امام را زنده نگه داشت، جوان نگه داشت، فکر امام، راه امام و طریقه امام را برای این ملت، ماندگار و ثابت کرد. (همان) باور‌هایی که زمینه عمل صالح ایشان شد. به گفته رهبر شهید انقلاب، «عمل صالح امام، عملی بود که بعد از صدر اسلام تا امروز، کسی آن را انجام نداده است؛ یعنی تشکیل نظام اسلامی.» (پنجمین سالگرد رحلت ۱۳۷۳)

انتهای پیام/

ارسال نظر