در گزارش آنا بخوانید

پاسخ به ادعای پهلوی؛ مسجد در ایران چه کارنامه‌ای دارد؟

در حالی که رضا پهلوی تلاش دارد مسجد را در چارچوب یک نزاع سیاسی تعریف کند، مرور تجربه انقلاب ۵۷، جنگ ایران و عراق و حتی فعالیت‌های اجتماعی امروز، تصویر چندلایه‌تری از این نهاد ارائه می‌دهد؛ تصویری که برای بسیاری از مردم با خاطره همبستگی و مشارکت گره خورده است.

گروه فرهنگ خبرگزاری آنا؛ در روز‌هایی که اظهارات تازه رضا پهلوی درباره «پایگاه سرکوب بودن مساجد» بازتاب گسترده‌ای پیدا کرده، یک پرسش جدی‌تر در افکار عمومی شکل گرفته است: «مسجد» در ایران معاصر دقیقاً چه نسبتی با مردم دارد؟ آیا باید آن را صرفاً در چارچوب نزاع‌های سیاسی تعریف کرد یا کارکرد‌های اجتماعی و تاریخی‌اش را هم دید؟

برای پاسخ به این پرسش، باید از سطح موضع‌گیری‌های رسانه‌ای فاصله گرفت و به سه لایه واقعیت نگاه کرد: زیست روزمره مسجد در محله‌ها، نقش آن در تحولات بزرگ سیاسی مانند انقلاب اسلامی، و کارکردش در سال‌های جنگ.

مسجد؛ بخشی از زندگی روزمره محله‌ها

مسجد در بسیاری از محله‌های ایران، پیش از آنکه یک نماد سیاسی باشد، یک فضای آشنا است. جایی که در آن، نسل‌های مختلف همدیگر را می‌شناسند. در یک عصر معمولی ممکن است در شبستان اصلی نماز جماعت برپا باشد، در اتاقی دیگر کلاس تقویتی رایگان برای دانش‌آموزان برگزار شود و چند نفر از معتمدان محل مشغول جمع‌آوری کمک برای خانواده‌ای باشند که سرپرستش شغلش را از دست داده است.

نذورات مردمی و مدیریت محلی

هزینه بسیاری از این فعالیت‌ها از محل نذورات خرد مردم تأمین می‌شود. هیئت امنای مسجد اغلب از میان همان ساکنان محل انتخاب می‌شوند؛ کاسب، کارمند، معلم بازنشسته. امام جماعت هم معمولاً سال‌ها در همان منطقه زندگی کرده و خانواده‌ها او را به عنوان فردی در دسترس می‌شناسند. در بسیاری از موارد، پیش از آنکه اختلافی به مراجع رسمی برسد، در همین فضای مسجد و با میانجی‌گری روحانی یا معتمدان محل حل‌وفصل می‌شود.

این تجربه روزمره، برای بخش بزرگی از جامعه، تصویری متفاوت از مسجد ترسیم می‌کند؛ تصویری که با تعابیر کلی و سیاسی به‌راحتی قابل جمع نیست.

مسجد در بزنگاه‌های اجتماعی و بحران‌ها

در بحران‌ها نیز این کارکرد اجتماعی پررنگ‌تر شده است. در دوران همه‌گیری کرونا، بسیاری از مساجد به پایگاه‌های توزیع بسته‌های معیشتی تبدیل شدند. شناسایی خانواده‌های نیازمند نه از طریق فرم‌های اداری، بلکه بر اساس شناخت محلی صورت می‌گرفت. جوانان مسجدی در برخی شهر‌ها به تولید ماسک و مواد ضدعفونی‌کننده پرداختند و در حوادثی مانند سیل و زلزله، مسجد نخستین محل جمع‌آوری کمک‌های مردمی بود. این شبکه، مبتنی بر اعتماد شکل گرفته است؛ اعتمادی که طی سال‌ها حضور مستمر در کنار مردم به دست آمده است.

