اروپای سردرگم در تله واشنگتن؛ چرا تقابل با ایران نشانه افول راهبردی اتحادیه اروپا است؟
خبرگزاری آنا - علی رحمانی: در میانه تشدید تنشها میان تهران و بروکسل و همزمان با اقداماتی که بیش از آنکه مبتنی بر دیپلماسی باشد، رنگ و بوی فشار سیاسی دارد، پرسش از چرایی و پیامدهای این روند بیش از هر زمان دیگری مطرح شده است. اتحادیه اروپا که روزگاری میکوشید خود را میانجی متوازن در معادلات ایران و غرب نشان دهد، امروز در موقعیتی ایستاده که استقلال و ابتکارش محل تردید است. در چنین فضایی، گفتوگو با «سجاد هدایتی» کارشناس مسائل فرانسه و اروپا، تلاشی است برای واکاوی ریشههای این چرخش و پیامدهای آن برای آینده روابط ایران و اروپا.
هدایتی با اشاره به سردرگم بودن سران کشورهای عضو اتحادیه اروپا و قدرتهای سه گانه موجود در این قاره گفت: ببینید، اگر بخواهیم واقعبینانه نگاه کنیم، باید بگوییم اقدامات اخیر اروپا بیشتر از آنکه نشانه یک راهبرد منسجم باشد، بازتاب نوعی سردرگمی و ناتوانی در سیاستخارجی قاره سبز است. زیرا اروپا بعد از خروج آمریکا از برجام عملاً نتوانست به تعهداتش عمل کند و امروز برای جبران این ضعف، به ابزارهای فشار سیاسی و نمادین روی آورده است. تروریستیخواندن سپاه پاسداران را نیز باید در همین چارچوب دید. این اقدام نه مقدمه مذاکره است و نه کمکی به بازگشت اعتماد میکند بلکه بیشتر تلاشی است برای افزایش هزینههای ایران بدون آن که اروپا حاضر باشد خودش هزینهای بپردازد. از نگاه ایران، این رویکرد اساساً با منطق مذاکره در تضاد است؛ زیرا شما نمیتوانید نیروی رسمی و حاکمیتی یک کشور را هدف قرار دهید و همزمان انتظار داشته باشید همان کشور با اطمینان پای میز مذاکره بنشیند. پذیرش چنین مسئلهای خدشهای بر استقلال سیاسی هر کشوری است.
نقش غیرقابل انکار آمریکا در پروژه تروریست نامیدن سپاه
این کارشناس مسائل سیاسی-امنیتی فرانسه و اروپا در ادامه گفت: اضافه کردن نام سپاه پاسداران به لیست گروههای تروریستی پیشتر توسط ایالات متحده انجام شد و اروپا در این مسیر میخواست با انفعال مقطعی آزادی عمل خود را ثابت کند؛ زیرا در ابتدا حتی سخنانی از رد این مسئله توسط فرانسه زده شد، اما در نهایت کل کشورهای اتحادیه اروپا با این مسئله موافقت کردند. بله، اروپا درست بعد از ایالات متحده دقیقاً همین اقدام را انجام داد و این بار به بهانه حقوق بشری خواسته واشنگتن را اجرا کرد تا سرسپردگی خود را با زیر نقاب دفاع از حقوق بشر بپوشاند.
هیجان اغتشاشات؛ دامی که اروپا در آن افتاد
تحلیلگر مسائل اروپا ادامه داد: این را هم باید اضافه کرد که حوادث دی ماه گذشته در ایران نیز در پارلمان اروپا یک اتحاد هیجانی بین چپ و راست علیه ایران ایجاد کرد و اروپا با استفاده از همین هیاهو اذهان عمومی خود را اقناع کرد. اما آورده آن برای اروپا چه بود؟! کشورهایی که همیشه دم از منافع خود میزدند آخرین پل ارتباطی خود بازگشت به مذاکرات و ایفای نقش را خراب کردند. البته این مسئله را میتوان اینگونه صحتسنجی کرد که اگر اروپا به مسئله حقوق بشر اعتقاد حقیقی داشت، اسرائیل هدف مشروعی برای آنان بود تا با تحریمهای مختلف جنگ را در غزه به پایان برسانند یا حداقل صهیونیستها را تحت فشار قرار میدادند. اما متأسفانه باید اعتراف کنم این اقدامات بازی مهرهها و مسئله هژمونی است و جنگ قدرت برای ایالات متحده و اجرای نقشه تحمیلی آمریکایی نه حقوق بشر و غیره.
اسنپ بک آخرین ابزار اروپا برای تقلای سیاسی
دانشآموخته دانشگاه تهران با اشاره به مکانیسم اسنپبک به عنوان آخرین ابزار سیاسی اروپا گفت: در مورد اسنپبک هم باید گفت که این تهدید، بیش از آنکه ایران را تحت فشار قرار دهد، عملاً آخرین ابزار اروپا برای پنهانکردن فقدان ابتکار سیاسی است. فعالسازی اسنپبک یعنی پایان نقش میانجیگرانه اروپا و تبدیل شدن آن به بخشی از بحران، نه بخشی از راهحل، زیرا اتحادیه اروپا که در مسئله ایران از بازی خارج شده بود قصد داشت خود را با این تصمیم به مذاکرات ایران و ایالات متحده تحمیل کند تا حیات سیاسی اروپا را متضمن شود. اما حقیقت را نمیتوان کتمان کرد اروپا مسیر افول خود را میپیماید و این تصمیمات بیشتر به انتحار میماند تا ابراز قدرت. به همین دلیل باید بگویم اروپا آخرین کارتش را رو کرد در حالی که شاید اگر چنین کاری نمیکرد میتوانست نقش سازندهتری از خود باقی بگذارد و دیپلماسی خود را به رخ آمریکاییها بکشد. اما درست برعکس شد و ضعف اروپا در برابر ایالات متحده بیش از قبل بر همگان عیان شد.
