پیشنهاد سردبیر

آرایشگرانی که جراح شدند/ معامله با مرگ در اینستاگرام

بازار زیرزمینی خدمات زیبایی غیرمجاز به بحرانی خاموش در نظام سلامت تبدیل شده که مستقیماً با جان مردم معامله می‌کند. رشد بی‌ضابطه مراکز فاقد صلاحیت و تبلیغات فریبنده در فضای مجازی، فراتر از یک تخلف صنفی، منجر به فجایعی نظیر عفونت‌های شدید، نقص عضو و مرگ شده است. در حالی که سیاست‌گذاری‌ها از واقعیت میدان عقب مانده‌اند، ضعف قوانین بازدارنده باعث شده تا سلامت عمومی قربانی تجارت سیاه مداخله‌گران شود.

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری آنا، صبا کلانی در دورانی که سلامت باید مهم‌ترین اولویت سیاستگذاری اجتماعی باشد، یک بازار زیرزمینی در حال شکل‌گیری است که نه‌تنها نظام درمان را دور می‌زند، بلکه مستقیماً با جان مردم معامله می‌کند. رشد بی‌ضابطه مراکز ارائه‌دهنده خدمات زیبایی، بدون تخصص و بدون مجوز، تنها یک تخلف صنفی نیست؛ این پدیده اکنون به یک بحران خاموش در حوزه سلامت عمومی تبدیل شده است؛ بحرانی که پیامد‌های آن از عفونت‌های شدید تا نقص عضو و حتی مرگ گزارش می‌شود.

هشدار‌های مکرر از سوی سازمان نظام پزشکی نشان می‌دهد ما با یک مسئله فردی یا موردی مواجه نیستیم، بلکه با یک ساختار اقتصادی و تبلیغاتی مواجه‌ایم که در آن، سلامت به کالایی برای سود تبدیل شده است. این بازار به‌واسطه فضای مجازی، تبلیغات گسترده و ضعف نظارت، توانسته در مدت کوتاهی به یک شبکه موازی در حوزه درمان تبدیل شود.

پزشکی در سایه اقتصاد غیررسمی

رشد غیر ارگانیک صفحات تبلیغاتی در شبکه‌هایی مانند اینستاگرام، مسیر ورود افراد فاقد صلاحیت به حوزه‌ای را باز کرده که اساساً باید در انحصار متخصصان آموزش‌دیده باشد. این افراد با وعده قیمت‌های پایین‌تر، نتایج سریع‌تر و تصاویر فریبنده از قبل و بعد از عمل‌ها، یک الگوی خطرناک مصرف خدمات پزشکی را جا انداخته‌اند.

در واقع آنچه در حال رخ دادن است، شکل‌گیری یک اقتصاد موازی در دل نظام سلامت است؛ اقتصادی که به‌دلیل گردش مالی بالا، جذابیت زیادی برای افراد غیرمتخصص ایجاد کرده و در مقابل، قوانین موجود توان مهار آن را ندارند. این چرخه معیوب باعث شده درمان و زیبایی به حوزه‌ای سودآور برای مداخله‌گران تبدیل شود؛ بدون آنکه مسئولیتی در قبال عواقب کار خود داشته باشند.

سیاستگذاری عقب‌تر از واقعیت میدان

یکی از مهم‌ترین نشانه‌های این بحران، فاصله آشکار میان رشد تقاضا برای خدمات زیبایی و توان نظارتی نهاد‌های مسئول است. سازوکار‌های قانونی موجود بیشتر واکنشی هستند تا پیشگیرانه. رسیدگی به پرونده‌ها زمان‌بر است و در این فاصله، مراکز جدید با هویت‌های متفاوت شکل می‌گیرند.

این یعنی نظام نظارت، در حال تعقیب پدیده‌ای است که هر روز با شکل تازه‌ای ظاهر می‌شود. نتیجه چنین وضعیتی روشن است: سرعت تخلف بیشتر از سرعت برخورد است.

از منظر سیاستگذاری سلامت، این وضعیت نشان‌دهنده یک خلأ جدی در تنظیم‌گری است. قوانین موجود برای زمانی طراحی شده‌اند که ارائه خدمات درمانی محدود به مراکز مشخص و قابل رصد بود، نه برای دوره‌ای که هر فردی بتواند از طریق یک صفحه مجازی، خود را به‌عنوان ارائه‌دهنده خدمات پزشکی معرفی کند.

وقتی بدن به میدان آزمایش تبدیل می‌شود

خطر اصلی اینجاست که بسیاری از خدمات زیبایی، در ظاهر کم‌خطر به نظر می‌رسند، اما در واقع مداخلات پزشکی محسوب می‌شوند. تزریق مواد به بدن، هرچند در سطح پوست باشد، مستقیماً با سیستم ایمنی و جریان خون در ارتباط است. در شرایطی که این اقدامات در محیط‌های غیراستریل یا با مواد نامطمئن انجام شود، خطر بروز عفونت‌های گسترده و حتی مرگ وجود دارد.