رجوع به حافظه تاریخی؛ مسجد و انقلاب اسلامی

اما برای فهم کامل جایگاه مسجد، باید به حافظه تاریخی جامعه هم رجوع کرد. در سال‌های منتهی به ۱۳۵۷، هنگامی که بسیاری از احزاب و رسانه‌های مستقل محدود شده بودند، «مسجد» یکی از معدود فضا‌هایی بود که امکان تجمع و انتقال پیام در آن وجود داشت. شبکه گسترده روحانیون و مساجد، پیام‌های رهبری انقلاب را در سراسر کشور منتشر می‌کرد.

شبکه مساجد و بسیج اجتماعی انقلاب

رهبری که در رأس آن آیت‌الله سید روح‌الله خمینی قرار داشت، برای ارتباط با بدنه اجتماعی به همین شبکه متکی بود. مراسم چهلم شهدا، سخنرانی‌ها و بسیاری از راهپیمایی‌ها از مقابل مساجد آغاز می‌شد. در تحلیل‌های تاریخی نیز بار‌ها به این نکته اشاره شده که بدون این بستر سازمان‌یافته، بسیج سراسری مردم با آن گستره دشوار بود.

مسجد در سال‌های جنگ؛ از پشتیبانی تا حضور مستقیم

چند سال بعد، با آغاز جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۵۹، مسجد بار دیگر کارکردی ملی یافت. ثبت‌نام داوطلبان اعزام به جبهه در بسیاری از شهر‌ها از طریق پایگاه‌های مستقر در مساجد انجام می‌شد. مراسم بدرقه و دعا برای رزمندگان در همین فضا‌ها شکل می‌گرفت و جمع‌آوری کمک‌های مردمی برای جبهه نیز از دل همین شبکه صورت می‌گرفت. زنان محله در شبستان‌ها برای رزمندگان لباس می‌دوختند و بسته‌های پشتیبانی آماده می‌کردند. برخی روحانیون نیز در جبهه حضور یافتند؛ چه به‌ عنوان مبلغ و چه در قامت رزمنده.

مسجد و خاطره جمعی نسل‌ها

در این اثنا برای نسل‌هایی که انقلاب و جنگ را تجربه کرده‌اند، «مسجد» تنها یک ساختمان نیست؛ بخشی از خاطره جمعی است. جایی که خبر شهادت یک جوان از آن اعلام شده، جایی که برای سلامتی رزمندگان دعا خوانده‌اند و جایی که مراسم بزرگداشت برگزار شده است.

در عین حال، واقعیت این است که مسجد مانند هر نهاد اجتماعی دیگری می‌تواند محل نقد باشد. درباره شیوه مدیریت، میزان پاسخ‌گویی، یا نحوه تعامل با نسل جدید می‌توان و باید گفت‌و‌گو کرد. اما تقلیل آن به یک کارکرد سیاسی واحد، بدون توجه به این لایه‌های تاریخی و اجتماعی، تصویر کاملی ارائه نمی‌دهد.

داوری منصفانه از دل تجربه زیسته

این در حالی است که اظهارات سیاسی معمولاً بر جنبه‌ای خاص تأکید می‌کنند و سایر ابعاد را نادیده می‌گیرند. اما برای داوری دقیق‌تر باید به میدان نگاه کرد؛ به میزان مشارکت داوطلبانه مردم، به نقش مسجد در حل مسائل محلی و به حافظه تاریخی جامعه.

در نهایت اینکه جایگاه مسجد را نه تعریف‌های رسمی و نقد‌های سیاسی تعیین می‌کند، بلکه تجربه زیسته مردمی مشخص می‌کند که هر روز در آن رفت‌وآمد دارند یا ندارند. اگر مسجد در بخشی از جامعه همچنان کارکرد اجتماعی و معنوی دارد، این واقعیتی است که باید دیده شود؛ همان‌طور که اگر در جایی نیازمند بازنگری و اصلاح است، آن هم باید صریح و مسئولانه مطرح شود.

به هر حال داوری منصفانه، زمانی شکل می‌گیرد که همه این ابعاد در کنار هم دیده شوند؛ هم شبستان محله، هم صحنه انقلاب، هم سال‌های جنگ و هم واقعیت امروز.

انتهای پیام/

ارسال نظر