بود و نمود سیاستهای اروپا از رسانه تا میدان
پژوهشگر اندیشکده مطالعات فرانسه در ادامه با اشاره به نقش مثبت ایران در عرصه حل بحرانهای منطقهای و جهانی گفت: مسئله اینجا است که اروپا در برخی موارد، بهویژه در رفتار کشورهایی نظیر فرانسه، دچار نوعی نگاه کوتاهمدت و رسانهای شده است؛ زیرا چه کشورهای اروپایی این را بخواهند و بپذیرند و چه نه، ایران یکی از بازیگران اصلی معادلات امنیتی منطقه است؛ از مبارزه با داعش گرفته تا ایجاد سدی جدی در برابر قاچاق مواد مخدر به سمت اروپا. البته پمپاژ اطلاعات رسانهای این مسئله را نمیخواهد بروز بدهد، اما این آن چیزی است که در منطقه رخ داده است. همانطور که ترکیه دروازه ورود مهاجران به اروپا است و همواره از این مسئله به عنوان ابزار قدرت پنهان خود در روابطش با اروپا استفاده میکند، ایران نیز چنین نقشی در مهار جریان مواد مخدر به سمت اروپا دارد. نقشی که شاید به اندازه اهمیتش از آن به عنوان ابزار سیاسی استفاده نشده است.
خودزنی اروپا با نادیده گرفتن ایران
هدایتی در ادامه ضمن نقد عملکرد اتحادیه اروپا نسبت به ایران در سالهای اخیر گفت: نادیدهگرفتن این واقعیتها یا تقلیل نقش ایران به یک روایت سیاسی سادهشده، در عمل نوعی خودزنی راهبردی برای اروپا محسوب میشود؛ زیرا وقتی اروپا نقش یک بازیگر مؤثر منطقهای را تضعیف میکند، در واقع بخشی از امنیت خودش را هم تضعیف کرده است. در مورد فرانسه مشخصاً میتوان گفت این کشور از جایگاه سنتی خود بهعنوان یک قدرت متوازن و مستقل فاصله گرفته و بیشتر در نقش یک بازیگر واکنشی و شعاری ظاهر میشود. این مواضع شاید در کوتاهمدت برای مصرف داخلی یا همراستایی با آمریکا مفید به نظر برسد، اما در بلندمدت اعتبار اروپا را بهعنوان یک کنشگر مستقل و قابل اتکا زیر سؤال میبرد.
محو تدریجی نقش راهبردی اروپا در عرصه تحولات بینالمللی
متخصص مسائل سیاسی فرانسه در ادامه با اشاره به افول قدرت سیاسی و بین المللی این کشور در عرصه بینالمللی گفت: فرانسه که بعد از دوگل رفته رفته افت قدرت دیپلماسیاش هم به مانند قدرت نظامی و استعماریاش مشهود شد، در این مسئله هم همان مسیر افول را دنبال کرد؛ افول در برابر ایالات متحده! شاید این تفسیر، سیاستمداران فرانسوی را به صرافت بیندازد، اما این تحلیل تدریجی قوای فرانسه سیر طبیعی خود را طی میکند و فرانسه هرروز بیشتر از قبل از قدرت دو قطبی ایالات متحده در برابر اتحاد روسیه و چین فاصله میگیرد. به همین دلیل باید گفت: اروپا با این رویکرد، بهتدریج جایگاه خودش را در نظم کنونی در حال شکلگیری از دست میدهد، زیرا وقتی یک قاره نتواند میان اصول حقوق بینالملل، منافع امنیتی و استقلال سیاسی خود توازن برقرار کند، طبیعی است که شرکای غیرغربی هم دیگر روی آن حساب نکنند؛ بنابراین واضح است که آن چه در پشتپرده رخ میدهد دیکته ایالات متحده برای اروپاست.
نسخه عزت ایرانی برای اروپای رو به افول
هدایتی در پایان با ارائه راهحلی برای جلوگیری از فروپاشی نقش اتحادیه اروپا به عنوان یک قدرت میانجی در عرصه تحولات منطقه و جهان گفت: شاید میتوان گفت از نگاه ایران این سیاستها، اروپا را به بازیگری کماثر و وابسته تقلیل میدهد. اروپا اگر به دنبال نقشآفرینی واقعی است، باید از سیاست فشار برای ایالات متحده عبور کند و به سمت گفتوگوی مبتنی بر واقعیتهای میدانی و احترام متقابل بازگردد؛ در غیر این صورت، خودش را از معادلات آینده جهان حذف خواهد کرد. چراکه در جهان کنونی آمریکاییها دقیقاً چنین سیاستی را دنبال میکنند و این سیاست شیوه آنهاست.
در پایان باید اضافه کنم که افول حتماً فوری و سریع رخ نمیدهد بلکه گاهی بخشی از یک پروسه تدریجی برای کنار رفتن همیشگی یک قدرت جهانی است.
انتهای پیام/