این مسئله دیگر یک هشدار نظری نیست؛ تجربه‌های متعدد از بستری شدن افراد پس از انجام این اقدامات نشان می‌دهد که ورود مواد آلوده یا غیراستاندارد به بدن می‌تواند به عفونت‌های شدید منجر شود؛ عفونت‌هایی که گاهی از محل تزریق فراتر رفته و به کل بدن سرایت می‌کند.

در چنین شرایطی، بیمار نه‌تنها به نتیجه زیبایی مورد انتظار نمی‌رسد، بلکه وارد یک چرخه درمانی پیچیده و پرهزینه می‌شود که گاه تا پایان عمر ادامه دارد.

جامعه‌ای که سلامت را با قیمت مقایسه می‌کند

یکی از ریشه‌های اجتماعی این بحران، تغییر الگوی تصمیم‌گیری در میان مردم است. بسیاری از افراد، هنگام انتخاب خدمات زیبایی، به‌جای توجه به صلاحیت علمی، به قیمت پایین‌تر یا شهرت مجازی توجه می‌کنند. این تغییر نگرش، سلامت را از یک حق اساسی به یک کالای قابل معامله تبدیل کرده است.
وقتی قیمت به معیار اصلی تبدیل شود، طبیعی است که بازار غیرمجاز رونق بگیرد. در چنین فضایی، هر کسی می‌تواند با وعده هزینه کمتر، مشتری جذب کند؛ بدون آنکه درباره کیفیت مواد، تخصص فرد یا شرایط ایمنی توضیحی بدهد.

این پدیده نشان می‌دهد بحران تنها در سطح نظارت نیست؛ بخشی از مسئله به سطح سواد سلامت جامعه برمی‌گردد. در جامعه‌ای که آگاهی کافی درباره خطرات اقدامات درمانی وجود نداشته باشد، تبلیغات اغواکننده به‌راحتی می‌تواند جای تخصص را بگیرد.

ضعف بازدارندگی؛ انگیزه‌ای برای تکرار تخلف

یکی از انتقاد‌های جدی که بار‌ها مطرح شده، ناکافی بودن مجازات‌ها در برابر سود‌های کلان این حوزه است. وقتی درآمد یک مرکز غیرمجاز در مدت کوتاهی چند برابر جریمه احتمالی باشد، تخلف نه‌تنها متوقف نمی‌شود، بلکه به یک ریسک قابل‌پذیرش تبدیل می‌شود.

این مسئله از منظر سیاستگذاری سلامت یک زنگ خطر جدی است. اگر قوانین نتوانند هزینه تخلف را افزایش دهند، در چنین فضایی، برخورد‌های موردی و تشکیل پرونده‌های متعدد، هرچند ضروری، اما کافی نیست. مسئله نیازمند اصلاح ساختاری در قوانین، تشدید نظارت و ایجاد سازوکار‌های پیشگیرانه است.

نبرد روایت‌ها در شبکه های موبایلی

امروز میدان اصلی رقابت میان نظام رسمی درمان و مداخله‌گران، فضای مجازی است. از یک‌سو صفحات پرزرق‌وبرق با تصاویر جذاب و وعده‌های سریع، و از سوی دیگر هشدار‌های رسمی که اغلب کمتر دیده می‌شوند. در این نبرد روایت‌ها، کسی برنده است که بیشتر دیده شود؛ نه لزوماً کسی که درست می‌گوید. همین مسئله باعث شده بسیاری از مردم پیش از آنکه به مجوز یا تخصص توجه کنند، تحت تأثیر تصویرسازی‌ها قرار بگیرند؛ بنابراین یکی از مهم‌ترین سیاست‌های سلامت عمومی، باید تقویت سواد رسانه‌ای و سواد سلامت باشد. مردمی که بتوانند تبلیغ را از واقعیت تشخیص دهند، کمتر در دام چنین شبکه‌هایی می‌افتند.

مسئله‌ای فراتر از زیبایی

شاید در نگاه اول، موضوع خدمات زیبایی یک انتخاب شخصی به نظر برسد؛ اما وقتی پیامد‌های آن به بستری شدن، هزینه‌های درمانی سنگین و فشار بر نظام سلامت منجر می‌شود، دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک تصمیم فردی دانست.

هر بیمار دچار عارضه، به‌طور غیرمستقیم منابع عمومی درمان را مصرف می‌کند؛ بنابراین گسترش مراکز غیرمجاز، تنها سلامت فرد را تهدید نمی‌کند؛ بلکه به‌طور غیرمستقیم کل سیستم درمان را تحت فشار قرار می‌دهد.

انتهای پیام/

ارسال نظر