شرحی بر نمایش هالیوودی از غارت؛

بازگشت دزدان دریایی در قرن ۲۱!

بازداشت و نمایش رسانه‌ای رئیس‌جمهور یک کشور مستقل در خاک آمریکا، نه اجرای عدالت، بلکه بازتولید عریان «قانون جنگل» در پوشش نظم حقوقی است؛ جایی که قدرت، هم قانون می‌نویسد، هم قضاوت می‌کند و هم اجرای آن را به سیرکی سیاسی–رسانه‌ای بدل می‌سازد.

خبرگزاری آنا - رویا سلمانی دانشجوی دکتری ارتباطات: اگر از زاویه‌ی «قدرت و روایت» نگاه کنیم، نشان دادن ریس جمهور دزدیده شده‌ی کشوری در آمریکا بیش از آن‌که اجرای عدالت باشد، به سیرکی سیاسی–رسانه‌ای شباهت دارد. 

جایی که قانون نه یک اصل جهان‌شمول، بلکه ابزاری منعطف در دست قدرت مسلط است؛ قانونی که هرجا منافع اقتضا کند کش می‌آید و هرجا مزاحم باشد نادیده گرفته می‌شود. 

بازداشت یک رئیس‌جمهور مستقر، بدون فرآیند شفاف قضایی بین‌المللی، نه در دادگاه لاهه بلکه در خیابان‌های نیویورک، عملاً پیام می‌دهد: «قانون، همان چیزی است که ما تعریف می‌کنیم.» این دقیقاً همان قانون‌جنگل است، نه نظم حقوقی.

از منظر سیاسی–اقتصادی، برجسته نشدن غارت «نفت ونزوئلا» تصادفی نیست. تاریخ نشان داده هر جا منابع راهبردی بوده، روایت اخلاقی هم به‌دنبال آن ساخته شده: دموکراسی؛ حقوق بشر؛ مبارزه با مواد مخدر یا امنیت جهانی.

این‌ها اغلب روکش‌های مشروعیت‌بخش به غارت مدرن‌اند. تفاوت قرن ۲۱ با عصر دزدان دریایی فقط در ابزارهاست؛ آن‌ها با کشتی و پرچم حمله می‌کردند، امروز با تحریم، رسانه، دادگاه‌های خودخوانده و عملیات نمایشی.

دقیقا در همین راستا نمایشِ اسیر، بخشی از همین منطق است: تحقیر نمادین برای شکستن مقاومت و ارسال پیام به سایر دولت‌ها!

از منظر روانشناختی–رسانه‌ای، این «نمایش اسیر» کارکردی فراتر از مادورو دارد؛ مخاطب واقعی، دیگران هستند. یعنی هر کشوری که بخواهد از نظم مطلوب آمریکا تخطی کند. پیام ساده است: «سرنوشت مخالفت، نه فقط شکست سیاسی، بلکه فروپاشی نماد اقتدار است.» 

برای ما در ایران، با تجربه تاریخی کودتا در زمان رضا پهلوی، تحریم، جنگ و جنگ روایت‌ها، این صحنه‌ها آشناست. تجربه‌مان می‌گوید وقتی قدرتی خود را قاضی، دادستان و جلاد هم‌زمان می‌داند، مسئله عدالت نیست؛ مسئله مالکیت جهان است!

و سیرک، دقیقاً جایی‌ست که قدرت، خشونت خود را به سرگرمی تبدیل می‌کند تا غارت، عادی و حتی قابل تشویق جلوه کند.

انتهای پیام/

ارسال نظر